X
تبلیغات
راهنگ سبز

راهنگ سبز

سياسي اجتماعي

زيستن در خشونت

زيستن در خشونت

 

مشاهده زندگي آدميان كوچه و بازار مي‌تواند بيانگر بسياري از مشخصه‌هاي رفتاري آنها باشد از كلماتي كه در ميان نيازها و خواسته‌هاشان استفاده مي‌نمايند از واكنش در مقابل حوادثي كه بصورت اتفاقي با آنها مواجه مي‌شوند و بسياري ديگر، برگرفته از پيشينه‌ تاريخي و فرهنگي آنهاست كه از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌شود.

 

بسيار صحنه‌هايي از جريان روزمره زندگي را شاهد هستيم كه نشان‌دهنده كاهش رافت و عطوفتي است كه از جامعه انساني انتظار مي‌رود. تجسم صحنه برخورد يك كارمند دولت با مردم، صحنه برخورد دو راننده‌ايي كه باعث تصادفي شده‌اند، يا برخورد يك مغازه‌دار با مشترياني كه اجناس فروخته شده را پس آورده اند ودر كنار هم قراردادن همه اين‌ها و تامل عميق شدن به ريشه اين رفتارها ما را به دلايلي متعدد رهنمون مي‌سازد كه عمده‌ترين آنها كاهش ضمانت اجراي قوانين است. به باور بسياري از متفكريني كه روابط انسانها را در ميان جوامع مطالعه مي‌نمايند تحكيم و سلامت يك جامعه در مرحله اول، وضع و از همه مهمتر اجراي بي‌كم و كاست قوانيني است كه مي‌بايست مناسبات انساني را در آن جامعه شكل دهد. پس اگر قانوني وضع شود كه اراده‌ايي در اجرا و ضمانتي براي تحقق آن نباشد شايسته است  كه آن قانون از ابتدا وضع نشود؛ بدتر از همه آن است كه قانوني وضع شود كه با اجراي آن نتايجي خلاف هدف اوليه را به بار آورد كه البته اين نتيجه ،مصيبت بار نيز خواهد بود زيرا ثمرات رفتارهاي قانون شكنانه در عين حال كه باعث رواج قانون گريزي مي‌ گردد بلكه روحيه اعتماد و انصاف را تضعيف خواهد نمود. از سوي ديگر اين نكته را بايد در نظر داشت كه انسانها به دليل قدرت حسابگري و آينده‌نگري كه در وجودشان است بسياري از مناسبات رفتاري خود را تعريف مي‌نمايد زيرا مصداق اين مثل ( هرچه كني به خودكني) را باور دارند. در كنار هم قرار دادن جايگاه  و اهميت قانون به عنوان عامل تحكيم بخش در جامعه و همچنين ( قدرت حسابگري) انسان‌ها مي‌تواند سلامت بخش مناسبات باشد اما همانطور كه گفته شد اگر زماني عوامل ياد شده مختل شوند و روحيه بي اعتمادي و ناامني جريان حاكم  يك جامعه باشد رفتار شهروندان نيز بر اين اساس شكل خواهد گرفت .

حال و روز جامعه امروز ما نيز بدين گونه است زيرا زماني كه كارمند دولتي سرنوشت خود را در سرنوشت مراجعان نبيند، فردي كه حقش تضييع شده است اميدوار به آن نباشد كه فرشته نگهبان قانون حافظ منافعش است رفتاري خشونت‌آميز از خود بروز خواهد نمود. حتماً بسيارمواردي از زندگي كشورهاي توسعه يافته را شنيده‌ايم كه به هيچ عنوان ازچراغ قرمز عبور نمي‌نمايد يا قانون بدون كم و كاست و بدون استثنا و گذشتي اجرا مي‌شود، فلسفه وجودي اين نوع رفتارها در اين نيست كه آنها از برتري و نژادي خاصي بهره مي برند  بلكه در اين است كه به منظور تحكيم سلامت روابط انسان‌ها بايد قانون اجرا شود و هيچ فردي حتي قدرتمندترين افراد جامعه احساس ننمايند كه استثناها و به قول خودمان ( راههاي فرار از قانون) وجود دارد كه ياري رسان در شرايط سخت باشد پس اجراي بي كم و كاست قانون است كه روحيه اعتماد و انصاف را به پشتوانه خود تقويت مي‌نمايدو به اعتبار آن افراد جامعه هميشه اين احساس را خواهند داشت كه در مواجهه با شرايط و تضييع حقوقشان قانوني وجود دارد كه حمايتشان نمايد پس خود به خود با وجود اين روحيه، خشونت نيز كاهش مي‌يابد. فرهنگ خشونت و عدم انصافي كه چون طلسمي جامعه را به سيطره خود درآورده است به امري نهادينه شده‌ى رفتاري تبديل نموده است كه مي‌بايست چاره‌اي انديشيد چاره آن با دستور قابل حل نيست مهم اين است كه تمامي اركان جامعه به اين باور مشترك برسند كه نياز جامعه امروز ( زيستن در جامعه بي‌خشونت) است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 14:43  توسط محمد رضا نعيمي  | 

نگفتن نگين

5200 پرونده تجاوز خانگي

 

روزنامه رسالت به نقل از رييس انجمن آسيب هاي اجتماعي از تشکيل 5200 پرونده قضايي در کشور در مورد رابطه جنسي برادر با خواهر و پدر با دختر خبر داده است

دکتر يگانه به اين روزنامه مي گويد: "درحال حاضر چهارهزارپرونده درخصوص تجاوز برادر به خواهر و 1200 پرونده درخصوص تجاوزپدربه دختردردست بررسى است."

 

وعده هاشمي رفسنجاني چه بود

روزنامه حیات نو، خبر داده است كه  دو گروه درحال تهیه طرحی برای بیرون بردن کشور از شرایط بحرانی اند.

 

گروه اول- هاشمى رفسنجانی، مهدوى کنی، جوادى آملی، سید حسن خمینى و برخى مراجع عظام

 

گروه دوم- حسین مظفر، محمدرضا باهنر، حبیب‌الله عسگر اولادی، مرتضى نبوی، غلامعلى حداد عادل و مصطفى میرسلیم

 

این تلاش‌ها پس از راهپیمایى روز قدس و حضور گسترده مردم در آن سرعت و دامنه بیشترى یافته است. برخى معتقدند راهپیمایى روز قدس قدرت و حضور معترضین را نشان داد.  میرحسین موسوى نیز راهپیمایى روز قدس را نقطه عطف در روند حوادث چند ماه گذشته دانسته بود.

 

 

تایید ناپدید‌شدن کارشناس اتمی ایران در عربستان

 

حسن قشقاوی، سخنگوی وزارت خارجه‌ی ایران تأیید کرده که یکی از کارکنان دولت این کشور در عربستان ناپدید شده است. قشقاوی روز دوشنبه در جریان مصاحبه‌ی مطبوعاتی هفتگی خود با خبرنگاران، در پاسخ به پرسشی در باره‌ی «پناهنده‌شدن یکی از کارکنان تأسیسات غنی‌سازی قم به عربستان سعودی»، گفت: «شهرام امیری برای انجام سفر عمره مفرده به عربستان سفر کرده است و در این کشور ناپدید شده است.» قشقاوی در عین حال خبر روزنامه‌ی شرق‌الاوسط که امیری را کارمند تأسیسات هسته‌ای قم معرفی کرده را تکذیب کرد. او در ادامه‌ی اظهارات خود عربستان را مسئول سرنوشت امیری معرفی کرد.

 

دو روز پیش جهان‌نیوز، از سایت‌های خبری نزدیک به دولت محمود احمدی‌نژاد به نقل از منابع خبری عربستان نوشت، یکی از کارمندان انرژی هسته‌ای ایران که در سایت هسته‌ای قم فعالیت داشته ظاهرا به بهانه سفر زیارتی به عربستان رفته و بلافاصله به پناهندگی این کشور در‌آمده است.

 

پناهنده شدن دختر مشاور احمي نژاد به كشور آلمان

این روزها داستان پناهندگی نرگس کلهر به یکی از پیوند های داغ اینترنتی بدل شده است؛ حتی داغ تر از خبر پناهنده شدن یک گزارشگر رسانه ملی به غرب.

نرگس كلهر فرزند مهدي كلهر مي باشد كه مشاور رئيس هيات دولت مي باشد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 12:10  توسط محمد رضا نعيمي  | 

رييس سازمان بازرسي كل كشور:

رييس سازمان بازرسي كل كشور:

نبود نظارت درست علت اصلي عقب ماندگي است

رييس سازمان بازرسي کل کشور با اظهار تاسف از وضعيت فرهنگ قانون‌مداري و نظارت‌پذيري گفت: متأسفانه فرهنگ قانون‌مداري و نظارت‌پذيري آن چنان كه بايد و شايد در جامعه ما قوي نيست و اين اشكال موجب عدم موفقيت در حد مطلوب شده است.

حجت الاسلام مصطفي پورمحمدي در شوراي اداري استان همدان افزود: در حوزه بهره‌وري به منظور رسيدن به كارآيي و اثربخشي مهم‌ترين مقوله‌اي كه اساتيد و صاحبنظران فن بايد به آن بپردازند، مسئله مراقبت، كنترل و نظارت است.

اين در حالي بود كه وي نبود نظارت درست در جامعه را سبب اين دانست كه باعث يك سري عقب ماندگي‌ها شده است و افزود: نبود نظارت درست در جامعه سبب شده تا كشور ما در رسيدن به شاخص‌ها و استانداردهاي بين‌المللي با مشكلاتي مواجه شود.

وي با اشاره به نامگذاري امسال به نام سال اصلاح الگوي مصرف از سوي مقام معظم رهبري تصريح کرد : اين قانون در سال 68 به تصويب رسيده و دولت نهم نيز سه بار دستور العمل هاي آن را مصوب کرده است اگر به آن عمل نشود سخن مقام معظم رهبري اجرا نشده است.

وي اظهار داشت : هدف سازمان بازرسي ارايه گزارش هاي دقيق و بدون شک و شبهه است.

رييس سازمان بازرسي با هشدار نسبت به تبعات تلخ اين گونه حوادث تلخ بعد از انتخابات اظهار داشت: در حاليکه هر سال يک انتخابات در کشور برگزار مي شود اگر در هر سال چندين ماه را به علت اين گونه حوادث از دست بدهيم پس چه زماني تغيير و تحول در جهت توسعه ايجاد مي‌شود.

وي تاکيد کرد: نبايد فضا را براي دشمن ايجاد کرد و فرصت ها را از دست داد.

وي با اشاره به کاهش بهره وري به علت ضعف در نظارت در سازمان ها اظهار داشت: بهره وري در دهه هاي اخير به عنوان مهمترين موضوع و شاخص موفقيت دستگاه ها به شمار مي رود و مديران نيازمند مطالعه دقيق و اجراي اين مباحث هستند.

وي ادامه داد: براي افزايش بهره وري و بهبود شاخص ها بايد به دو مساله مهم کارآيي و اثر بخشي توجه کرد چرا که هيچ موضوعي به اندازه بهره وري تعيين کننده شاخص ها نيست.

وي با اشاره به اينکه بهره‌وري مقوله اي فرا بخشي بوده افزود: در سال هاي گذشته بهره وري سازماني فقط در وزارت صنايع و معادن اجرا شده است که در مجموع راندمان مطلوبي در خصوص بهره وري به همراه نداشت.

وي اظهار داشت: در حوزه بهره وري مهم ترين مقوله که اساتيد به آن مي پردازند مسله مراقبت ، کنترل و نظارت است که بر پايه برنامه ريزي باشد.

وي اضافه کرد: پايين بودن نرخ بهره وري در کشور ما به علت نظارت و کنترل ضعيف است که اين موضوع بايد مورد توجه بيشتر قرار گيرد.

وي ادامه داد: نظارت مسله اساسي بوده که نيازمند شاخص هاي بارزي است و اين ضوابط بايد در جوامع مقدم و محترم شمرده شود.

وي فقدان قانونمداري در جامعه را معلول نبود فرهنگ نظارت پذيري دانست و افزود: نظارت افکار عمومي به مراتب قدرت تاثير گذاري و کنترل آن از رسانه بهتر است اين در حالي است که در نظام جمهوري اسلامي بحث رسانه ها و تماس آن با افکار عمومي بسيار جدي گرفته شده است.

استاندار همدان نيز در اين نشست گفت: سازمان بازرسي نيازمند يک نظارت و نگاه نوين بوده که اين امر بدون توجه مسوولان ميسر نيست.

دکتر بهروز مرادي افزود: لازمه پيشرفت هر کشوري داشتن مديراني جسور براي اجراي طرح هاي بزرگ و قوي است.

وي ادامه داد: امروزه بين آنچه که خط مشي گذار با آنچه که در صحنه عمل بوده ممکن است فاصله هاي زيادي باشد که يکي از گره هاي مهم جامعه به شمار مي رود.

وي در بخش ديگر از سخنانش با اشاره به نتايج سفر امروز وزير بهداشت و درمان به همدان افزود: رشته دارو سازي بزودي در اين استان راه اندازي خواهد شد.

وي اضافه کرد: همچنين وزير بهداشت با راه اندازي شعبه بين المللي دانشگاه علوم پزشکي ابن سينا موافقت کرد.

دبير اجراي کنگره سرداران ، اميران و هشت هزار شهيد دفاع مقدس استان همدان نيز گفت: نمايش شب هاي آفتابي که 31 شب در پادگان ابوذر شهر همدان به اجرا درآمد با استقبال بي نظير مردم مواجه شد.

محمد جواد زمرديان افزود: در اجراي اين نمايش يک هزار و 200 نفر همکاري داشته و بيش از 64 هزار نفر ازمردم استان از آن ديدن کردند.

همچنين رييس سازمان بازرسي کل کشور در اين آيين اکبر عابدي را به‌عنوان مديرکل بازرسي همدان و منطقه سه کشور معرفي کرد  و از تلاش‌هاي محمد صادق‌پور مدير کل سابق اين دستگاه تقدير کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:45  توسط محمد رضا نعيمي  | 

فوتبال ايران پايين‌تر از بحرين قرار گرفت

در آخرين رده‌بندي فيفا

فوتبال ايران پايين‌تر از بحرين قرار گرفت

فوتبال ايران در تازه‌ترين رده‌بندي فيفا در رتبه 62 جهان و پايين‌تر از بحرين قرار گرفت.

به نقل از سايت رسمي فيفا، در رده‌بندي اعلام شده 4 تيم برزيل، اسپانيا، هلند و ايتاليا بدون تغيير در رتبه‌هاي اول تا چهارم جهان قرار گرفتند و آلمان با يك پله سقوط رتبه پنجم را به خود اختصاص داده است.

صعود دو پله‌اي آرژانتين و سقوط 6 پله‌اي روسيه با رتبه دوازدهم جهان از ديگر اتفاقات مهم در اين انتخاب جديد است.

ضمن اين كه مي توان به صعود 15 پله‌اي فوتبال كامرون و سقوط 10 پله‌اي استراليا تا رتبه 24 جهان اشاره كرد.

در آسيا، پس از استراليا كه با 848 امتياز در رتبه اول ايستاده ژاپن به عنوان تيم چهلم جهان 735 امتياز به خود اختصاص داده است. پس از ژاپن؛ كر‌ه جنوبي با 671 امتياز در رتبه 48 جهان قرار دارد.

بحرين چهارمين تيم آسيايي است كه در رتبه 61 جهان ايستاده است و 3 پله صعود را تجربه كرده است.

پس از بحرين فوتبال ايران با دو پله سقوط به رتبه 62 جهان بسنده كرد. تيم كشورمان 518 امتياز كسب كرده و در مكان پنجم قرار گرفته است.

عربستان تيم ششم آسيا نيز در رتبه 64 جهان به كسب 500 امتياز قرار گرفته است.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:44  توسط محمد رضا نعيمي  | 

نگین نگفتن

بودجه‌هاي همدان به صورت عادلانه تقسيم نمي‌شود

اين صحبت‌هاي نماينده مردم ملاير در مجلس است كه در خبرگزاري فارس منتشر شده بود.

وي ضمن تاكيد بر ناعادلانه بودن تقسيم بودجه مي‌گويد: بودجه‌هاي استان همدان به صورت عادلانه تقسيم نمي‌شود.

حسن ونايي در همايش تربيت بدني و هيئت‌هاي ورزشي ملاير اظهار داشته است كه ما خوشحاليم كه حرف‌هايي را كه مي‌زنيم به گوش مسئولان استان مي‌رسد اما متأسفانه مسئولان استان به هيچ كدام از مشكلات رسيدگي نكرده و اين جاي گله‌مندي دارد.

 

مديران بومي شهرستان كبود راهنگ كم كم بار خود را بسته اند و عازم سفر هستند.

شنيده حاكي از آن است كه تغييرات در كبود راهنگ كم كم در حال شدت گرفتن است، پس از بازرگاني، بهزيستي، اوقاف و ارشاد نوبت تعدادي ديگر است ولي با اين حال براي تعدادي از اين مديران هنوز مراسم توديع و معارفه‌اي صورت نپذيرفته است.

تا كنون بيش از 9 تن از مديران بومي شهرستان به منتقل شده‌اند كه اين در نوع مقايسه آماري بسيار جالب است.

 

 

 

گزينه‌هاي متعددي براي استانداري همدان به ميان آمده است.

از سردار طلوعي و رحيمي و پورمختار تا كارخانه‌اي نماينده دور قبل مردم همدان در مجلسف ولي با اين حال استاندار تاكيد ويژه‌اي بر ماندن خود دارد.

 

ماندن يا رفتن

ماندن جشنواره بين المللي فيلم كودك و نوجوان در همدان بستگي به يك سري معادلات دارد.

طبق اخبار واصله اگر استاندار همدان بقا شود اين جشنواره در همدان ماندگار خواهد بود وگرنه همانند تيم پاس و شنيده‌هايي كه هست بايد منتظر بود ديد كه آيا پاس و جشنواره فيلم كودك و نوجوان در همدان ماندني خواهند بود يا...

 

 

سياست جديد دانشگاه آزاد طبق شنيده‌ها حاكي از آن است كه دانشگاه آزاد ان چنان دانشجويان خود را دوست دارد كه حتي بعد از فارغ التحصيلي هم دلش نمي‌خواد اين دانشجويان از دانشگاه خارج شوند.

 

شهرستان شدن فامنين باعث يك سري تغيير و تحول در مجموعه اين شرستان شده اما مهمتر از آن نوع تغيير در نگاه مردم نسبت به مسئولين بسيار جالب و ديدني است.

مردم اين شهرستان فامنين را به عنوان قطب مهمي از شمال استان مي‌خوانند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:44  توسط محمد رضا نعيمي  | 

برگزاري جشنواره بزرگ روستايي و عشايري استان همدان

برگزاري جشنواره بزرگ روستايي و عشايري استان همدان

جشنواره بزرگ روستايي و عشايري استان همدان به مناسبت هفته تربيت بدني برگزار خواهد شد.

نادري‌فر رئيس هيئت روستاي و عشايري استان همدان در گفتگو با خبرنگاران گفت:جشنواره بزرگ روستايي و عشايري استان همدان در بخش بانوان به مناسبت هفته تربيت بدني آغاز خواهد شد که ميزبان اين رقابت‌ها شهرستان ملاير است.

وي افزود: بانوان روستايي و عشايري در رشته‌هاي تکواندو، فوتسال، پينگ پنگ، دو و ميداني و ورزشهاي بومي محلي به رقابت‌ خواهند پرداخت اين رقابت‌ها با حضور کليه تيم هاي روستايي و عشايري استان برگزار خواهد شد.

وي در پايان افزود: تمامي هماهنگي‌ها و برنامه‌هاي لازم را براي هرچه بهتر برگزاري اين جشنواره انجام خواهيم داد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:41  توسط محمد رضا نعيمي  | 

ارایه تولیدات فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در نمایشگاه نیروی انتظامی

ارایه تولیدات فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در نمایشگاه نیروی انتظامی

به گزارش روابط عمومی کانون استان همدان واحد فروش محصولات فرهنگی کانون  با یکصد عنوان اسباب بازی و یکصدو هشتاد عنوان کتاب  همزمان با برپایی نماشگاه نیروی انتظامی نسبت به ارایه جدیدترین تولیدات فرهنگی کانون اقدام نمود.

غرفه عرضه تولیدات کانون در نمایشگاه مورد استقبال کودکان و نوجوانان بازدید کننده قرار گرفته است و کلیه محصولات در این غرفه با 10% تخفیف به علاقمندان ارایه گرديد.

 

 

 

 

 

 

 

شادي و هيجان براي كودكان در روز جهانی کودک

كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان استان همدان به مناسبت گراميداشت روز جهاني كودك با هدف ارج نهادن به كودكان اقدام به برگزاري جشن كودكانه در محل سالن سينما كانون نمود.

اين برنامه كه در نوع خود بسيار جالب و ديدني بود با سخنان اكبر كرمي مدير كانون استان همدان شروع شد كه وي در ابتداي اين برنامه ضمن عرض خير مقدم و تبريك روز جهاني كودك گفت: در روز جهاني كودك، كودكان بايستي كودكي كنند و ما بزرگترها بايد كودكان را بشناسيم و حقوق آنان را رعايت كنيم.

مدير كانون استان همدان با تاكيد بر اينكه كودكان قشري تاثيرپذير هستند خاطر نشان كرد: در اين روز كودك درون بچه‌ها زنده‌تر شده و والدين مي‌بايستي نگهبان و يار و ياور كودكان باشند.

وي در ادامه با بيان ويژگي‌هاي كودكان و دوران كودكي آنان را آينده سازان و بزرگان فرداهاي كشور ياد كرد و خواستار توجه بيش از پيش نسبت به آنان شد.

همچنين در ادامه اين برنامه شاد كه همراه با شادي كودكان و نوجوانان همداني بود، مدير كل امور اجتماعي و انتخابات استانداري همدان، مهندس رستنده حامل پيام تبريك معاونت سياسي امنيتي استانداري بودند و با بيان اينكه ما در قبال كودكان مسئوليت سنگيني داريم، افزود: ما در قبال كودكان مسوليتي بزرگ و سنگين را در پيش روي داريم، زيرا مراحل تحول و درگرگوني تغيير در طول حيات زندگي ادامه دارد و هر تغييري مقدمه‌اي براي تغيير ديگر است .

 مدير كل امور اجتماعي استانداري همدان در ادامه افزود: اين دگرگوني و تغيير از دوران جنين آغاز و در كودكي و نوجواني ظاهر مي شود و در تمام اين مراحل هم در مرحله قبل و بعد اثر گذار است .

در ادامه وي با اشاره به اينكه  اگر پايه و اساس انسان را بررسي كنيم مي بايستي به دوران كودكي برگرديم گفت: به همين لحاظ است كه مسئوليت كار با كودكان بسيار سنگين است و شما و ما اوليا و مربيان اين قشر نسبت به كار خود توجه‌ خاصي را لحاظ كنيم.

مدير كل امور اجتماعي استانداري همدان درپايان ضمن تبريك روز جهاني كودك به همه كودكان از زحمات مديريت و كاركنان كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان استان همدان تقدير و اظهار اميدوراري كرد كودكان و نوجوانان استان همواره از خدمات اين كانون بهره‌مند باشند.

لازم بذكر است كه در این جشن كودكانه و با صفا یک کودک استثنایی بسیار دیدنی هم حاضری خودش در این جلسه را تیک زده بود البته به محض اینکه مسئولان برگزاري با خبر شدند که یک کودک خاص هم به این جمع آمده بلافاصله خبر دیگری هم اضافه شد و گفتند : این کودک ریش و سبیل هم دارد !

بله ، آن کودک کسی نبود مگر اینکه؛ کودکی خود را حفظ کرده بود و کودک باقی مانده بود و آن شخص حجت الاسلام احمد مهديزاده بود.

دوستی برای بچه ها که حتی بسم ا... یعنی بنام خدا اول برنامه‌اش هم صد در صد با ادبیات بچه ها ارائه گردید.

در ادامه نیز برنامه هاي متنوع از جمله مباحث آموزشي ديني با استفاده از كاغذ و برش براي كودكان و نوجوانان در اين روز به يادماندي اجرا نمود و با آموزهاي ديني و مباحث اخلاقي بازي با كودكان و نوجوانان را شروع و با خواندن دعا توسط كودكان خردسال كار خود را پايان داد.

گفتني است اجراي نمايش قوي ترين كلاغ دنيا توسط اعضا مركز فامنين و برگزاري مسابقات كودكانه و عمو حميد و قطره از ديگر برنامه هاي اين جشن بود كه حال و هواي خاصي را به اين روز به ياد ماندني داده بود.

در پايان نيز به 40 نفر از برگزيدگان مسابقه نقاشي طولاني ترين انتظار و غرفه نقاشي در بيست و سومين جشنواره بين المللي فيلم كودك ونوجوان اهدا گرديد

مدير كل ارزشيابي و رسيدگي به شكايات استانداري آقاي ديباج كارشناس ارزشيابي استانداري آقای ترابی خانم گل كار زاده مسئول بخش جنبي جشنواره فيلم و جمعي از مسئولين فرهنگي استان و 200 نفر از كودكان و مربيان و والدين از حاضرين در اين مراسم بودند كه نوع اجراي برنامه‌ را شيوه‌اي نو در سالني كه به بهترين امكانات مجهز بود برگزار كردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:40  توسط محمد رضا نعيمي  | 

قدراني مدير عامل برق همدان از همكاران پليس و روشندل اين شركت به مناسبت هاي هفته نيروي انتظامي و عصاي

قدراني مدير عامل برق همدان از همكاران پليس و روشندل اين شركت به مناسبت هاي هفته نيروي انتظامي و عصاي سفيد    

مهندس حاجي رضا تيموري در آخرين روز از هفته نيروي انتظامي در محل دفتر كار خود از همكاران پليس و  روشندل اين شركت  با اهداء هدايايي تجليل نمود .

بر اساس گزارش روابط عمومي شركت توزيع نيروي برق استان همدان در اين نشست كه با حضور مدير عامل و مديران حراست و روابط عمومي ، همكاران پليس و محمد جمال قمري همكار روشندل در محل دفتر مديريت برگزار شد مهندس تيموري ضمن تبريك و تهنيت به خاطر هفته ناجا امنيت موجود در كشور و استان را مرهون  تلاش  بي وقفه و شبانه‌روزي پليس دانست و افزود: همكاري و تعاملات ارزنده اي بين نيرو هاي  پليس استان و شركت توزيع نيروي برق وجود دارد و باعث شده است كه يكي از پايدارترين و امن ترين تاسيسات در شبكه ها در استان بوجود آيد .

وي آنگاه ادامه داد: با توجه به درخواست مسئولان آگاهي همدان اين شركت در اين هفته در كنار برادران پليس مبادرت به استقرار يكباب غرفه در محل دائمي نمايشگاهها نموده است و مستندات خود را در پيرامون  همكاري ارزنده‌اي كه بين ما و پليس وجود دارد  جهت بازديد مردم و مسئولان ارائه نمود كه مورد استقبال شايان توجهي قرار گرفت.

وي آنگاه ادامه داد: اين غرفه جهت فرهنگ‌سازي و اطلاع‌رساني ايجاد گرديده كه با توزيع بروشورهاي مناسب و برنامه مسابقه  مديريت مصرف برق سعي در  آموزش شهروندان دارد.

در اين نشست همچنين مهندس حاجي رضا تيموري رئيس هيئت مديره و مدير عامل ضمن تشكر و قدرداني از زحمات بي وقفه محمد جمال قمري همكار روشندل سالروز عصاي سفيد را تبريك گفته و در ارتباط با مشكل اين همكار پر توان تصريح كرد شايد مصلحت خداوند در اين بوده است كه چشم را بگيرد و بجاي آن ذهن عطا فرمايد در هر صورت بايد راضي بود به رضاي پروردگار عظيم الشان.

 ضمنا در انتها با اعطا هدايايي از همكار روشندل و پليس شركت توسط مدير عامل  قدرداني بعمل آمد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:40  توسط محمد رضا نعيمي  | 

كلنگ زني پايگاه امدادجاده اي گل تپه

كلنگ زني پايگاه امدادجاده اي گل تپه

با حضور  مسئولين استان و شهرستان كبود راهنگ گلنگ ساخت پايگاه امداد جاده‌اي گل‌تپه به زمين خورد.

به گزارش روابط عمومي جمعيت هلال احمر استان همدان، به مناسبت هفته كاهش آثار بلاياي طبيعي پس از ماه‌ها تلاش بي‌وقفه مسئولين استاني و شهرستاني ساخت پايگاه امداد جاده‌اي گل‌تپه آغاز شد.

در اين مراسم كه ره‌انجام مدير عامل هلال احمر استان همدان، قهرماني مطلق فرماندار كبود راهنگ، طالبي مدير كل ستاد حوادث غيرمترقبه و جمعي از مديران هلال احمر استان و شهرستان حضور داشتند، كار احداث پايگاه امداد جاده‌اي شمال غرب استان در زميني به مساحت 5 هزار متر مربع كه از سوي آقاي كاظم طاهري‌نژاد اهدا گرديده است، شروع شد.

در حاشيه اين برنامه حميد ره‌انجام مدير عامل جمعيت هلال احمر استان همدان ضمن تقدير از اين خيّر كبود راهنگي ابراز اميدواري كرد با توجه به اختصاص يك ميليارد و 500 ميلون ريال در سال جاري، طي روزهاي آينده ساخت اين پايگاه آغاز گردد.

وي اعتبار لازم اين مجتمع را كه داراي 500 متر زير بنا، 2 سالن اسكان اضطراري خواهران و برادران، اتاق معاينه، اتاق امدادگران، سرويسهاي بهداشتي، پاركينگ و پد هلي‌كوپتر است، حدود3 ميليارد و 400 ميليون ريال برشمرد و گفت: اميدواريم در سال آينده الباقي اعتبار مورد نياز نيز تخصيص گردد تا بتوانيم در هفته كاهش آثار بلاياي طبيعي سال 89 اين مجتمع را افتتاح نمائيم.

در ادامه اين مراسم كلنگ‌زني قهرماني مطلق فرماندار كبود راهنگ با تقدير و تشكر از اهدا كننده زمين و همچنين امدادگران هلال احمر گفت: در زمستان با توجه به صعب العبور بودن اين منطقه و عبور گردشگران داخلي و خارجي از اين محور، احداث چنين پايگاهي بسيار حائز اهميت است.

وي با بيان اينكه  ساليانه 800 هزار نفر از محورهاي شهرستان تردد مي‌كنند و 16 نقطه حادثه خيز در كبود راهنگ وجود دارد اظهار داشت: در سال گذشته در شهرستان كبود راهنگ براي كمك به انجام سفرهاي ايمن و تامين سلامت مسافرين مبلغ 20 ميليارد ريال هزينه شده است كه  امسال نيز اقداماتي در دست اجراست و اميدواريم در آينده نزديك كار احداث پايگاه امداد جاده‌اي شيرين‌سو نيز آغاز گردد.

همچنين طالبي مدير كل ستاد حوادث غير مترقبه استانداري امدادگري را از صفات انبيا برشمرد و گفت: اگر همه ما در كنار هم بتوانيم حتي جان يك نفر را نجات دهيم توانسته‌ايم به اهدافمان برسيم.

وي هدف از تاسيس چنين پايگاهي را اولا نجات جان مصدومين و در راه ماندگان و ثانيا آموزش امداد به اهالي شهرستان دانست.

اين مقام مسئول توجه به شعار هر خانواده يك امدادگر را ضروري‌ترين مسئله در مديريت بحران خواند و افزود: اين پايگاه محل آموزش اهالي شهرستان و مخصوصا بخشداران، دهياران و جوانان خواهد بود تا ايشان بتوانند در اولين دقايق بروز حوادث مديريت بحران و نجات آسيب ديدگان را بر عهده گيرند.

حاصلي رئيس جمعيت هلال احمر شهرستان كبود راهنگ نيز گفت: به دنبال بارش برف در نهم و دهم فروردين ماه سال جاري پايگاه موقت گل‌تپه 1200 نفر از در راه ماندگان را اسكان داد و دو روز از مصدومين پذيرايي نمود كه با ساخت پايگاه جديد گل‌تپه خواهيم توانست امدادرساني به مسافرين را افزايش دهيم.

وي در انتها از كمك‌ها و همكاري‌هاي مديريت جهادكشاورزي استان و شهرستان به جهت در اختيار گذاري موقت ساختماني براي امداد جاده‌اي گل تپه تقدير و تشكر نمود.          

گفتني است محمدرضا احسني مدير روابط عمومي جمعيت هلال احمر استان همدان در اين مراسم، ساخت اين مراکز را سرمايه گذاري اساسي براي نجات جان انسانها دانست و گفت: رانندگان بعنوان مهمترين عوامل انساني با رعايت مقررات، استفاده از تجهيزات ايمني مانند کلاه و کمربند مي‌توانند باعث کاهش آمار حوادث جاده‌اي شوند.

احسني افزود: خواستار اين هستم تا خبرنگاران از وضعيت امداد جاده‌اي استان گزارش‌هايي را براي هموطنانمان در سراسر كشور تهيه نمائيم تا شاهد پيشرفت هاي امداد جاده‌اي ما در سطح استان و كشور باشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:40  توسط محمد رضا نعيمي  | 

‌‌انجمن اوليا و مربيان

‌‌انجمن اوليا و مربيان

الگوى ارتباط مدرسه و خانواده

‌آغاز همكارى خانه و مدرسه در قالب اين انجمن به سال 1326 شمسى برمى‌گردد كه در آن سال، شوراى عالى فرهنگ كشور، بنا بر توصيه كنفدراسيون آموزش اوليا، وابسته به يونسكو تشكيل اين انجمن‌ها در همه آموزشگاه‌ها و همچنين شرح وظايف آن‌ها را تصويب كرد تا در سال 1346 شمسى، اولين انجمن اوليا و مربيان ايران تاسيس گرديده وبه ثبت برسد.

در اساس‌نامه اوليه انجمن اوليا و مربيان آمده است: انجمن ملى اوليا و مربيان ايران سازمانى است، غيرانتفاعى و غيردولتى كه با همكارى و پشتيبانى كسانى كه به تربيت عمومى نونهالان و نوجوانان علاقه دارند، تشكيل مى‌شود و هدف‌هاى معين و مشخصى را بر محور سياست‌هاى كلى آموزش و پرورش كشور و با معيارهاى فدراسيون بين‌المللى اوليا و مربيان براى نيل به هدف‌هاى خود تعقيب مى‌كند.

سازمان انجمن اوليا ومربيان جمهورى اسلامى ايران نيزاز سازمانهاى ارزشمندى است كه با برنامه هايى واقع بينانه و با هدف  تسهيل امر تعليم وتربيت و يارى رساندن به خانه ومدرسه از طريق هماهنگ كردن مجموعه عوامل دخيل در آموزش وپرورش دانش آموزان  تاسيس گرديده است .

آنچه كه در آموزش و پرورش به نام مدرسه محورى خوانده مى‌شود، چيزى نيست جز تفويض اختيارات گسترده براى اداره مدرسه به انجمن اولياء و مربيان. كاهش تصدى گرى دولت و سپردن كار مردم به مردم از طريق تقويت انجمن ميسر است. انجمن هاى اولياء و مربيان در صورتى كه با همديگر ارتباط افقى داشته باشند، مى توانند تبديل به بزرگترين نهاد مدنى جامعه شوند. بيش از 130 هزار مدرسه در سراسر كشور وجود دارد و هر مدرسه يك انجمن دارد. اگر تعداد اعضاى هر انجمن را به طور متوسط پنج نفر فرض كنيم و حداقل در يكصد هزار مدرسه اين انجمن ها شكل گيرند اين نهادى است با 500 هزار عضو فعال كه برگزيده 16 ميليون خانواده ايرانى هستند. اما بر سر راه تقويت و گسترش انجمن ها موانعى وجود دارد. اولين مانع سيستم متمركز و پلكانى آموزش و پرورش است، كه براساس دستورالعمل ها و بخشنامه هاى ادارى و از بالا اداره مى شود. هر چند در سال هاى اخير از طريق تفويض اختيارات به سازمان هاى آموزش و پرورش و مناطق گام هايى در جهت تمركز زدايى برداشته شده است، و بحث مدرسه محورى به عنوان يك نگرش از سوى مديران آموزش و پرورش مطرح شده است. اما تا رسيدن به نقطه مطلوب فاصله درازى وجود دارد. انجمن ها، نهادهاى دنباله رو هستند و معمولاً نقش آنها تأييد تصميماتى است كه از سوى مدير به عنوان نمـاينـده بـوروكـراسـى قدرتمند ادارى اتخاذ مى شود. سيستم ادارى ميل به تمركز و سلسله مراتب دارد و نهادهايى مانند انجمن اولياء و مربيان، شوراى معلمان و شوراى دانش آموزى را از محتوا تهى مى كند و صرفاً پوسته تشريفاتى و نمايشى آنها را حفظ مى كند. مانع ديگر گستردگى اين تلقى در جامعه است كه گويا وظيفه انجمن فقط جمع آورى كمك هاى مالى اولياء براى جبران كمبودهاى مدرسه است و در واقع به چشم يك موسسه خيريه به آن نگاه مى كنند.

عملكرد نامناسب اكثريت مديران مدارس و ضعف بينشى مسوولان ادارى در مورد نقش نهادهاى مدنى به گستردگى اين تلقى دامن مى‌زند. به همين دليل بسيارى از اولياء با اكراه در جلسات انجمن شركت مى كنند و نسبت به فعاليت هاى انجمن پيش‌داورى منفى دارند. مانع ديگر مشكلات معيشتى اكثر خانواده ها و فقر گسترده در جامعه است. اگر فقر فرهنگى و ضعف جامعه مدنى را نيز به اين عامل اضافه كنيم، به اين نتيجه مى رسيم كه مشكلات ادارى، تنها عامل ضعف اين نهاد نيست. به گفته كارشناسان ميانگين سواد در گروه سنى 15 تا 40 ساله كه نيروى فعال جامعه را تشكيل مى دهند، 5/5 سال است. 5/3 ميليون نفر بيسواد مطلق در جامعه داريم. مردم نسبت به فعاليت هاى سازمان يافته جمعى بدبين و بى ميل هستند. به همين دليل نقش انجمن ها در مناطق مختلف، برحسب موقعيت اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى خانواده ها متفاوت است.

 در مناطق مرفه نشين شهرهاى بزرگ، انجمن هاى اولياء و مربيان فعال ترند. اما در مناطق حاشيه اى  تعداد كمى از خانواده‌ها در جلسات انجمن شركت مى كنند. اكثر شركت كنندگان، مادران بى‌سواد و كم سوادى هستند، كه درك ضعيفى از مفهوم مشاركت دارند و هراسان و ترس زده تملق مدير را مى گويند كه شايد از روى دلسوزى مبلغ كمترى به عنوان كمك به مدرسه از آنها بگيرد! رشد انجمن هاى اوليا و مربيان تابعى است از رشد جامعه مدنى و به نوبه خود بر آن تاثير مى گذارد. طرح هايى مانند خودگردانى مدارس و واگذارى مديريت مدارس قيمت تمام شده و تقويت مشاركت هاى مردمى، بدون نهادسازى و تقويت نهادهاى موجود از قبيل انجمن اولياء و مربيان و شوراى معلمان، امكان‌پذير نيست. به تجربه ثابت شده است كه در غياب اين نهادها، سيستم ادارى توانايى و ظرفيت اجراى طرح هاى اصلاحى را ندارد.

تركيب اعضاى انجمن ‌ ‌

«انجمن ملى اوليا و مربيان ايران سازمانى است كه در آن تعصب مذهبى، طبقاتى، نژادى و يا سياسى راه ندارد و صرفا به جنبه تربيتى همگانى متوجه است كه در آن، علاوه بر نمايندگان اوليا، مديرمدرسه، يكى از معاونان، مربى پرورشى و نماينده معلمان مدرسه عضويت دارند و نماينده شوراى دانش‌آموزى نيز برحسب ضرورت مى‌تواند در جلسات انجمن شركت كند.»

شرح وظايف انجمن ‌ ‌

در شرح وظايف انجمن كه در دفتر كار انجمن مدارس نيز ثبت گرديده  موارد زير به عنوان وظيفه انجمن اوليا ومربيان مدارس برشمرده است :

1ـ تامين مشاركت فكرى، فرهنگى، عاطفى و آموزشى اوليا و تقويت هماهنگى و همسويى تربيتى و آموزشى خانه ومدرسه .

2ـ برنامه ريزى و تشكيل جلسات عمومى اولياى دانش آموزان.

3ـ برنامه ريزى وتصميم گيرى جهت  تشكيل جلسات آموزش خانواده .

4ـ همكارى ومشاركت با شوراى معلمان در برگزارى كلاسهاى فوق برنامه .

5ـ مشاركت در اجراى برنامه هاى كارآموزى هنرجويان در هنرستانها. ‌ ‌

6ـ همكارى ومشاركت با مدير مدرسه در اجراى فعاليت هاى پرورشى، برگزارى اردوهاى دانش آموزان و بازديد از مراكز علمى آموزشى و فرهنگى .

7ـ همكـارى و مشاركت در باره‌ى چگونگى قدردانى از كاركنان، اوليا و دانش آموزان و اعضاى شوراهاى مدرسه با رعايت ضوابط و مقررات مربوط .

8ـ جلب همكارى اولياى دانش‌ا‌~موزان جهت مشاركت و كمك به ارتقاى كيفيت فعاليت هاى مربوط و ارائه پيشنهادهاى لازم به مدير مدرسه .

9ـ تلاش و همكارى براى جلب مشاركت اولياى دانش‌ا‌~موزان، صاحب حرف، افراد خير و موسسات خيريه در تامين امكانات مورد نياز و بهبود اداره ى امور مدرسه .

10ـ نظارت بر چگونگى اخذ كمك هاى مردمى با رعايت قوانين و مقررات مربوط .

11ـ تشكيل شوراى مالى مدرسه با عضويت مدير مدرسه، رييس انجمن و نماينده ى شوراى معلمان در اولين جلسه ى انجمن .

12ـ نظارت بر نحوه هزينه ى وجوه حاصل از كمك هاى مردمى، خدمات فوق برنامه، سرانه دانش آموزان و كمك هاى شوراهاى آموزش و پرورش از طريق شوراى مالى و مطابقت موارد هزينه با برنامه هاى مصوب شوراى مدرسه .

13ـ بررسى و اتخاذ تصميم نسبت به سرويس رفت و آمد دانش آموزان انتخاب  و نماينده براى شركت در شوراى مدرسه .

14ـ انجام امورى كه بر اساس بخش نامه هاى انجمن مركزى اوليا ومربيان به عهده ى انجمن مدرسه محول مى گردد.

و......

تحليلى بر شرايط كنونى انجمن اوليا و مربيان مدارس ‌ ‌

هر يك از مديران مدارس و يا هريك از پدران ومادران همدانى كه عين شرح وظايف مذكور را تمام و كمال در مدارس فرزندانشان عمل نموده و يا مشاهده نموده اند مى توانند نقدى جانانه بر اين نوشتار گذارده و صاحب اين قلم را به پوزش وشكرگزارى وادارند . اما به زعم ما هيچ مدير و مدرسه اى نخواهند بود كه حداقل در سال تحصيلى گذشته طبق شرح وظايف عمل نموده باشد .

قصد نگاه بدبينانه و يا برخوردهاى قدر ناشناسانه نداريم و پدران و يا مادرانى كه عضو انجمن مدارس همدان بوده اند و يا به هرنحو با انجمن مدارس سروكار داشته اند با مشاهده شرح وظايفى كه براى انجمن از زبان خود انجمن برشمرده شده، حيران و شگفت زده خواهند شد كه پس آنچه ما مشاهده نموده ايم و آنچه ما انجام داده ايم چيست و نكند كه ما خواب زده ايم، نكند اين قوانين از مدارس كشورهاى ديگر است و يا ما در مدارس كشور هاى ديگر زندگى مى كنيم و خود نمى دانيم .

با كمال تاسف انجمن بسيارى از مدارس تنها بر روى كاغذ است. انجمن مدارس ما اغلب يك روز راى گيرى خواهند داشت، بعد از ان مدير مدرسه براى امضا چك از رييس انجمن كمك مى گيرد و اگر بخواهد براى اينكه بگويد اين مدير نيست، اين مدرسه نيست كه از اوليا پول دريافت مى كند از اعضا انجمن استفاده مى‌كند، براى آنها صندلى مى گذارند و هنگام دريافت كارنامه و يا هر مناسبت  ديگرى ضمن ارائه كارنامه پول دريافت مى كنند البته بسيارى نيز براى عقب نماندن از رقبا و براى نشان دادن تـوانمندى‌ها وشايستگى هاى خود به ادارات آموزش وپرورش، ضمن دريافت پول، كارنامه را ارائه مى دهند.

سرگذشت  انجمن اوليا و مربيان بسيارى از مدارس ما اينگونه است .

ما ايرانى‌ها عادت كرده ايم كه بر روى كاغذ طرح و برنامه هاى عالى و پيشرفته اى را ثبت نمائيم . اما در عمل، همه چيز ظاهر و خودفريبى مى شود، اسم ورسم وپوسته اى بر جاى مى ماند و اهداف ومحتوا و آرزوها و همه هزينه هاى مالى، و عمر و اوقات افراد بر باد مى رود از حكايات تلخ ما ايرانى ها همين سرهم بنديها و به قول عوام ماست مالى كردنهاست .  ‌ ‌

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:39  توسط محمد رضا نعيمي  | 

شعار شانزدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات و خبرگزاری ها :

شعار شانزدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات و خبرگزاری ها :

" ارتقای جایگاه رسانه و تعمیق اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری"

شانزدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات و خبرگزاری ها ، بیست و هشتم مهر در مصلای تهران برگزار می‌شود.

معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد با اعلام این خبر گفت: این نمایشگاه در شبستان اصلی مصلا با حضور نمایندگی 600 غرفه و 1500 نشریه و روزنامه برگزار می‌شود.

وی در خصوص خبرگزاری ها و نشریات خارجی حاضر در نمایشگاه گفت: در نمایشگاه امسال نمایندگان مطبوعاتی و خبرگزاری از 30 کشور حضوردارند.

وی افزود: نمایندگان کشورهای اندونزی، انگلستان، ایتالیا، برزیل، بحرین، بوسنی و هرزگوین، پاکستان، ترکیه ، تاجیکستان، چین، ژاپن، سوریه، عراق، فلسطین، قطر، کویت، گرجستان، لبنان، نیجریه، ونزوئلا، هندوستان، یونان، جمهوری آذربایجان، آلمان، عربستان، اسپانیا، افغانستان، ارمنستان، اوكراین و مالزی از جمله كشورهایی هستند كه در این نمایشگاه حضور می‌یابند.

ملكیان گفت: در نمایشگاه امسال بخشی هم با عنوان كافه مطبوعات تهیه كرده‌ایم كه در آن نشریات و روزنامه‌های مختلف برای مطالعه و عرضه ارائه می‌شود.

وی افزود: در نمایشگاه امسال علاوه بر پایگاه‌های اینترنتی، تشكل‌های صنفی و دیگرتشكل‌های وابسته به مطبوعات حضور دارند.

معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد گفت: نمایشگاه عكسی هم در حاشیه نمایشگاه برگزار می‌شود كه عكاسان خبری با موضوع آزاد سوژه‌های قابل توجه خود را در معرض دید علاقمندان قرار می‌دهند.

وی تصریح كرد: نمایشگاه امسال از 28 مهر تا 5 آبان از ساعت 9 تا 19 در مصلای بزرگ تهران برپاست.

ملكیان گفت: شعار امسال نمایشگاه " ارتقای جایگاه رسانه و تعمیق اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری" است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:39  توسط محمد رضا نعيمي  | 

با خوانندگان:

با خوانندگان:

چرا براي خيابان شهدا در مواقعي مثل ساعت 12 و يا 1 ظهر كاري اساسي نمي‌كنيد؟

من هر روز در اين مسير بايد حداقل 45 دقيقه منتظر ماشين به سمت شهرك باشم.

موسوي شهرك مدني

ميدان اصلي شهر همدان هر روز شلوغ تر و بي نظم تر هست.

آيا براي برطرف كردن مشكل اين منطقه چاره‌اي انديشيده نشده !

روح الله حلاجي

وضعيت ترمينال شهر كبود راهنگ واقعا در حد ترمينال روستائي هم نيست. چرا براي اين ترمينال چاره‌اي نمي‌انديشيد؟

وكيلي كبود راهنگ

ما در شهرستانمان افراد منتقد و انتقاد پذيري هم داريم اميدوارم نوع برداشت شما از فرهنگ و ارشاد و مديران شهر رزن اين گونه نبوده باشد.

طاهري قروه درجزين

كمي هم به فكر جاده‌هاي شهر و استان و روستاها باشيد.

چقدر كشته و مجروح؟ كار فرهنگ سازي در كنار يك سري كارهاي عمراني جواب مي دهد.

اصغر مينائي  بهار

پل تاريخي فرهنگيان كي به بهره برداري مي‌رسد؟

كمي هم خودتان قضاوت كنيد مگر مي شود يك پل ....

محدثي شهرك مدني

ورزش فقط تيم پاس نيست چرا مسئولان استان به شهرهاي كوچكي مثل كبود راهنگ و رزن و بهار توجه‌اي مثل توجه به پاس را ندارند؟

جواد شوندي از شمال استان همدان

بخش تركي هفته نامه بسيار جالب و خواندني است اميدوارم پايدار بماند و اضافه و كم نشود.

فاطمه توحيد بهار

شهروندي در تماس خود با دفتر هفته نامه ضمن تقدير از ايجاد اين ستون در نشريه گفت: دانشجويان آموزشكده زينب كبري براي رفت و آمد دچار يك سري مشكلات رفت و آمد هستند كه اميد داريم براي اين دانشجويان غير بومي چاره اي بينديشيد.

اين شهروند همداني كه خود ساكن همين منطقه است ضمن ارائه برخي موارد در خصوص مشكلات اين قشر گفت: وسايل رفت و آمد و وسيله نقليه در كنار غير بومي بودن دانشجويان دختر باعث يك سري مشكلاتي است كه اميد مي رود كمي به اين مركز توجه كنيد.

فاطمه م از همدان

تيم پاس همدان فقط براي بازي هاي استقلال و پيروزي نياز به همدلي دارد؟ چرا شما رسانه ها به اين تيم بيشتر نمي‌پردازيد؟

مصطفي صوفي

نان‌هاي سنگك رفته رفته اب مي‌روند! علت چيست؟

عباس نيازي كبود راهنگ

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:39  توسط محمد رضا نعيمي  | 

شهردار جوكار

همزمان با هفته كاهش آثار و بلاياي طبيعي در دفتر شهردار جوكار حاضر شده و به گفتگو در اين خصوص پرداختيم كه ماحصل آن متني است كه در ذيل مي‌خوانيد:

شهردار جوكار ناصر برزگران كه دانشجوي كارشناسي ناپيوسته علوم ارتباطات با گرايش روابط عمومي است با سابقه‌اي كه در شهرهاي اين استان دارد به خوبي با مشكلات شهري آشنا بوده و در اين گفتگو ضمن تشريح مباحثي پيرامون شهرداري خواستار فرهنگ‌سازي اين مباحث در جامعه شد.

وي در ابتداي گفتگو با بيان اينكه هفته بلاياي طبيعي بهانه‌اي است جهت جلب توجه عمومي به اهميت حوادث غيرمترقبه و اقداماتي كه بايد در راستاي پيشگيري و كاهش آسيب‌هاي ناشي از اين حوادث انجام شود گفت: با اينكه اغلب اينگونه حوادث خارج از كنترل انسان به نظر مي‌رسد اما خسارات ناشي از آن به‌طور چشمگيري قابل كنترل بوده و با اعمال پيشگيرانه انسان ارتباط دارد.

شهردار جوكار كه در حدود 4 ماه از فعاليت خود در اين شهرداري مي‌گذرد با بيان اينكه استحكام بناها در بحث حوادث و بلاياي طبيعي بسيار مهم است افزود: استحكام‌سازي بناها، آموزش به مردم و دست‌اندركاران امدادرساني و عكس‌العمل سريع و صحيح واحدهاي امدادرساني پس از حوادث و بلايا مي‌تواند نقش قابل توجهي در نجات جان انسان‌ها و كاهش خسارات بلاياي طبيعي داشته باشد.

ناصر برزگران با بيان اينكه در حوادث و بلاياي طبيعي، مهم‌ترين مسئله براي پيشگيري و يا كاهش تلفات جاني و مالي، آموزش و آگاهي دادن مردم در خصوص اين حوادث است گفت: نقش تشکل‌های مردمی و خانواده‌ها به ویژه زنان و جوانان را در پیشگیری و کنترل حوادث و سوانح مهم بود و لذا خواستار اين هستم كه تشکل‌های مردمی و خانواده‌ها به عنوان بازوی توانمند شهرداری‌ها در زمینه کنترل و پیشگیری از وقوع حوادث و سوانح انجام وظیفه نمایند.

شهردار جوكار که به مناسبت هفته کاهش بلایای طبیعی سخن می‌گفت، نقش آموزش همگانی که از جمله وظایف عمده شهرداری‌ها در این موضوع است را بسیار با اهمیت برشمرد و این آموزش ها را تعاملی دو جانبه جهت مداخله مؤثر در کاهش مخاطرات و افزایش ایمنی شهری ذکر کرد.

وي كه پيش از اين شهردار شهرهاي دمق و زنگنه بوده است و سابقه‌اي 20 ساله را در كارنامه خود دارد با آگاهي از اينكه عمده مشكل ما اين است كه فرهنگ سازي مناسبي و مطلوبي صورت نپذيرفته است در ادامه درخصوص نقش شهرداری‌ها در مدیریت بحران اظهار داشت: وقوع حوادث و سوانح متعدد از جمله زلزله‌های مهیب، سیل، طوفان‌های فصلی،خشکسالی، رانش‌های مکرر زمین، بارش برف سنگین و موج سرما و یخبندان، آتش سوزی‌های وسیع جنگلها، حوادث شهری و سایر حوادث گوناگون در کشور باعث شده ایران یکی از 10 کشور آسیب‌پذیر جهان از حیث وقوع حوادث طبیعی محسوب شود.

اين مقام مسئول با بیان اینکه شهرهای کشور که 70 درصد از جمعیت کشور را در خود جای داده اند بیشترین آسیب پذیری را در زمان وقوع هر یک از حوادث و سوانح دارا می‌باشند، افزود: وقوع حوادث طبیعی و انسان ساخت علاوه بر بروز تلفات انسانی، موجب آسیب و خسارتهای سنگین بر ساخت و سازهای شهری، تأسیسات زیربنائی، اماکن مسکونی و تجاری و کارخانجات  همچنین امنیت روحی، روانی و اقتصادی مردم را نیز به خطر می‌اندازد.

وي ادامه داد: بنابراین به نظر می‌رسد نقش شهرداری‌ها در این زمینه باید برجسته‌تر گردد و در شهرهای بزرگ محور اصلی مدیریت بحران و اقدامات مرتبط با کاهش بلایا باید شهرداری‌ها باشند.

شهردار جوكار در ادامه تصریح کرد: مدیریت شهری در سرتاسر کشور ناگزیر است برای کاهش اثرات بلایای طبیعی در شهرها، از کارآیی بسیار بالایی برخوردار باشد و آن را با گذشت زمان افزایش دهد.

همچنین، همواره روش های مدیریت و فناوری های موجود را به ویژه در مورد ایمن سازی خدمات تأسیسات و ساختمانهای شهر بهبود بخشد و به هنگام نماید.

وی در ادامه گفت: ابعاد وسیع خسارات و تلفات ناشی از بلایای طبیعی در شهرهای گوناگون جهان سبب شده است پژوهش های کاربردی گسترده ای در زمینه بهینه کردن ایمن سازی شهرها انجام گیرد. از سوی دیگر، روش های مقابله با بلایای طبیعی و ایمن سازی شهرها، افزایش کارایی روش های مقابله با بلایای طبیعی و ایمن سازی شهری را ضرورت بخشیده است.

بنابراین آشکار است که پژوهش های کاربردی در امور مربوط به ایمن سازی شهرها در برابر بلایای طبیعی سبب افزایش ابتکارات در طراحی ها و یافتن بهترین سیاست ها و کارآترین و با صرفه ترین روشها و فناوری ها خواهد شد.

وي با تاكيد بر اينكه براي شهرهاي تازه تاسيس و كوچك مي‌بايست برنامه‌هاي مدون و مدت داري را تهيه و تنظيم كرد افزود: برای دستیابی به این هدف، گنجاندن برنامه های کاهش آسیب پذیری شهروندان و جامعه که در معرض مخاطرات و بلایای طبیعی هستند در طرح های توسعه شهری ضرورت دارد.

اين شهردار استان در ادامه گفت: خوشبختانه در سالهای اخیر مدیریت بحران و ایمن سازی شهرهای کشور مورد توجه قرار گرفته است، زیرا مدیریت شهری کشور ناگزیر است برای کاهش اثرات بلایای طبیعی در شهرها منسجم تر و کارآتر از گذشته عمل نماید و روش های مدیریت و فناوری های مرتبط با ایمن سازی خدمات تأسیسات و ساختمانهای شهر را دائماٌ بهبود بخشد و به روز نماید.

به گفته شهردار جوكار در این راستا، در طرح های توسعه شهری، کاهش آسیب پذیری شهروندان و جامعه در معرض مخاطرات و بلایا ضرورت دارد كه مسئولان توجه خوبي را به ان داشته‌اند.

وي گفت: بنابراین، برای توسعه پایدار، نخست شهرها باید در جهت بقای سالم خود بکوشند و با همین دیدگاه است که باید شهرها و شهروندان را با شیوه های ارتقای آمادگی از جمله مانورهای مقابله با بحران در مقابل بلایای طبیعی و حوادث و ارائه آموزشهای کاربردی به خانواده ها به ویزه زنان و جوانان توانمند و استوار نمود تا بتوانند به حیات و رشدشان ادامه دهند.

شهردار جوكار ضمن بيان برخي اقدامات شهرداري جوكار براي فرهنگ سازي در بين مردم و خانواده‌ها افزود: از سوی دیگر، افزایش آگاهی مردم در مورد خطرات ناشی از بلایای طبیعی و ایجاد تغییرات در رفتار مردم ضرورت دارد كه اين شهرداري تلاش حداكثري خود را در اين خصوص داشته است.

وي با اشاره به اهميت اين موضوع در ادامه خاطر نشان ساخت: شهروندان باید اعتقاد پیدا کنند که با فراگیری آموزش های مناسب، می‌توانند خود را طوری سازماندهی نمایند که در مقابل بلایای طبیعی،پیش گیری و خود امدادی نمایند.

مهندس برزگران ضمن بيان اهميت فرهنگ ايمن سازي شهرها گفت: برای ایمن سازی شهرها در مقابل بلایای طبیعی، فرهنگ ایمن سازی شهرها باید گسترش یابد.

وي آماده سازی شهروندان برای مقابله با بلایای طبیعی را عامل مهم دیگر برشمرد و تصریح کرد: اعضای جامعه شهری را باید از مسئولیت خود برای حفاظت از خودآگاه ساخت و با تبلیغات و آموزش باید سطح آگاهی مردم را نسبت به ریسک های بلایای طبیعی بالا برد؛ افزون براین، باید آنها را در مورد اقدامات و آمادگی و ایمن سازی در مقابله با بلایای طبیعی آموزش و مشارکت داد که در این بین انجام مانورهای شهری از اهمیت خاصی برخودار است.

وي با تاكيد بر اينكه فرهنگ‌سازي براي مقابله با سوانح و بلاياي طبيعي بايد از سنين کودکي آغاز شود تا بتوان در ساير سطوح جامعه آن را تعميم داد، اظهار داشت: علت اينكه هنوز آن طور كه بايد توفيق لازم براي نهادينه‌سازي جهت آمادگي و مقابله با حوادث طبيعي در جامعه ايجاد نشده اين است كه بايد آموزش‌ها از سنين پايين آغاز شود.

وي با اشاره به اينكه بيشترين آسيب‌پذيري‌ها در زمان حوادث در سنين پايين است، بر آموزش قشر نوجوان در مدارس در اين زمينه تاكيد كرد.

وي خاطرنشان كرد: هزينه‌هايي كه براي برگزاري اين مانورها و انتقال آموزش‌هاي لازم انجام مي‌گيرد در واقع سرمايه‌گذاري براي پيشگيري از تدوام آسيب‌پذيري هموطنان در مواقع بحران و سوانح بعدي است.

وي در پايان خاطر نشان ساخت: ما مسلمانيم و مكتب اسلام جامع است و به گفته دينمان علاوه بر دقت در امور مادي و فيزيكي مانند آموزش‌ها و مستحكم‌سازي ساختمان‌ها بايد به بعد ديگر هم توجه جدي داشته باشيم كه اگر گناهان از جامعه پاك شود، آسيبي نيز متوجه جامعه و كشور ما نشده و همه مصون و محفوظ خواهند بود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:38  توسط محمد رضا نعيمي  | 

شهردار جوكار

همزمان با هفته كاهش آثار و بلاياي طبيعي در دفتر شهردار جوكار حاضر شده و به گفتگو در اين خصوص پرداختيم كه ماحصل آن متني است كه در ذيل مي‌خوانيد:

شهردار جوكار ناصر برزگران كه دانشجوي كارشناسي ناپيوسته علوم ارتباطات با گرايش روابط عمومي است با سابقه‌اي كه در شهرهاي اين استان دارد به خوبي با مشكلات شهري آشنا بوده و در اين گفتگو ضمن تشريح مباحثي پيرامون شهرداري خواستار فرهنگ‌سازي اين مباحث در جامعه شد.

وي در ابتداي گفتگو با بيان اينكه هفته بلاياي طبيعي بهانه‌اي است جهت جلب توجه عمومي به اهميت حوادث غيرمترقبه و اقداماتي كه بايد در راستاي پيشگيري و كاهش آسيب‌هاي ناشي از اين حوادث انجام شود گفت: با اينكه اغلب اينگونه حوادث خارج از كنترل انسان به نظر مي‌رسد اما خسارات ناشي از آن به‌طور چشمگيري قابل كنترل بوده و با اعمال پيشگيرانه انسان ارتباط دارد.

شهردار جوكار كه در حدود 4 ماه از فعاليت خود در اين شهرداري مي‌گذرد با بيان اينكه استحكام بناها در بحث حوادث و بلاياي طبيعي بسيار مهم است افزود: استحكام‌سازي بناها، آموزش به مردم و دست‌اندركاران امدادرساني و عكس‌العمل سريع و صحيح واحدهاي امدادرساني پس از حوادث و بلايا مي‌تواند نقش قابل توجهي در نجات جان انسان‌ها و كاهش خسارات بلاياي طبيعي داشته باشد.

ناصر برزگران با بيان اينكه در حوادث و بلاياي طبيعي، مهم‌ترين مسئله براي پيشگيري و يا كاهش تلفات جاني و مالي، آموزش و آگاهي دادن مردم در خصوص اين حوادث است گفت: نقش تشکل‌های مردمی و خانواده‌ها به ویژه زنان و جوانان را در پیشگیری و کنترل حوادث و سوانح مهم بود و لذا خواستار اين هستم كه تشکل‌های مردمی و خانواده‌ها به عنوان بازوی توانمند شهرداری‌ها در زمینه کنترل و پیشگیری از وقوع حوادث و سوانح انجام وظیفه نمایند.

شهردار جوكار که به مناسبت هفته کاهش بلایای طبیعی سخن می‌گفت، نقش آموزش همگانی که از جمله وظایف عمده شهرداری‌ها در این موضوع است را بسیار با اهمیت برشمرد و این آموزش ها را تعاملی دو جانبه جهت مداخله مؤثر در کاهش مخاطرات و افزایش ایمنی شهری ذکر کرد.

وي كه پيش از اين شهردار شهرهاي دمق و زنگنه بوده است و سابقه‌اي 20 ساله را در كارنامه خود دارد با آگاهي از اينكه عمده مشكل ما اين است كه فرهنگ سازي مناسبي و مطلوبي صورت نپذيرفته است در ادامه درخصوص نقش شهرداری‌ها در مدیریت بحران اظهار داشت: وقوع حوادث و سوانح متعدد از جمله زلزله‌های مهیب، سیل، طوفان‌های فصلی،خشکسالی، رانش‌های مکرر زمین، بارش برف سنگین و موج سرما و یخبندان، آتش سوزی‌های وسیع جنگلها، حوادث شهری و سایر حوادث گوناگون در کشور باعث شده ایران یکی از 10 کشور آسیب‌پذیر جهان از حیث وقوع حوادث طبیعی محسوب شود.

اين مقام مسئول با بیان اینکه شهرهای کشور که 70 درصد از جمعیت کشور را در خود جای داده اند بیشترین آسیب پذیری را در زمان وقوع هر یک از حوادث و سوانح دارا می‌باشند، افزود: وقوع حوادث طبیعی و انسان ساخت علاوه بر بروز تلفات انسانی، موجب آسیب و خسارتهای سنگین بر ساخت و سازهای شهری، تأسیسات زیربنائی، اماکن مسکونی و تجاری و کارخانجات  همچنین امنیت روحی، روانی و اقتصادی مردم را نیز به خطر می‌اندازد.

وي ادامه داد: بنابراین به نظر می‌رسد نقش شهرداری‌ها در این زمینه باید برجسته‌تر گردد و در شهرهای بزرگ محور اصلی مدیریت بحران و اقدامات مرتبط با کاهش بلایا باید شهرداری‌ها باشند.

شهردار جوكار در ادامه تصریح کرد: مدیریت شهری در سرتاسر کشور ناگزیر است برای کاهش اثرات بلایای طبیعی در شهرها، از کارآیی بسیار بالایی برخوردار باشد و آن را با گذشت زمان افزایش دهد.

همچنین، همواره روش های مدیریت و فناوری های موجود را به ویژه در مورد ایمن سازی خدمات تأسیسات و ساختمانهای شهر بهبود بخشد و به هنگام نماید.

وی در ادامه گفت: ابعاد وسیع خسارات و تلفات ناشی از بلایای طبیعی در شهرهای گوناگون جهان سبب شده است پژوهش های کاربردی گسترده ای در زمینه بهینه کردن ایمن سازی شهرها انجام گیرد. از سوی دیگر، روش های مقابله با بلایای طبیعی و ایمن سازی شهرها، افزایش کارایی روش های مقابله با بلایای طبیعی و ایمن سازی شهری را ضرورت بخشیده است.

بنابراین آشکار است که پژوهش های کاربردی در امور مربوط به ایمن سازی شهرها در برابر بلایای طبیعی سبب افزایش ابتکارات در طراحی ها و یافتن بهترین سیاست ها و کارآترین و با صرفه ترین روشها و فناوری ها خواهد شد.

وي با تاكيد بر اينكه براي شهرهاي تازه تاسيس و كوچك مي‌بايست برنامه‌هاي مدون و مدت داري را تهيه و تنظيم كرد افزود: برای دستیابی به این هدف، گنجاندن برنامه های کاهش آسیب پذیری شهروندان و جامعه که در معرض مخاطرات و بلایای طبیعی هستند در طرح های توسعه شهری ضرورت دارد.

اين شهردار استان در ادامه گفت: خوشبختانه در سالهای اخیر مدیریت بحران و ایمن سازی شهرهای کشور مورد توجه قرار گرفته است، زیرا مدیریت شهری کشور ناگزیر است برای کاهش اثرات بلایای طبیعی در شهرها منسجم تر و کارآتر از گذشته عمل نماید و روش های مدیریت و فناوری های مرتبط با ایمن سازی خدمات تأسیسات و ساختمانهای شهر را دائماٌ بهبود بخشد و به روز نماید.

به گفته شهردار جوكار در این راستا، در طرح های توسعه شهری، کاهش آسیب پذیری شهروندان و جامعه در معرض مخاطرات و بلایا ضرورت دارد كه مسئولان توجه خوبي را به ان داشته‌اند.

وي گفت: بنابراین، برای توسعه پایدار، نخست شهرها باید در جهت بقای سالم خود بکوشند و با همین دیدگاه است که باید شهرها و شهروندان را با شیوه های ارتقای آمادگی از جمله مانورهای مقابله با بحران در مقابل بلایای طبیعی و حوادث و ارائه آموزشهای کاربردی به خانواده ها به ویزه زنان و جوانان توانمند و استوار نمود تا بتوانند به حیات و رشدشان ادامه دهند.

شهردار جوكار ضمن بيان برخي اقدامات شهرداري جوكار براي فرهنگ سازي در بين مردم و خانواده‌ها افزود: از سوی دیگر، افزایش آگاهی مردم در مورد خطرات ناشی از بلایای طبیعی و ایجاد تغییرات در رفتار مردم ضرورت دارد كه اين شهرداري تلاش حداكثري خود را در اين خصوص داشته است.

وي با اشاره به اهميت اين موضوع در ادامه خاطر نشان ساخت: شهروندان باید اعتقاد پیدا کنند که با فراگیری آموزش های مناسب، می‌توانند خود را طوری سازماندهی نمایند که در مقابل بلایای طبیعی،پیش گیری و خود امدادی نمایند.

مهندس برزگران ضمن بيان اهميت فرهنگ ايمن سازي شهرها گفت: برای ایمن سازی شهرها در مقابل بلایای طبیعی، فرهنگ ایمن سازی شهرها باید گسترش یابد.

وي آماده سازی شهروندان برای مقابله با بلایای طبیعی را عامل مهم دیگر برشمرد و تصریح کرد: اعضای جامعه شهری را باید از مسئولیت خود برای حفاظت از خودآگاه ساخت و با تبلیغات و آموزش باید سطح آگاهی مردم را نسبت به ریسک های بلایای طبیعی بالا برد؛ افزون براین، باید آنها را در مورد اقدامات و آمادگی و ایمن سازی در مقابله با بلایای طبیعی آموزش و مشارکت داد که در این بین انجام مانورهای شهری از اهمیت خاصی برخودار است.

وي با تاكيد بر اينكه فرهنگ‌سازي براي مقابله با سوانح و بلاياي طبيعي بايد از سنين کودکي آغاز شود تا بتوان در ساير سطوح جامعه آن را تعميم داد، اظهار داشت: علت اينكه هنوز آن طور كه بايد توفيق لازم براي نهادينه‌سازي جهت آمادگي و مقابله با حوادث طبيعي در جامعه ايجاد نشده اين است كه بايد آموزش‌ها از سنين پايين آغاز شود.

وي با اشاره به اينكه بيشترين آسيب‌پذيري‌ها در زمان حوادث در سنين پايين است، بر آموزش قشر نوجوان در مدارس در اين زمينه تاكيد كرد.

وي خاطرنشان كرد: هزينه‌هايي كه براي برگزاري اين مانورها و انتقال آموزش‌هاي لازم انجام مي‌گيرد در واقع سرمايه‌گذاري براي پيشگيري از تدوام آسيب‌پذيري هموطنان در مواقع بحران و سوانح بعدي است.

وي در پايان خاطر نشان ساخت: ما مسلمانيم و مكتب اسلام جامع است و به گفته دينمان علاوه بر دقت در امور مادي و فيزيكي مانند آموزش‌ها و مستحكم‌سازي ساختمان‌ها بايد به بعد ديگر هم توجه جدي داشته باشيم كه اگر گناهان از جامعه پاك شود، آسيبي نيز متوجه جامعه و كشور ما نشده و همه مصون و محفوظ خواهند بود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:38  توسط محمد رضا نعيمي  | 

شهردار : پايان آذرماه مهلت آخر انجام حفاري در همدان است

شهردار : پايان آذرماه مهلت آخر انجام حفاري در همدان است

شهردار همدان اعلام کرد: پايان آذرماه آخرين مهلت براي انجام هر نوع حفاري تاسيسات در اين شهر است.

به گزارش روابط عمومي شهرداري همدان سيد مسعود عسگريان در نشستي با حضور مدير عامل شرکت مخابرات استان همدان و شهرداران مناطق 4گانه و شماري از مديران شهري به بررسي پيگيري‌هاي انجام شده براي هماهنگي بيشتر و تداوم همکاري با شرکت مخابرات پرداخت.

وي با تاکيد بر توسعه مخابرات در سطح شهر و اجراي بيش از 90 درصد نهضت آسفالت در مناطق 4گانه شهرداري از شرکت مخابرات استان همدان خواست تا يک ماه و نيم آينده عمليات اجرايي طرح ها را به اتمام برساند.

شهردار همدان با بيان اينکه پس از اين مدت به هيچ عنوان مجوز حفاري داده نمي‌شود، تصريح کرد: به جهت اهميت و حساسيت خدمات‌رساني مطلوب به شهروندان ظرف يک هفته آينده بايد جمع‌بندي کارها صورت گيرد.

شهردار منطقه يک همدان نيز در اين نشست با بيان اينکه در ابتداي هر سال مسيرهايي که در آن‌ اجراي طرح عمراني مدنظر است به شرکت مخابرات اعلام مي‌شود، گفت: متأسفانه بعد از اتمام کار درخواست مجوز حفاري از شرکت مخابرات به شهرداري مي‌رسد.

محمد تبريزي اظهار داشت: در برخي موارد نيز در کمتر از سه سال شرکت مخابرات متقاضي مجوز حفاري مي‌شود و يا گاهي اجراي طرح و حفاري بيش از زمان مقرر به طول مي‌انجامد که اين موارد مشکلاتي را براي شهرداري پيش مي‌آورد.

وي ميزان بدهي شرکت مخابرات به شهرداري منطقه يک را 136 ميليون و 585 هزار تومان اعلام کرد و گفت: شرکت مخابرات بايد در مکان يابي براي نصب کافوها و کيوسک‌هاي تلفن از شهرداري نظرخواهي کند.

شهرداري منطقه 2 همدان نيز با بيان اينکه قرارداد اجرايي 14 مورد سايت BTS در اين منطقه به پايان رسيده، اظهار داشت: در حال حاضر ميزان بدهي شرکت مخابرات به شهرداري منطقه 2، 32 ميليون تومان است.

غلامرضا محتجب از دو برابر شدن هزينه آسفالت در نيمه دوم سال جاري سخن گفت و اظهار داشت: درخواست حفاري مجدد در منطقه‌اي که به تازگي آسفالت شده شايسته نيست.

شهردار منطقه 3 همدان نيز در اين نشست با اعلام رضايت از عملکرد مخابرات در هماهنگي براي انجام حفاري‌ها در اين منطقه، از شرکت مخابرات استان همدان به خاطر همکاري در عقب‌نشيني جاده قاسم‌آباد و رفع نقطه حادثه‌خيز آن منطقه تشکر کرد.

مهدي مجيدي بحث نصب کيوسک‌هاي تلفن را مورد اشاره قرار داد و گفت: باجه‌هاي تلفن نيز بايد در مکان مناسب نصب شود.

شهردار منطقه 4 نيز با انتقاد از اينکه در برخي موارد شرکت مخابرات بيش از حد مجوز صادر شده اقدام به حفاري مي‌کند، گفت: 111 سايت براي نصب دکل مخابراتي و سايت BTS در نظر گرفته شده که از اين تعداد 20 مورد در منطقه 4 قرار دارد.

شاهين فرجي‌فر ميزان بدهي شرکت مخابرات به اين شهرداري را 137 ميليون تومان ذکر کرد.

معاون حمل و نقل و ترافيك شهرداري نيز راه‌اندازي حوزه مرکز کنترل ترافيک شهر به صورت تصويري را از برنامه‌هاي شهرداري عنوان کرد و با اشاره به تاکيد استاندار مبني بر سرعت انجام اين طرح گفت: براي اجراي اين طرح مذاکراتي با شرکت مخابرات شده که متأسفانه اين شرکت از عدم امکان تأمين فيبر نوري به صورت رينگي سخن گفته است.

عباس صوفي خاطرنشان کرد: از شرکت مخابرات انتظار هست ضمن مذاکره با کارشناسان شرايط سرعت‌بخشي به انجام اين طرح را مهيا کند.

مديرعامل شرکت مخابرات استان همدان نيز با بيان اينکه هماهنگي و تعامل خوبي بين مجموعه مخابرات و شهرداري وجود دارد، گفت: فعاليت مخابرات به دليل اين تعامل مناسب روان است، هر چند که محدوديت‌هايي وجود دارد.

قاسم نظري‌پويا اظهار داشت: وقتي کلان‌نگري وجود داشته باشد، خدمات ارزشمند و مورد قبول خواهد بود.

وي با اشاره به بحث تلفن ثابت گفت: در اين بخش مخابرات استان همدان متحمل ضرر مي‌شود چرا که در سال گذشته راه‌اندازي يک خط تلفن ثابت براي شرکت مخابرات 500 هزار تومان هزينه داشت.

وي از اجراي طرحي جامع در همدان خبر داد و با بيان اينکه شرکت مخابرات خود را در بحث خدمات‌رساني از شهرداري جدا نمي‌داند، اظهار داشت: در خصوص در اختيار گذاشتن فيبر نوري براي راه‌اندازي مرکز کنترل ترافيک شهر بايد با تهران مذاکره داشته باشيم، چرا که از نظر قوانين براي در اختيار گذاشتن فيبر نوري با محدوديت روبه‌رو است.

نظري‌پويا يادآور شد: سعي بر آن است که حداکثر تا پايان آذرماه سال جاري حفاري‌ها به پايان برسد.

وي در خصوص نصب باجه‌هاي تلفن و کيوسک‌ها نيز گفت: جانمايي بايد با هماهنگي شهرداري صورت گرفته و در هيچ جايي کاري خلاف مقررات شهرداري انجام نپذيرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:38  توسط محمد رضا نعيمي  | 

262 اثر پژوهشي به جشنواره امام رضا در همدان ارسال شده است

262 اثر پژوهشي به جشنواره امام رضا در همدان ارسال شده است

مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان همدان از ارسال 262 اثر پژوهشي شامل کتاب ، مقاله و پايان نامه دانشجويي به جشنواره امام رضا در همدان خبر داد.   

حجت الاسلام سيد آقا حسيني  در جمع خبرنگاران اظهار داشت: از اين تعداد متن پژوهشي که به دنبال فراخوان به دبيرخانه ارسال شده 90 اثر در حوزه دين، 35 اثر در حوزه ادبيات عرب ، 45 اثر در حوزه ادبيات فارسي، 52 اثر در حوزه تاريخ و جغرافيا و 40 متن در حوزه ادبيات کودک و نوجوان است.

وي حضور پژوهشگران خارجي را مايه رونق و اعتلاي اين جشنواره در استان همدان عنوان کرد و گفت: مولفان خارجي در بخش کتاب 25 اثر را به دبيرخانه جشنواره ارسال کرده اند.

وي افزود: هيات داوران از مجموع آثار دريافتي ، 20 اثر برگزيده و قابل تقدير را انتخاب مي کنند که از بين آنها سه اثر به جشنواره بين‌المللي مشهد راه مي‌يابند.

وي با ذکر اينکه جشنواره فرهنگي- هنري امام رضا(ع) در استان همدان از 28 مهر تا هشتم آبان ماه برگزار مي شود هدف عمده در برگزاري اين جشنواره را عمق‌ بخشيدن به نگاه ديني و احساسات معنوي مردم عنوان کرد.

حجت‌الاسلام حسيني با ذکر اينکه انقلاب و حتي حيات اجتماعي مردم ايران برگرفته از مفاهيم ديني و مقوله وحي است گفت‌: کتاب و سنت الهي در ساختار سياسي، فرهنگي و روحي انسان نقش مؤثري دارد به طوري که ريشه‌هاي حيات و زندگي ما برگرفته از بنيان‌هاي فکري، عاطفي، باور‌ها و ارزش‌هاي معصومين(ع) است.

مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي همدان به امام رضا ( ع ) و حضرت معصومه(س) به عنوان جلوه هاي عصمت در فرهنگ ايران زمين نام برد و گفت: اين جلوه گري را در هيچ حوزه فرهنگي وهنري نمي توان ناديده گرفت.

حجت الاسلام سيد آقا حسيني افزود: تمام ارکان فرهنگي هنري ايران بدون ريشه‌هاي ديني و ولايي جامعه سراب بوده و با گذر زمان از بين مي‌رود.

وي با اشاره به نامگذاري فاصله ده روزه ميلاد امام رضا(ع) و ولادت حضرت معصومه (س) به عنوان " دهه کرامت "گفت: نمايشگاه فرهنگ رضوي، 30 جشن در 30 مسجد، عيادت از بيماران و افتتاح کتابخانه تخصصي فرهنگ رضوي از جمله برنامه گرامي داشت دهه کرامت در اين استان است.

حجت‌الاسلام حسيني بر وجه مردمي بودن و حضور عامه مردم در اين آيين‌ها به عنوان رمز غنا و اثر بخشي آنها تاکيد کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:37  توسط محمد رضا نعيمي  | 

بحران بيكاري فارغ‌التحصيلان در راه است

در حالي كه فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌ها براي ورود به بازار كار با مشكلات عديده‌اي روبه‌رو هستند، ظرفيت پذيرش دانشجو در دانشگاه‌ها بيش از تعداد كنكوري‌هاست.

به اين ترتيب بحران بيكاري فارغ‌التحصيلان در راه است.

براساس اعلام وزارت علوم، در كنكور امسال حدود يك ميليون و 250 هزار داوطلب ثبت نام كرده‌اند در حالي كه ظرفيت پذيرش دانشجو در دانشگاه‌ها يك ميليون و 500‌هزار نفر است. بدين‌ترتيب ظرفيت دانشگاه 250‌هزار نفر بيش از تعداد داوطلبان است.

نكته‌اي كه در اين بين حائز اهميت است اينكه داوطلبان در رشته‌هايي پذيرفته مي‌شوند كه بازار كار ندارد و اشباع شده‌است.

بين بازار كار و نيازهاي جامعه با رشته‌هاي دانشگاهي و تعداد فارغ‌التحصيلان تناسبي وجود ندارد.

به همين دليل نرخ بيكاري فارغ‌التحصيلان در كشور بسيار نگران كننده‌است.

از سوئي کسب مدرک از مهمترين آرزوهاي هر جوان ايراني است که در اين ميان ترسيم دورنماي آينده زندگي و شغل اهميت والاتري پيدا مي‌کند. در دفترچه راهنماي انتخاب رشته داوطلبان کنکور تعداد مشخصي رشته تحصيلي وجود دارد که بازار کار و کارکرد شغلي هر رشته به تفصيل در آن مورد اشاره قرار گرفته است.

براي نمونه در ذيل رشته حقوق اين توضيح ديده مي‌شود که فارغ‌التحصيلان در مراکز قضائي يا دفاتر اسناد رسمي و يا وکالت مشغول بکار خواهند شد... توضيحات ارائه شده در خصوص آينده شغلي افراد شايد تا حدي آرماني و غير واقع به نظر برسد.

از سويي اشباع بازار کار و حجم انبوه فارغ التحصيلان در نگاه اول، دورنمائي نا اميدکننده از اشتغال فارغ التحصيلان را به تصوير مي‌کشد به خصوص که مشکلات استخدامي و موانع قانوني فرار روي آن امکان دسترسي به شغل دولتي را براي فارغ‌التحصيلان تا حد زيادي کاهش داده است.

افزايش ميزان فارغ‌التحصيلان در رشته‌هاي مختلف صرف‌نظر از ابعاد و پيامدهاي اجتماعي آن تا حد زيادي اقتصاد کشور را تحت الشعاع قرار مي دهد. ايجاد مشاغل کاذب و شاغل شدن در حرفه اي به غير از رشته تحصيلي، علاوه بر آنکه نيروي کار اقتصادي يک کشور را به شدت توسعه نيافته معرفي مي‌کند، در نامتوازن شدن وضع اقتصادي کشور نيز تاثير بسزائي دارد.

«علاقه یا آینده شغلی؟ این دو کلمه هشت سال پیش که می‌خواستم انتخاب رشته کنم، به شدت زجرم دادند.

در نهایت با وجود مخالفت خانواده علاقه‌ام را برآینده شغلی ترجیح دادم و حالا با مدرك كارشناسي مديريت جهانگردي در به در دنبال کار می‌گردم، اما خبری از کارنیست!

کارهست اما کارهای سطحی با درآمدهای بسیار پایین و شرایط نامناسب که من نمی‌توانم آنها را بپذیرم.

در کل از انتخابم پشیمان نیستم چون مديريت را خیلی دوست دارم اما بعضی وقت‌ها که بیکاری بدجوری آزارم می‌دهد، آرزو می‌کنم کاش رشته دیگری را انتخاب کرده بودم!» این‌ها را زهرا ورمقاني 22 ساله با چهره‌ای گرفته در حال پایین آمدن از پله‌های مقابل دانشکده می‌گوید.

آینده شغلی از چنان اهمیتی برخوردار است که بسیاری را وادار می‌سازد برخلاف زهرا علاقه شخصی خود خط قرمز کشیده و به دنبال رشته‌هایی بروند که پس از فارغ التحصیلی امکان اشتغال را برای آنها فراهم سازد.

اما شرایط بازار کار چنان است که حتی به رشته‌هایی که زمانی احساس نیاز شدیدی داشت، دیگر گرایش چندانی ندارد.

در این شرایط، تکلیف دانشجویان در انتخاب رشته چیست؟

آیا باید به دنبال علاقه خود بروند که ممکن است فرصت اشتغال چندانی را در آینده برای آنها فراهم نسازد یا تنها براساس آینده شغلی به انتخاب رشته بپردازند؟

رشته پر پول و در آمد می‌خواهم

سال تحصیلی دانشگاه‌ها آغاز شد و دانشگاه‌هاي همدان روزهای خلوت و گرم تابستان را پشت سرگذاشته و اکنون دانشجویان قدیمی و جدیدترها درحال رفت و آمد در آن هستند.

نسرين چمن آرا، 21 ساله و اهل ايلام، در رشته مترجمي زبان خارجه پذیرفته شده است.

وی در حالی که در راهروهای دانشکده به این سو و آن سو می‌رود درباره انتخاب رشته می‌گوید: «من شناختی از بازار کار رشته‌ام ندارم. به مشاور گفتم رشته‌ای می خواهم که پول و درآمد داشته باشد و او این رشته را به من معرفی کرد.»

دوست نسرين در رشته كامپيوتر در يكي از دانشگاه‌هاي همدان قبول شده است.

باران نوذري از بازار کارخوب رشته‌اش می‌گوید و اینکه درحال حاضر شاغل است، امیدوارش می‌کنند.

بر خلاف او اما در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشجویان امید چندانی به بازار کار ندارند.

برخی نیز کاملاً از آینده شغلی خود ناامیدند. نرگس ورمقاني، 20 ساله و اهل قروه سنندج، از بازار بسیار بد رشته علوم اجتماعي با گرايش پژوهشگري حرف می‌زند و می‌گوید: «من امیدی به آینده شغلی‌ام ندارم. فقط می‌دانم که چهار سال در دانشگاه بودن بهتر از چهارسال علافی است و به گفته بزگترها حداقلش اين هست كه به اندازه جامعه به لحاظ علمي بالاتر رفتم».

معصومه قرباني، 23 ساله و اهل کرمانشاه، دانشجوی كارشناسي و مربي كودك است.

وی اشباع شدن رشته‌اش و ندادن حکم بازنشسته‌ها و جایگزین نشدن نیرو به جای آنها را از دلایل مهم بازار کار بی‌رونق رشته‌هايي مثل ادبيات و انساني می‌داند.

در دانشکده اقتصاد، دانشجویان به آینده شغلی خود امیدوارتر هستند.

كبري زارعي دانشجوی ترم سوم علوم تربيتي و اهل قروه سنندج است.

برای وی ملاک انتخاب رشته بازار کار بوده است.

این دانشجو معتقد است که در همه رشته‌ها بدون نیازسنجی، دانشجو پذیرفته می‌شود.

وي می‌گوید: «در رشته ما ورودی زیاد است. پیام نور، سراسری، غیرانتفاعی و ... . آدم شک می کند که چطور می‌شود برای این همه نیرو اشتغال ایجاد کرد!»

يسري پاك نهاد، ترم هفتم مهندسی کامپیوتر، در ایستگاه اتوبوس نزدیک دانشکده ایستاده است.

وی آینده شغلی رشته‌های فنی را بسیار بهتر از رشته‌های علوم انسانی می‌داند و می‌گوید: «آخر رشته‌های انسانی به چه درد می‌خوردند! فقط برای بالا بردن اطلاعات شخصی خوبند!».

يسري در ادامه می‌افزاید: «من مطمئنم که بعد از فارغ التحصیلی کاری بدست خواهم آورد اما اینکه در آمدش خوب باشد یا نه را نمی‌دانم.»

بیزاری از تحصیل زیر فشار بیکاری

از صحبت دانشجویان ترم‌های پایین‌تر می‌توان فهمید که ملاک آنها برای انتخاب رشته بیشتر علاقه بوده است و بازار کار در اولویت بعدی قرار دارد. در واقع تعداد کمی از دانشجویان از همان ابتدا به فکر بازار کار رشته خود هستند. رفته رفته وقتی آنها به ترم‌های بالاتر راه می‌یابند، آینده شغلی برای آنها از اهمیت بیشتری برخوردار می‌شود.

اوج این اهمیت زمان فارغ التحصیلی است که عده‌ای را از انتخاب رشته دانشگاهی شان پشیمان می‌کند و عده‌ای را خرسند می‌سازد.

سميه عباسي مراد حاصل 22 ساله و فارغ التحصیل رشته ارتباطات است. به گفته وی، بیکاری آن قدر به او فشار آورده که دیگر از هرچه تحصیل و دانشگاه است بیزار شده است.

این دختر فارغ التحصیل درآمد اندکی از طریق آموزش‌هاي آموزشگاهي به شاگرد خصوصی به دست می‌آورد.

سميه می‌گوید: «اگر به خیاطی رفته یا آرایشگری بلد بودم حالا کلی درآمد داشتم».

كبري رحيم زاده، لیسانس روابط عمومي دارد.

چند روز بیشتر به جشن عروسی‌اش نمانده و وی به دنبال کامل کردن جهیزیه‌اش از این مغازه به آن مغازه می‌رود.

كبري به محض فارغ التحصیل شدن در دوره كارداني در آموزش و پرورش مشغول به کار شده است.

وی می‌گوید: «من در پیدا کردن کار فقط شانس آوردم. یک آشنای قدیمی زمینه‌ساز اشتغال من شد در واقع پارتی داشتم».

این فارغ التحصیل، شاغل شدن در ایران را فقط براساس رابطه می‌داند و می‌افزاید: «مثلث پ، پول، پارتی و شاید هم تا حدودی پررویی را در پیدا کردن کار از یاد نبریم.»

بعضی برای پیدا کردن موقعیت‌های شغلی بیشتر و بهتر ترجیح می‌دهند که به ادامه تحصیل بپردازند.

فروزان حسيني از این دسته است.

وی که لیسانس مديريت رسانه دارد و اکنون دانشجوی فوق لیسانس است، عقیده دارد که حتی با فوق لیسانس هم تضمینی برای پیدا کردن کار ندارد. فروزان می‌گوید: «این همه وقت و هزینه صرف کردن برای به دست آوردن مدرکی که بازار کار به آن نیازی ندارد وضعیت بسیاری از جوانان جامعه ما است.»

وی می‌افزاید: «به نظر من با مدیریت علمی می‌توان از این همه وقت و هزینه برای اشتغال سودمند بهره گرفت نه اینکه بی حساب و کتاب هرروز ظرفیت دانشگاه ها را بالا برد. اوضاع واقعاً بحرانی است. مسئولان، این همه جوان تحصیل کرده بیکار را دریابند!»

پاي صحبت‌هاي رضا عسگري مدير مسئول و صاحب امتياز هفته نامه راهنگ سبز مي‌نشينيم و وي در ابتداي سخنانش براي پاسخ به اين سوال كه حلقه مفقوده کجاست؟

مي‌گويد: در جامعه ايران تخصص در هر رشته تحصيلي حرف نخست را مي‌زند. به عنوان مثال کسي که فارغ التحصيل روزنامه نگاري است اگر در خلال تحصيل در حرفه خبرنگاري يا روزنامه‌نگاري به کار مشغول شود، پس از فراغت از تحصيل به سرعت در شغل مرتبط مشغول به کار خواهد شد.

به همين نسبت در ساير رشته‌ها اگر آموزش مهارت ضمن تحصيل در بطن برنامه‌هاي درسي گنجانده شود، مشکل روياروئي با حجم انبوه فارغ التحصيلان در بازار کار خود به خود و تا حدي حل خواهد شد. کارورزي به دانشجو امکان مي‌دهد تا داشته‌هاي ذهني خود را به اجرا در آورد، مهارت‌هاي شغلي را ياد بگيرد، با همکارانش در محيط کارورزي ارتباط موثر برقرار کند، شبکه‌سازي انجام دهد تا پس از فارغ التحصيلي از اين شبکه براي يافتن شغل استفاده کند.

عسگري كه خود داشجوي كارشناسي ارشد فقه و حقوق است مي‌افزايد: همچنين به نظر مي‌رسد اگر دانشگاه اين احساس نياز را در دانشجو بوجود بياورد که براي ورود به بازار کار بايد آنچه را که در کارورزي بصورت تئوري مي‌آموزد، به صورت عملي اجرا کند، آن‌وقت دانشجو قدر هر ثانيه دوره کارورزي خود را خواهد دانست.

مدير مسئول و صاحب امتياز راهنگ سبز در ادامه افزود: متاسفانه کارآموزي در سيستم آموزش عالي ايران چندان از سوي دانشجويان جدي گرفته نمي‌شود و به نظر مي‌رسد دليل اين امر عدم آشنايي دانشجويان با ضرورت آمادگي شغلي در دوران دانشجويي و عدم اطلاع از نقش حياتي کارورزي در آمادگي شغلي باشد.

وي كه خود علل اين مشكلات را به صورت زنجيروار مي‌داند خاطر نشان ‌مي‌شود كه ديد دانشجويان و فارغ التصيلان براي پيدا كردن كار نبايد بسته باشد و با شرايط پيش روي بايد به گونه‌اي ساخت تا شرايط ايده‌آل فراهم آيد.

نرخ بيكاري فارغ‌التحصيلان بيش از نرخ متوسط بيكاري جامعه است.

اين مطلب را يكي از دانشجويان رشته ارتباطات دانشگاه جامع همدان مي‌گويد و ادامه مي‌دهد: اين در حالي است كه افراد ديپلمه به‌دليل نداشتن مهارت، بيكاري و فشارهاي اجتماعي، سعي مي‌كنند هر طور كه شده وارد دانشگاه شوند، پس از فارغ‌التحصيلي نيز توقع دارند با وضعيت بهتري نسبت به گذشته جذب بازار كار شوند.

سيدكاوه حسيني كه خود دانشجوي مركز فرهنگ و هنر واحد يك همدان است در ادامه مي‌افزايد: ولي آمار نرخ بيكاري فارغ‌التحصيلان نشانگر مشكلات ساختاري در بازار كار كشور است.

اين داشنجوي ارتباطات اظهار مي‌دارد كه از سوي ديگر اين موضوع ناكارآمدي و نامتناسب بودن سامانه برنامه‌ريزي در نظام آموزش عالي با نيازهاي بازار كار كشور را به اثبات مي‌رساند كه اميد داريم اين مشكل بر طرف شود.

وي مي‌گويد: در حالي كه آمار نرخ بيكاري فارغ‌التحصيلان دانشگاهي طبق سخنان مسئولان و مديران و نتايج تحقيقات بالاست، ولي فارغ‌التحصيلان مراكز مهارت‌آموزي با كمترين نرخ بيكاري مواجه هستند.

به اعتقاد وي، بيكاري فارغ‌التحصيلان دانشگاهي با تحصيلات آكادميك و دانش تئوريك بالا ولي سطح مهارت و تخصص پايين، نشانگر اين واقعيت است كه بازار كار كشور بسيار هوشمند عمل مي‌كند و به تخصص نيروي كار بيش از مدرك آنها اهميت مي‌دهد.

يكي ديگر از دانشجويان غير بومي كه در اين مركز آموزشي بود ضمن بيان اين مطلب كه بايد براي جامعه فارغ التحصيلان برنامه‌اي مدون صورت گيرد گفت: ما متخصص نيستيم ولي انتظار داريم سخنان ما را به عنوان يك پيشنهاد بپذيرند و به ان توجهي هر چند كوتاه داشته باشند.

علي اكبر ستوده مي‌گويد: در اين ميان مسئولان و برنامه‌‌‌ريزان وزارت علوم بارها اعلام كرده‌اند كه اشتغال فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي هيچ ربطي به آنها ندارد و اين وظيفه ساير دستگاه‌هاست ولي با اين حال بايد چاره اي انديشيد؟

وي مي‌گويد: با شرايط كنوني اميد داريم بازار كار و دانشگاه‌ها با هم باشند و جدا از يكديگر نباشند، چرا كه ضرر و خساراتي را وارد خواهد كرد، اگر از هم غريبه و جدا باشند.

يکي از عمده‌ترين شاخص‌هاي توسعه با ثبات و پايدار اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ،تربيت نيروي انساني متخصص مورد نياز جامعه مي‌باشد.

اين مطلب را مريم شمس با اشاره به وضعيت كنوني جامعه مي‌گويد و تاكيد بر اين دارد كه فارغ التحصيلان همواره آموزش علميو دانشگاهي را براي بدست آوردن شغل نبينند.

اين دبير آموزش و پرورش در ادامه با تشريح اينكه جامعه نياز به يك افزايش سطح علمي دارد مي‌افزايد: اين درست است كه عده‌اي براي بدست آوردن شغل وارد دانشگاه مي‌شوند ولي تعداد دانشجويان وقتي زياد شود ديگر توان پاسخگوئي به نظر و عقيده من نخواهد بود.

وي ضمن ارائه برخي نمونه‌ها در برخي مناطق كشور بعد از انقلاب خاطر نشان مي‌شود: هم اكنون حد سواد و مدرك براي استخدام از ديپلم و سيكل به ارشد و دكترا رسيده و هر كه مي‌خواهد استخدام شود به نظر من بايد حتما اين مورد را مد نظر داشته باشد.

علي جعفري دانشجوي كارشناسي كامپيوتر مي‌گويد: مدرک تحصيلي ديگر جايگاهي ندارد.

وي ضمن گلايه از نوع درجه بندي مدارك دانشگاهي مي‌گويد: از دگر سو، حجيم شدن بخشهاي خدماتي متاسفانه شانيت مدرک تحصيلي در کشور را به شدت تحت الشعاع قرار داده و آينده نااميد کننده‌اي را براي فارغ التحصيلان جوياي کار بوجود آورده است.

وي مي‌گويد: اين معضل فراگير متاسفانه در ميان بخش زيادي از فارغ التحصيلان با معدل خوب نيز ديده مي‌شود.

دانشجوياني که دوره ليسانس را به اتمام مي‌رسانند و بلافاصله در مقطع تحصيلات تکميلي مشغول به تحصيل مي‌شوند، پس از فراغت از تحصيل، در رشته مورد نظر خود از مهارت و توانائي کافي برخوردار نيستند.

فارغ التحصيلان صرف داشتن مدرک تحصيلي بالا گمان مي‌کنند که بلافاصله پس از فراغت از تحصيل به شدت مورد توجه ارگان‌ها و بخشهاي دولتي و غير دولتي قرار خواهند گرفت غافل از اينکه مدرک زدگي جائي براي کيميا پنداشتن مدرک تحصيلي باقي نگذاشته است.

صنعت و دانشگاه باهم غریبه اند

پیوند دانشگاه و صنعت بحثی تکراری است که هرساله سمینارها و همایش های مختلفی را به خود اختصاص می‌دهد. در این میان همیشه تاکید می‌شود که توسعه همه جانبه کشور نیازمند ارتباط نزدیک و متقابل این دو بخش اساسی است اما تاکنون نتیجه عملی این بحث‌ها این بوده که دانشگاه مانند سابق راه خود را برود و صنعت هم که سالیان دراز است از همکاری دانشگاه با خود نا امیده شده تکروی کند.

اما قربانی اصلی این عدم تعامل و بی‌برنامگی میان این دو بخش، علاوه براقتصاد، انبوه دانشجویانی است که نه در دانشگاه تخصص و تجربه لازم و کافی را کسب می کنند و نه در صنعت جایی برای آنها در نظر گرفته شده تا پس از فارغ التحصیلی مشغول به کار شوند.

هر روز ظرفیت پذیرش دانشجو بالا می‌رود و هرساله به تعداد فارغ التحصیلان افزوده می‌شود بی‌آنکه به نیاز اساسی اشتغال برای آنها اندیشیده شود، انگار کار کرد اصلی دانشگاه شده تولید فارغ التحصیلان بیکار! آیا نمی‌توان ازاین همه نیروی با استعداد، هزینه و وقت، استفاده بهتری کرد و حداقل برای بخش بیشتری از آنها اشتغال آفرید؟

در واقع با وجود وضعیت اسفبار اقتصاد کشور راهکارهای علمی کم نیستند اما اینکه چرا نه تنها از این راهکارها استفاده نمی‌شود بلکه هرروز به عمق فاجعه و فاصله میان دانشگاه و صنعت افزوده می‌شود، مسئله اساسی دیگری است که تا مورد بررسی دقیق قرار نگیرد نمی‌توان گامی در جهت بهتر شدن اوضاع دانشگاه و صنعت و کاهش مشکلات انبوه فارغ التحصیلان بیکار برداشت و البته قدمی هم اقتصاد کشور از مسیر ناکجا آبادی که در حال طی کردن است به راهی درست هدایت کرد.

البته اين را هم از ياد نبريم كه قيفي كه قبلا باعث شده بود تا بيشتر جامعه در مدرك ديپلم گير كنند هم اكنون در ارشد وجود دارد و با توجه به سيل دانشجويان بيكار و فارغ التحصيلان انتظار مي‌رود تدبيري كارشناسي صورت گيرد تا با بحراني خطرناك مواجه نشويم.

گفتني است بيکاري دانشگاه رفته ها 5 برابر بيشتر از دانشگاه نرفته ها است.

متوسط رشد ذخيره بيکاران کشور 14 درصد و متوسط رشد ذخيره بيکاران داراي مدارک دانشگاهي 70 درصد است و بنابراين متوسط ذخيره بيکاري در کشور براي دانشگاهيان 5 برابر بيشتر است. بر اساس اعلام رسمي وزارت کار و امور اجتماعي نرخ بيکاري زنان در شرايط کنوني حادتر از نرخ بيکاري مردان است چون نرخ بيکاري زنان در تمامي سنين در بالاترين حد آن قرار دارد. يکي از علل مهم افزايش بيکاري در بين فارغ التحصيلان متناسب نبودن رشته ها و آموزش هاي دانشگاهي با نياز بازار کار است، انتزاعي بودن متون درسي دانشگاه ها و تطبيق نداشتن آنها با واقعيت هاي اجتماعي علت مهم ديگري است که به بيکاري فارغ التحصيلان دامن مي زند. با اين حال واقعيت آن است که فراگيري حرفه هاي مختلف و کسب تخصص در زمينه هاي گوناگون در حين تحصيل مي تواند بار اقتصادي و رواني ناشي از بيکاري فارغ التحصيلان را کاهش دهد. از اين منظر بايد گفت که آموزش نيروي کار کماکان حلقه مفقوده نظام آموزشي کشور محسوب شده و چنانچه متوليان در برنامه هاي دراز مدت به امر آموزش حين تحصيل دانشجويان توجه جدي داشته باشند پديده بيکاري فارغ التحصيلان تبعات زيان باري کمتري خواهد داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:37  توسط محمد رضا نعيمي  | 

پرستوئی

نام: پرويز پرستويي

تاريخ تولد: 1334 (همدان)

مدرك تحصيلي: ديپلم طبيعي

داراي مدرك درجه سه هنري (معادل ليسانس) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي

فعاليت هنري را از سال 1348 با اجراي نمايش در مراكز رفاه، كاخ جوانان و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان آغاز كرد.

در سال 1353 براي بازي در نمايش « دكه » و يك سال بعد براي بازي در نمايش « تسليم شدگان » جايزه كاخ جوانان را گرفت.

براي نخستين فيلمش « ديار عاشقان » ديپلم افتخار بازيگر نقش دوم را در دومين جشنواره فجر گرفت.

او همچنين برنده ديپلم افتخار بهترين بازيگر نقش اول مرد در چهاردهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم « ليلي با من است » و برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد در شانزدهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم « آژانس شيشه اي » شد.

بازي زيباي او در فيلم « موميايي 3 » تحسين همگان را در هجدهمين جشنواره فيلم فجر برانگيخت.

سال 1380 سال خوبي براي او نبود. فيلم « آب و آتش » با بازي نه چندان دلچسب و انتخاب نامناسب او و فيلم تكه پاره شده « موج مرده » با تكرار نقش حاج كاظم « آژانس شيشه اي » چهره موفقي از پرويز پرستويي به جا نگذاشت.

پرويز پرستويي در سال 1381 فيلم نچندان موفق « عزيزم من كوك نيستم » را با بازي خوبش بر پرده سينماها داشت كه در همان سال يكي از دو جايزه بهترين بازيگر مرد را از « جشن ماهنامه دنياي تصوير » دريافت كرد.

پرويز پرستويي در سال 1382 بار ديگر چشمها را به سوي خود خيره كرد. بازي معركه و ماندگار او در نقش « رضا مارمولك » در فيلم « مارمولك » (كمال تبريزي) سيمرغ بلورين ويژه هيئت داوران جشنواره بيست و دوم فيلم فجر (بهمن 1382) و تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد هشتمين جشن خانه سينما (شهريور 1383) را براي او به ارمغان آورد.

بخشي از فيلمشناسي

فيلمهاي سينمايي:

 ديار عاشقان (حسن كاربخش، 1362)

 پيشتازان فتح (1362)

 سازمان 4 (1366)

 شكار (مجيد جوانمرد، 1366)

 حكايت آن مرد خوشبخت (رضا حيدرنژاد، 1369)

 مار (مجيد جوانمرد، 1370)

 آدم برفي (داود ميرباقري، 1373)

 ليلي با من است (كمال تبريزي، 1374)

 مهرمادري (كمال تبريزي، 1376)

 رواني (داريوش فرهنگ، 1376)

 آژانس شيشه اي (ابراهيم حاتمي كيا، 1376)

 مرد عوضي (محمدرضا هنرمند، 1377)

 روبان قرمز (ابراهيم حاتمي كيا، 1377)

 شوخي (همايون اسعديان، 1378)

عشق شيشه اي (رضا حيدرنژاد، 1378)

 موميايي 3 (محمدرضا هنرمند، 1378)

 موج مرده (ابراهيم حاتمي كيا، 79-1378)

 آب و آتش (فريدون جيراني، 79-1378)

 عزيزم من كوك نيستم (محمدرضا هنرمند، 1380)

 ديوانه اي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي، 1381)

 دوئل (احمدرضا درويش، 1381)

 بانوي من (يدالله صمدي، 1381)

 دوئل (احمدرضا درويش، 1381)

 مارمولك (كمال تبريزي، 1382)

 بيد مجنون (مجيد مجيدي، 1383)

 به نام پدر (ابراهيم حاتمي كيا، 1384)

مجموعه هاي تلويزيوني:

 امام علي (ع) (مجموعه - داود ميرباقري - 1370)

 آواي فاخته (مجموعه - بهمن زرين پور - 1375)

 زير چتر خورشيد (مجموعه - بهمن زرين پور - 1376)

 خاك سرخ (مجموعه - ابراهيم حاتمي كيا - 80/1379)

 

 

 

 

 

 

موفقيت تازه سينماي ايران در جشنواره فيلم‌هاي هنري؛

«پرويز پرستويي» در جشنواره باتومي برگزيده شد

چهارمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم باتومي جايزه بزرگ بخش مستند و كوتاه و بهترين بازيگر مرد خود را به نرگس آبيار و پرويز پرستويي اهدا كرد.

اين جايزه به خاطر بازي «پرويز پرستويي» در فيلم «بيست» به وي داده شد.

جشنواره فيلم باتومي كه در كشور گرجستان يكي از جمهوري‌هاي سابق كشور شوروي برپا مي‌شود اختصاص به فيلم‌هاي هنري و غير متعارف كشورهاي مختلف جهان دارد.

امسال تعداد 9 فيلم در بخش مسابقه داستاني اين جشنواره شركت داشته‌اند.

اين فيلم‌ها كه سه‌تاي آنها محصول مشترك چند كشور مختلف بود متعلق به كشورهايي همچون روسيه،‌آمريكا، تركيه،بلغارستان، لهستان و افغانستان بودند.

جشنواره باتومي كه روز 21 سپتامبر در شهر بندري باتومي گرجستان افتتاح شد، شب گذشته با معرفي برگزيدگان به كار خود پايان داد.

در بخش «فيلمسازان جديد» كه به آثار مستند و كوتاه اختصاص داشت، جايزه بزرگ جشنواره به مستند «يك روز پس از دهمين روز» ساخته «نرگس آبيار» از ايران تعلق گرفت.

«رامتين لوافي» از ايران در كنار ايراكي كويريتكاتزه از گرجستان، گالينا چرنياك از اوكراين و سرگئي لاونتينف از روسيه آثار اين بخش را داوري كرد.

همچنين در بخش فيلم‌هاي سينمايي، جايزه بهترين بازيگر مرد به «پرويز پرستويي» بازيگر فيلم «بيست» ساخته عبدالرضا كاهاني رسيد.

جايزه بزرگ جشنواره در اين بخش به فيلم «جنگ افيون» ساخته صديق برمك از افغانستان اهدا شد.

رياست هيات داوران جشنواره را جاس استلينگ فيلمساز هلندي به عهده داشت.

تازه‌ترين ساخته سينمايي او به نام «دوسكا» فيلم افتتاحيه جشنواره بود.

منيژه حكمت فيلمساز و تهيه‌كننده سينماي ايران جزو اعضاي هيئت داوران بخش مسابقه فيلم‌هاي داستاني بود.

رامتين لوافي‌پور ديگر فيلمساز ايراني از داوران بخش مسابقه‌اي فيلمسازان جوان بود.

فيلم «رنگين كمان سازان» ساخته نانا جورجانزه فيلمساز گرجستاني به عنوان فيلم اختتاميه جشنواره نمايش داده شد.

نكته جالب اينكه اين فيلم محصول مشترك سه كشور آلمان، فرانسه و هلند بود و كشور گرجستان نقشي در توليد آن نداشت.

چهارمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم باتومي از 21 تا 28 سپتامبر در گرجستان برپا شد.

منتقدان و رسانه‌هاي گروهي اين كشور از برپايي جشنواره استقبال خوبي كردند.

فيلم «بيست »ساخته عبدالرضا كاهاني كه سال گذشته يكي از جوايز اصلي جشنواره بين‌المللي فيلم كارلو ويواري را دريافت كرد قصه گروهي از كارگران يك تالار پذيرايي را تعريف مي‌كند كه قرار است تعطيل شود. آنها تلاش مي‌كنند مانع از تعطيلي تالار و بيكاري خود شوند.

اين فيلم سال گذشته در جشنواره فيلم فجر از جوايز بهترين بازيگران زن و مرد نقش مكمل را براي مهتاب كرامتي و عليرضا خمسه به ارمغان آورد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرویز پرستویی پس از دریافت جایزه جشنواره باتومی: به خاطر شرایط فعلی جایزه را به مردم ایران تقدیم می كنم 

بازیگر برگزیده جشنواره فیلم های هنری باتومی گرجستان در پایان گفت؛ «با وجود اوضاع و شرایط فعلی همه ما آب و خاك كشورمان را دوست داریم و این موفقیت ها را مدیون نگاه و تلاش مردم هستیم، به همین دلیل با صمیم قلب این جایزه را به مردم كشورم ایران تقدیم می كنم.»

پرویز پرستویی پس از دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره فیلم های هنری باتومی در گرجستان برای بازی در فیلم «بیست»، این جایزه را از صمیم قلب به مردم ایران تقدیم کرد. بازیگر فیلم سینمایی «بیست» به کارگردانی عبدالرضا کاهانی که در بخش مسابقه چهارمین جشنواره فیلم های هنری باتومی به نمایش درآمد، پس از دریافت این جایزه گفت؛« آنچه مسلم است تشویق برای هر شخصی خوشایند است و من هم همیشه از جایزه گرفتن همکارانم از صمیم قلب خوشحال می شوم.» او با اشاره به حضور خود در «بیست» گفت؛ «زمانی که کاهانی بازی در این فیلم را به من پیشنهاد کرد بدون اطلاع از سوابق و تجربه های ایشان، فیلمنامه را خواندم. احساس کردم نگاه خوبی را دنبال می کند و موضوع فیلم نیز که درباره روزمرگی زندگی آدم ها است می تواند برای مخاطب جذاب باشد.»

پرستویی در ادامه گفت؛ «از فیلمنامه این فیلم متوجه شدم تراوش فکری کاهانی و حسین مهکام نویسنده های فیلمنامه خیلی همسو است. آنها به مسائل اجتماعی اشراف دارند و تاثیر آن را به خوبی به تصویر کشیده اند. من همیشه منتقد سختگیر کارهای خودم هستم، اما وقتی در طول فیلمبرداری کارگروه را دیدم به فکر موفقیت های امروز فیلم بودم.» او در ادامه گفت؛ «درخشش «بیست» در داخل و خارج کشور حاصل زحمات شبانه روزی یک گروه است که در فضایی دوست داشتنی با یکدیگر کار کردند. سینمای ایران جوایز متعددی در عرصه های بین المللی دریافت کرده است. به هر حال همه ما در هر بخشی نیاز به تشویق داریم. جوایز توشه راهی است که ما باید برویم و این تشویق ها انرژی بیشتری به ما برای ادامه راه می دهد.» بازیگر فیلم سینمایی «بیست» گفت؛ «برای تمام جوایزی که تاکنون فیلم «بیست» دریافت کرده است باید به همه عوامل آن تبریک بگویم. تمام عوامل برای شکل گیری این فیلم زحمت کشیدند. من برای تک تک جوایز این فیلم در داخل و خارج از کشور خوشحال شدم.» بازیگر برگزیده جشنواره فیلم های هنری باتومی گرجستان در پایان گفت؛ «با وجود اوضاع و شرایط فعلی همه ما آب و خاک کشورمان را دوست داریم و این موفقیت ها را مدیون نگاه و تلاش مردم هستیم، به همین دلیل با صمیم قلب این جایزه را به مردم کشورم ایران تقدیم می کنم.» فیلم سینمایی «بیست» با بازی پرویز پرستویی، علیرضا خمسه، مهتاب کرامتی، فرشته صدرعرفایی و... در جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر به نمایش درآمد و بهار امسال اکران عمومی شد. این فیلم جایزه بهترین بازیگر چهارمین جشنواره فیلم های باتومی را برای پرویز پرستویی به ارمغان آورد.

نامه های احمدی نژاد بهترین مستند جشنواره باتومی

از سوی دیگر مستند «نامه هایی به رئیس جمهوری» ساخته پتر لوم درباره سفرهای استانی دکتر محمود احمدی نژاد بهترین مستند چهارمین جشنواره فیلم های هنری باتومی گرجستان شد. جشنواره فیلم های هنری باتومی که از ۲۱ سپتامبر در شهر بندری باتومی گرجستان آغاز شده بود، با موفقیت فیلم های ایرانی به پایان رسید و در بخش فیلمسازان جدید جایزه بزرگ به مستند «یک روز پس از دهمین روز» ساخته نرگس آبیار از ایران تعلق گرفت. جوایز دیگر این بخش به فیلم هایی از اسپانیا و لهستان اهدا شد. رامتین لوافی پور به همراه ایراکی کویریتکاتزه از گرجستان، گالینا چرنیاک از اوکراین و سرگئی لاونتینف از روسیه اعضای هیات داوران بخش مسابقه فیلمسازان جدید بودند که ۳۵ اثر از فیلمسازان جوان را قضاوت و جوایز را به آنها اهدا کردند. در بخش فیلم های بلند که «بیست» عبدالرضا کاهانی در آن حضور داشت، جایزه بهترین بازیگر مرد به پرویز پرستویی رسید. در این بخش جایزه بزرگ جشنواره را فیلم «جنگ تریاک» ساخته صدیق برمک و جایزه بهترین مستند را پتر لوم برای «نامه هایی به رئیس جمهوری» گرفت. منیژه حکمت داور این بخش جشنواره باتومی بود. به گزارش مهر «نامه هایی به رئیس جمهوری» به کارگردانی پتر لوم فیلمساز ۴۱ ساله متولد جمهوری چک با موضوع سفرهای استانی دکتر محمود احمدی نژاد و نامه هایی که مردم به وی می نویسند ساخته شده و پیش از این در جشنواره های برلین، یک دنیا در چک و موتوون کرواسی به نمایش درآمده و هفته آینده در جشنواره یی در ایتالیا هم اکران می شود. 

*****

پرويز پرستويي بازيگر فيلم سينمايي «بيست» به کارگرداني عبدالرضا کاهاني جايزه بهترين بازيگر مرد جشنواره فيلم باتومي را به دست آورد.

اولين جايزه بين‌المللي

پرستويي بهترين بازيگر جشنواره باتومي شد

جام جم آنلاين: پرويز پرستويي بازيگر فيلم سينمايي «بيست» به کارگرداني عبدالرضا کاهاني جايزه بهترين بازيگر مرد جشنواره فيلم باتومي را به دست آورد.

در مراسم اختتاميه جشنواره فيلم باتومي نام پرويز پرستويي به عنوان بهترين بازيگر مرد اين جشنواره خوانده شد. پرستويي براي بازي در فيلم سينمايي «بيست» اين جايزه را دريافت کرد.

از ميان گروه سازنده اين فيلم تنها شيما منفرد تدوينگر و همسر کاهاني در اين مراسم حضور داشت که به نمايندگي از پرستويي روي سن رفت، ياددشت اين بازيگر را خواند و جايزه او را دريافت کرد.

منفرد پس از دريافت جايزه گفت: خيلي خوشحالم که به نمايندگي از دوستانم در اين فيلم، پرويزپرستويي و عبدالرضا کاهاني در جمع شما هستم. هر دوي آنها سر کار هستند و نتوانستند اينجا  و در اين فضاي عالي باشند. من از طرف همه عوامل فيلم، خوشحالي‌‌ام را از دريافت اين جايزه اعلام و به آقاي پرستويي تبريک مي‌گويم.

پرويز پرستويي که يکي از محبوب‌ترين و پرافتخارترين بازيگران سينماي ايران است تا به حال بارها سيمرغ بلورين و تنديس بهترين بازيگر مرد را از جشنواره فيلم فجر و خانه سينما دريافت کرده است اما جايزه جشنواره باتومي اولين جايزه بين‌المللي اين بازيگر است.

چهارمين جشنواره فيلم‌هاي هنري باتومي 30 شهريور در گرجستان آغاز شد و ديروز ششم مهرماه با معرفي برگزيدگان و مراسم اهداي جوايز به پايان ‌رسيد

 

 

 

 

 

 

 

 

متولد سال 1334

محل تولد: همدان

پرویز پرستویی متولد سال 1334 در همدان

وی از هنرپیشه‌های مطرح معاصر سینمای ایران است که جوایز بسیاری را در جشنواره‌ها به خود اختصاص داده است.

مدارک تحصیلی او دیپلم طبیعی و لیسانس هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

فعاليت هنري را از سال 1348 با اجراي نمايش در مراكز رفاه، كاخ جوانان و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان آغاز كرد.

در سال 1353 براي بازي در نمايش « دكه » و يك سال بعد براي بازي در نمايش « تسليم شدگان » جايزه كاخ جوانان را گرفت.

براي نخستين فيلمش « ديار عاشقان » ديپلم افتخار بازيگر نقش دوم را در دومين جشنواره فجر گرفت.

او همچنين برنده ديپلم افتخار بهترين بازيگر نقش اول مرد در چهاردهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم « ليلي با من است » و برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد در شانزدهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم « آژانس شيشه اي » شد.

بازي زيباي او در فيلم « موميايي 3 » تحسين همگان را در هجدهمين جشنواره فيلم فجر برانگيخت.

سال 1380 سال خوبي براي او نبود. فيلم « آب و آتش » با بازي نه چندان دلچسب و انتخاب نامناسب او و فيلم تكه پاره شده « موج مرده » با تكرار نقش حاج كاظم « آژانس شيشه اي » چهره موفقي از پرويز پرستويي به جا نگذاشت.

پرويز پرستويي در سال 1381 فيلم نچندان موفق « عزيزم من كوك نيستم » را با بازي خوبش بر پرده سينماها داشت كه در همان سال يكي از دو جايزه بهترين بازيگر مرد را از « جشن ماهنامه دنياي تصوير » دريافت كرد.

پرويز پرستويي در سال 1382 بار ديگر چشمها را به سوي خود خيره كرد. بازي معركه و ماندگار او در نقش « رضا مارمولك » در فيلم « مارمولك » (كمال تبريزي) سيمرغ بلورين ويژه هيئت داوران جشنواره بيست و دوم فيلم فجر (بهمن 1382) و تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد هشتمين جشن خانه سينما (شهريور 1383) را براي او به ارمغان آورد.

***

مارمولك، به نام پدر، آژانس شیشه ای در سينماي ايران هيچ‌گاه فراموش نمي‌‌شود، همان‌طور كه در تلويزيون مجموعه خاك سرخ هيچ‌گاه فراموش نمي‌‌شود، آن هم با بازي استاد پرويز پرستويي، بازيگري كه در تمامي كاركترهاي سينما به راحتي ايفاي نقش مي‌‌كند و حال مجموعه زير تيغ با بازي او چهارشنبه‌ها از شبكه اول پخش مي‌‌شود، «پرويز پرستويي» اين بازيگر

پرسابقه هنرمند ايران كيست؟

در سال 1334 در روستاي چارلي از توابع بخش كبودر آهنگ يكي از شهرهاي استان همدان است. پدرش كشاورز بود، زماني كه پرويز سه ساله بود، پدرش كشاورزي را رها كرد و به تهران كوچ كرد...

او از يك خانه كوچك اجاره‌اي در محله فقيرنشين دروازه غار در جنوب تهران، خاطرات زيادي دارد، خاطرات كودكي و دوران نوجواني و...

شايد برايتان جالب باشد، بدانيد كه او قبل از اين‌كه به مدرسه برود، ابتدا چند صباحي به مكتب خانه رفت كه هنوز در تهران رفتن به آنجا رواج داشت، بايد عنوان كرد كه منطقه دروازه غار تهران، در حوالي ميدان شوش هر روزه شاهد بزن بزن‌هاي فراوان چوب و چماق‌كشي و جرم و جنايت‌هاي ديگري بود كه در آن محل ديده مي‌‌شود و پرويز پرستويي شاهد تمام اين اتفاقات بود... در محله‌اي كه زندگي مي‌‌كرد، تنها قهوه‌خانه محله تلويزيون داشت كه آن هم به خاطر رايج بودن پخش مواد مخدر در آن از ورود بچه‌ها به آنجا جلوگيري مي‌‌كردند... پرويز سينماي ايران از همان كودكي عاشق بازي و معركه‌گيري بود و با بچه‌ها در كوچه پس كوچه‌هاي دروازه‌ غار شبيه‌خواني راه مي‌‌انداخت، او همچنان عاشق تصوير بود كه از پشت شيشه‌هاي بخار گرفته قهوه‌خانه شاهد ديدن تصاوير تلويزيون مي‌‌شد.

   

محرم كه مي‌‌شد او به شبيه‌خواني مشغول مي‌‌شد با اين كه سني نداشت، در آن محل معروف بود، بچه‌اي دبستاني كه اهل يك محل را در ايام سوگواري به گريه مي‌‌انداخت.

او آن زمان در مدرسه صالحيه اسلامي در كوچه گمرك تحصيل مي كرد، در دوران دبيرستان آرزويش معلم شدن بود، زماني كه به خدمت عازم شد، دلش مي‌‌خواست، وارد سپاه دانش شود تا مردم بي‌‌سواد، را باسواد كند...

وي پس از فارغ‌ شدن از تحصيل، سركار رفت و پس از اتمام كار روزانه، به خاطر علاقه زيادي كه به بازيگري داشت، شب‌ها را در تئاتر‌هاي لاله‌زار مي‌‌گذراند... گرچه در آن زمان نمي‌‌گذاشت خانواده‌اش متوجه شوند كه او عاشق بازيگري است...

تلاش‌هاي شبانه‌روزي‌اش باعث شد تا يازده هزار تومان پول جمع كند و در حوالي ترمينال جنوب خانه‌اي بخرد... پرويز آن زمان عاشق ورزش هم بود، به ويژه فوتبال، از اينرو باشگاه كارگران و پست دروازه باني را انتخاب كرد و مرحوم مهراب شاهرخي با ديدن او وي را به عنوان دروازه‌بان تيم جوانان انتخاب كرد، اما ورزش هم نتوانست او را از علاقه ذاتي‌اش به هنر غافل كند، همين شد كه به مركز هنري نازي‌آباد رفت و شروع به آموختن كرد، به قول خودش، «در آنجا آموخت كه شهرت زودگذر است».

پرويز پرستويي بسيار خوش‌قول، خوش اخلاق، و پايبند به اصول دوستي است و همواره به موقع سرقرارهايش حاضر مي‌‌شود... تلفن همراهش هميشه در دسترس است و كمتر روي پيام‌گير است، اهل مدير برنامه گرفتن و اين‌جور كارها نيست، كمتر با نشريات مصاحبه مي‌‌كند و هميشه خودش پاسخگوي تلفن‌هايش است، اما با اين‌حال با خبرنگاران ميانه خوبي دارد و از مطبوعات به عنوان پل بين مردم و هنر ياد مي‌‌كند...

در سال 1349 به گروه بهرام بيضايي پيوست و در همان سال سرانجام اولين نقشش در تئاتر ماجراي يك محل را بازي كرد... آشنايي او با بهزاد فراهاني او را به گروه «كوچ» كشاند تا به دنبال كسب تجربه باشد... اوج كاري وي در سال 1352 در نمايش‌هاي چشم برابر چشم، شبي در حلبي‌آباد، پتك و خانه روشن بود كه در آن به بازي پرداخت.

وي در سال 1352 ديپلم گرفت، در سال 53 اولين موفقيت خود را كسب كرد برنده جايزه نقش دوم براي نمايش «دكه» شد.

و در سال 54، جايزه نقش اول خانه‌هاي جوانان به خاطر «نمايش تسليم» شدگان شد. بازي او در نمايش پرطرفدار «ميلاد» در نقش دلال زمين خيلي زود اسم او را در بين طرفداران تئاتر بر سر زبان‌ها انداخت.

پرويز پرستويي به نوعي از شهرت فراري است، اهل كلاس گذاشتن و اين‌جور حرف‌ها نيست، گاهي اصلا فراموش مي‌‌كند كه پرستويي است و از نگاه‌هاي ديگران تعجب مي‌‌كند.

پرويز پرستويي پس از انقلاب و در سال 60، زماني كه 26 ساله بود به عنوان منشي در دادگستري تهران مشغول به كار شد، در سال 62 برادرش شهيد شد و آنجا بود كه پيشنهاد «كار بخش» براي بازي در «ديار عاشقان» را پذيرفت و راهي سرپل ذهاب شد، او با بازي در اين فيلم ديپلم افتخار نقش دوم را از جشنواره دوم فجر دريافت كرد.

در سال 1366 در فيلم «شكار» با خسرو شكيبايي هم بازي شد، در همان اوان بود كه كار در دادگستري را به خاطر همخواني نداشتن با روحيه‌اش رها كرد و به اداره تئاتر رفت و 12 سال كارمند آنجا بود.

او به همراه خانواده‌اش زندگي مي‌‌كند، خانه‌اي دو و نيم طبقه كه پايين مغازه پدر است، در نيم طبقه برادر و همسرش، در طبقه اول والدين و طبقه دوم خودش به همراه همسر و دو فرزندش زندگي مي‌‌كند، او سال 1360 ازدواج كرد... اولين تجربه تلويزيوني پرستويي، سريال «رعنا» در سال 1367 بود، اما فيلم «ليلي با من است» بود كه پرويز را به‌طور كامل به مخاطبان هنر سينما در ايران شناساند، او براي بازي در اين فيلم در دومين ديپلم افتخار خود را كسب كرد.

در سال 82 براي بازي در فيلم «مارمولك» يكي از بهترين و به ياد ماندني‌ترين بازي‌هاي تاريخ هنري خود را به نمايش گذاشت، وي همچنين در مجموعه‌هاي امام علي (ع)، زير چتر خورشيد، آپارتمان، آواي فاخته و خاك سرخ و اين آخري زير تيغ نقش ايفا كرده است، «بيدمجنون» يكي ديگر از شاهكارهاي هنري‌اش بود كه سيمرغ نقش اول جشنواره فجر را برايش در سال 83 به ارمغان آورد، ضمن اين‌كه سال گذشته براي بازي در فيلم «به نام پدر» براي چندمين‌بار سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد را از آن مردي كرد كه از شهرت بيزار است از فيلم‌هاي معروف او مي‌‌توان به رواني، مهرمادري، آژانس شيشه‌اي، آدم برفي، عشق شيشه‌اي، مرد عوضي، موميايي، عزيزم من كوك نيستم، روبان قرمز، موج مرده به نام پدر، ديوانه‌اي از قفس پريد و بيدمجنون اشاره داشت.

پرستويي همواره سعي مي‌‌كند اول انسان باشد، سپس هنرمند... او افتخار سينماي ايران است. 

فیلم های سینمایی

ديار عاشقان (حسن كاربخش، 1362)   

پيشتازان فتح (ناصر مهدي پور ، 1362)   

سازمان 4 (حسن جوان بخش ، 1366)

شكار (مجيد جوانمرد، 1366)

حكايت آن مرد خوشبخت (رضا حيدرنژاد، 1369)

مار (مجيد جوانمرد، 1370)

آدم برفي (داود ميرباقري، 1373)

ليلي با من است (كمال تبريزي، 1374)

مهرمادري (كمال تبريزي، 1376)

رواني (داريوش فرهنگ، 1376)

آژانس شيشه اي (ابراهيم حاتمي كيا، 1376)

مرد عوضي (محمدرضا هنرمند، 1377)

روبان قرمز (ابراهيم حاتمي كيا، 1377)

شوخي (همايون اسعديان، 1378)

عشق شيشه اي (رضا حيدرنژاد، 1378)

موميايي 3 (محمدرضا هنرمند، 1378)

موج مرده (ابراهيم حاتمي كيا، 79-1378)

آب و آتش (فريدون جيراني، 79-1378)

عزيزم من كوك نيستم (محمدرضا هنرمند، 1380)

ديوانه اي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي، 1381)

دوئل (احمدرضا درويش، 1381)

بانوي من (يدالله صمدي، 1381)

دوئل (احمدرضا درويش، 1381)

مارمولك (كمال تبريزي، 1382)

بيد مجنون (مجيد مجيدي، 1383)

به نام پدر (ابراهيم حاتمي كيا، 1384)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 14:29  توسط محمد رضا نعيمي  | 

كتب درسي از نظر محتوا،

كتب درسي از نظر محتوا، روش، زبان، ساختار و شكل ظاهري تغييرات زيادي را در چند سال اخير نداشته است ولي اين تغييرات گاهاً به شكلي عجيب صورت گرفته و آن زمان است كه خبرنگار اين هفته‌نامه را وادار به تهيه اين گزارش مي‌كند.

بديهي است كه براي گزارش از محتواي كتب درسي مي‌بايست يك سري امتياز بندي صورت پذيرد كه ميزان امتياز هر يك از موارد با در نظر گرفتن زمينه‌هاي عاطفي، شناختي و مهارتي مخاطبان و با توجه به ميزان آگاهي‌ها و آمادگي ذهني فراگيران و ويژگيهاي شخصيتي و رواني و علائق آنان تعيين مي‌شود.

مهم‌ترين شاخصهاي ارزيابي و نقد كتب درسي در جنبه‌هايي است كه اين موارد را فرهاد ابوالفتحي مدرس دانشگاه در گفتگو با راهنگ سبز بيان داشته‌اند.

1. محتوايي: اين شاخص را مي‌توان در اين زمينه‌ها جستجو كرد: جامعيت مطالب با توجه به اهداف و سرفصلهاي دروس؛ روزآمدي داده‌ها و جديد بودن اطلاعات علمي؛ طرح سؤالهاي جديد و گشودن افقهاي تازه، مرتبط بودن مطالب كتاب با ساير دروس وابسته؛ ظرفيت مطالب كتاب در ايجاد ارتباط با موضوعات ميان رشته‌اي، در برانگيختن حس كنجكاوي و كاوشگري و تربيت تفكر انتقادي در فراگيران و نيز در برقراري ارتباط با يادگيرنده و اثرگذاري بر او؛ و سرانجام وجود تناسب ميان اطلاعات اصلي و جنبي.

2. روشني: موارد اين شاخص عبارت است از: روشمند بودن و داشتن وحدت روش در فصول مختلف؛ متناسب بودن روش تحقيق مؤلف با موضوع كتاب؛ ميزان رعايت اصول و بهره‌گيري از آموزه‌هاي علوم روان‌شناسي، فناوري آموزشي، برنامه‌ريزي درسي در تأليف كتاب؛ ميزان رعايت بي‌طرفي علمي در داوري؛ ميزان برخورداري از ابزارهاي لازم براي تفهيم مطالب؛ استفاده كافي از منابع موجود در تأليف كتاب؛ ميزان معتبر بودن منابع و ميزان رعايت امانت در استناد به منابع؛ و معرفي منابع كمكي اعم از چاپي و الكترونيكي مي‌باشند.

3. زباني: در اين شاخص مي‌توان به اين موارد اشاره داشت: ميزان رعايت ويژگيهاي زبان علمي؛ روان و رسا بودن متن؛ كيفيت معادل‌سازي اصطلاحات تخصصي؛ چگونگي ساختار دستوري متن؛ يك‌دست بودن رسم‌الخط و رعايت قواعد نگارشي.

4. ساختاري: شاخص ساختاري عبارت است از: طبقه‌بندي فصول؛ نظم منطقي و انسجام مطالب؛ طرح مباحث مقدماتي؛ بيان اهداف؛ داشتن نتيجه‌گيري در هر فصل و جمع‌بندي نهايي، خلاصه مطالب، تمرين و آزمون، پيشگفتار، مقدمه، داشتن راهنماي مطالعه؛ فهرست مطالب، فهرست راهنما، فهرست جداول و نمودارها، كتاب‌شناسي، فرهنگ اصطلاحات و واژگان دشوار و فرهنگ معادلها.

5. شكل ظاهري: اين شاخص مي‌تواند اين موارد باشد: قطع كتاب، حجم كتاب، نوع جلد، نوع كاغذ، كيفيت حروف نگاري، صفحه‌آرايي، صحافي و طرح جلد.

تغییر فونت و تصویر سازی کتابهای بخوانیم اول تا پنجم ابتدایی را امسال شاهد بوديم و طبق اخبار منتشر شده نسخه فشرده همه کتب درسی در سایت اداره کل چاپ و توزیع کتابهای درسی وزارت آموزش و پرورش به نشانی www.chap.sch.ir موجود است ولي اينكه اين تغييرات فونت بر چه اساسي بوده است سيار جالب است بدانيد كه هنوز هم براي عده زيادي سوال بوده است.

کودکان امروزي شاید همانند کودکی من و تو کوکب خانم و مهمان نوازیش را نشناسند، شاید دغدغه‌شان تصمیم مهم کبری نباشد و شايد حسنک و چوپان دروغگو که سهل است گاهاً يادآور دوران خوش شما شاید آنها اصلاً ندانند كه چنين درس‌هايي هم روزي براي ما خاطراتي بس شيرين را به همراه داشته است و با آن خاطرات هنوز هم ياد دوران كودكيمان هستيم.

آري برای من و تو که به هزاره دوم تعلق داریم یادآور خاطرات کودکی‌مان هرازگاهی خالی از لطف نباشد.

 پس آنچه در این گزارش می‌آید روایتی است از من و شما و خاطرات روزهای نابرگشتنی که دغدغه تاریخی ذهن من و همنسلان من است.

همان لحظه اول کبری می‌آید جلوی چشمانم و دور می شود و انگار همين ديروز بود كه تصميم كبري را خوانديم واملاي آن هم فردايش نوشتيم.

راستي چرا نپرسیدم بالاخره راز تصمیم بزرگش چه بود؟

با كمي تامل در كتاب فارسي انگار كه کبری از آن دور قهقهه می‌زند.

می‌گویيم: دلمان برای شما و همه آن درسهای شیرین و به یاد ماندنی دوران دبستان  تنگ شده است، شايد خورشيدي مي‌خواهيم براي بازگشت به آن دوران ولي حيف كه خورشيدي در كار نيست.

وقتي براي تهيه اين گزارش به سفارش سردبير به كتابخانه آموزش و پرورش و چند دوست مراجعه كرديم داخل يكي از قفسه‌ها ديديم كه کبری همان ته میان قفسه ها ایستاده و قهقهه می زند و چوپان دروغگو داد و هوارش گوش فلک را کر کرده و حسنک مشغول رسیدگی به غذای حیوانات است.

توان اين را نداريم كه گنجینه‌ای از خاطرات خاک خورده 153 سال تعلیم و تربیت به شیوه نوین که میان روزمرگیها گم شده را گزارشي دهيم ولي اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی، آري انگار كتاب جالبي است. اخلاق ناصری! کجا و من کجا. تاریخ انتشار کتاب به سال 1156 هجری شمسی بر می گردد. عارضی مسئول آرشیو می گوید: این کتاب را در مکتبخانه های قدیمی درس می‌داده‌اند و دانش آموزان باید آن را از بر می‌کردند. بسيار برايمان جالب بود و ديدني كه اين چنين كتابي را حفظ مي‌كردند.

فکرش را هم نمی توانم بکنم که کودکان ده دوازده ساله آن روزگار چطور از پس حفظ کردن چنین مطالب سنگینی بر می‌آمدند. یاد حرف قدیمی‌ها می‌افتم که همیشه می‌گویند " دیپلمه‌های آن روزگار از دکترهای امروز هم بيشترند!" شايد تنها نام كتاب‌هاي 100 سال پيش را بشنوي كمي كنجكاو شوي و همانند ماجراي ادامه يافتن ديگر كتب سراغ كتابخانه‌ها را بگيريد." اصول هندسه جناب حاج نجم الدوله میرزا عبدالغفار ". این میرزا عبدالغفار معلم کل علوم ریاضی مدرسه دارالفنون بوده است و کتاب در سال 1278 هجری شمسی منتشر شده است. وقتی کتابی 110 ساله تنها ببيني مات و مبهوت خواهي شد 110 سال عمر. می پرسيم در این 110 سال چند نسل آمده‌اند و این کتاب‌ها را خوانده‌اند و دکتر و مهندس شده‌اند و دارالفنونی که امروز در گوشه‌ای از تهران آرام و بی‌صدا در حال تخریب است و دم بر نمی‌زند.

عبدالغفار اینگونه در ابتدای کتاب از شاگرد باهوش خود تقدیر کرده است: " اشکال این کتاب را یکی از شاگردان باواسطه حقیر که فعلاً معلم ثانوی است، کشیده که او جوانی است باهوش و پراستعداد و دست قابلی در نقاشی و نقشه کشی دارد و زبان فرانسه را هم خوب ترجمه می‌کند."

نوع معرفی نویسنده در کتابهای درسی آن دوران همه به همین شکل است، گویا منزلت و جایگاه معلمی در آن دوران بالاتر از الان است. مثلا در معرفی نویسنده کتاب حساب ابتدایی با اسلوب جدید آمده "میرزا غلامحسین رهنما معلم ریاضیات عالیه و جغرافیا در مدرسه دارلفنون و مدرسه درالمعلمین و مدرسه علوم سیاسی."

مرور کتابهای حجیمی که هر کدام از عمقی سنگین و دشوار برخوردارند تو را به جدال با پرسشی که پاسخی از پیش معلوم شده دارد می‌کشاند. و آن این که روح پدران ما چگونه می‌توانستند این همه هندسه و ریاضیات، این همه ادبیات فارسی، این همه شیمی و فیزیک، تاریخ و جغرافیا، علوم طبیعی و زیستی را در عرض چند ماه تحصیلی ببلعند و آن را هضم کنند؟ يا آنان نابغه بودند و يا ....

گرچه ما با دیدن این حجم از دانش و سواد در یک کتابی مانند سعدی و اجبار نظام آموزشی آن زمان برای حفظ کردن این همه مطلب به این نتیجه رسیدیم که سواد ما امروزی ها در مقابل دانش‌آموزان آن دوران قطره‌ای در مقابل دریا است.

اولین کتاب درسی رنگی موجود در آرشیو کتابهای درسی متعلق به 122 سال پیش است که تاریخ 1266 هجری شمسی را پای خود دارد. اگر چه حکم رنگی بودن این کتاب را که "نباتات" نام دارد تنها چند برگ نقاشی رنگی، آن هم در بعضی از صفحات کتاب که با ظرافت خاصی کشیده شده‌اند، صادر می‌کند. سراغ اولین کتابهای درسی بعد از انقلاب یعنی سال 1358 که بروی بوی تازه کاغذ که فقط در همان روزهای اول مدرسه به مشاممان می خورد و بعد از چند ماه ورق خوردن از بین می‌رفت دوباره تمام وجودت را فرا خواهد گرفت. و تو اصلاً نمی‌فهمی چطور شد این همه دلتنگ آن روزگار خوش کودکی شدی و کلاس اول و مدرسه و صدای بچه‌ها که حرف به حرف کلمات زندگی را از معلمان خود می‌آموختند...

- بابا آب داد.

- بابا نان داد.

- سارا انار دارد.

- آن مرد آمد.

و انعکاس آن همه صدای پاک و بی غل و غش در چارچوب مغزت تکرار و تکرار می شود. به راستي بغضی سر راه گلویمان سبز شده است كه توان فرار نداريم. خودمان را می بینيم که تصمیم بزرگ کبری چه چیزهايي را  آموخت. خودمان را به ياد مي‌آوريم كه هزار بار با خودمان عهد كرديم هرگز مثل چوپان دروغگو دروغ نگوئيم ....

كتابهايي که با ما حرف می‌زنند و حکایتها و معادلات و تجربیات آدمها و مثلها و مسائل و محتویاتشان ما را به خود می‌خوانند. و ما ماند‌ه‌ایم که به حرف کدام یک گوش کنیم. از کتاب فارسی اول ابتدایی شروع می‌کنیم. جلد کاهی کتاب را که ورق می زنیم صدای حکیم توس از هزارتوی تاریخ رژه می‌رود: " توانا بود هرکه دانا بود "  و بعد از آن سخنی با آموزگاران و دانش آموزان عزیز. سخنی که فصل مشترک همه کتابهای دهه های 50 و 60 و 70 بود.

و اینک آزادیم!

"و اینک آزادیم. سلام برآزادی."

اولین کتاب فارسی اول ابتدایی بعد از انقلاب اسلامی را باز می کنيم. نویسنده درباره متون درسی قبل از انقلاب آورده است که: " کتابهای درسی شما را طوری می نوشتند که بعد از سالیان دراز، بتدریج نسبت به فرهنگ اصیل خود بیگانه شوید. لابد برنامه های استعماری اردوها را فراموش نکرده اید! و مطالب کتاب های درسی را بیاد دارید. تلویزیونهای رنگی را در کلاسهای بی بخاری با پنجره شکسته از یاد نبرده اید."

اگرچه روح حماسی سالهای ابتدایی انقلاب در همه کتابها جاری است اما نباید از لحن صمیمانه نویسندگان هم دور شد که نوشته اند: " امسال وقت کم بود و نرسیدیم در همه کتابها این کار را انجام دهیم (منظور ویرایش کتاب است) امیدوارم سال دیگر بتوانیم همه کتابها را درخور فکر و روح بلند شما بنویسیم" .

حالا رسیدم به تمرین خطها و داستانهای چند تصویری سگ و گربه، گربه و کلاف و تشت لباس، خط فاصله، کشیده، دایره و ... یاد سرمشقهای چند صفحه ای می افتم که تمام روزهای اول مدرسه مان با ذوق و شوق می نوشتیم تا بتوانیم هرچه زودتر به درس آب بابا برسیم و آن را یاد بگیریم.

بابا آمد  بابا آب دارد

بالاخره بابا آمد. بابا با آب آمد. به راستی چرا اول مادر نیامد؟ این سئوال ناگهان بعد از آن همه سال به ذهنم می آید. نکند این مسئله فکری من برخاسته از نگاه مردسالار آن روزها باشد؟

آن روزها زندگی روستایی برشهرنشینی ارجحیت داشته است . آن مرد اسب دارد. آن مرد داس دارد. آن مرد سبد دارد. آن مرد با اسب  در باران آمد.

حالا دیگر آن مرد اسب ندارد. آن مرد ماکسیما و زانتيا دارد. آن مرد با لب تابش آمد. آن مرد عابر بانك دارد. آن مرد بدون اینکه باران پالتوی گرم و ضد آبش را حتی لمس کند، آمد براستي آن زمان چه شيرين بود.

غذای لذیذ

امین و اکرم غذای لذیذشان آبگوشت بود و این دو فرزند خوب در پختن غذا به مادربزرگ‌شان کمک می‌کردند. دوستان مجید هم از خوردن آبگوشت لذت می برد.

اما امروز غذای لذیذ آرش و آوا پیتزا است و این دو فرزند خوب حتی در گرم‌کردن غذا با ماکروفر به مادرشان کمک نمی‌کنند. دوستان شاهين هم از خوردن پیتزای پپرونی لذت می برد.

 یاد روزی می‌افتيم که با بغضی در گلو این درس را با صدای بلند برای معلممان خوانديم که " روزی که به مدرسه آمدیم خواندن و نوشتن نمی‌دانستیم. از همان روزهای اول معلم مهربان ما را راهنمایی کرد. او خواندن و نوشتن را به ما یاد داد. ما از معلم خود سپاسگزاریم که به ما خواندن و نوشتن و کارهای خوب را یاد داد."

تورم در محتواي کتابهای درسي هم بيداد مي‌كند؟

کتاب ریاضی را برمی‌داريم. محتوای اصلی کتابهای ریاضی در سالهای اخیر چندان تغییر نکرده است ولی اعداد و ارقام نسبت به تورم تمام این سالها رشد جالب را به خود اختصاص داده‌اند. نرگس 630 ریال پول داشت؛ 250 ریال را برای کمک به جبهه داد و 180 ریال جوراب و پرگار خرید. روی هم چند ریال پول داده است و چند ریال از پولش باقی مانده است؟

حالا نرگس 30 هزار تومان یا شاید بیشتر در کیف خود دارد و تمام آن را بازی‌های رایانه‌ای می‌خرد و باز هم پول کم می‌آورد و....

حل مسئله، فصل مشترک همه کتابهای ریاضی از اول تا پایان دبیرستان بود. مسائلی که باید به ترتیب آنها را می‌نوشتیم و بعد هم  آنها را حل می‌کردیم. مسئله با یک رنگ و حل آن با رنگ دیگر. خیلی تمیز و مرتب بدون یک خط خوردگی ولي حالا...

اگرچه مولفان کتابهای درسی در ابتدای کتاب از معلمان خواسته بودند که از دادن تکلیف اضافی خودداری کنند ولی معلمان همچنان به دادن تکالیف مورد دلخواهشان ادامه می‌دادند و امروز هم شايد اصلاً تكليف شبانه معنا نداشته باشد چون ارائه كلاس‌هاي خصوصي براي درمان اين تكليف است.

کتابهای اوایل دهه هفتاد را که ورق می‌زنيم، کادر آبی را می‌بینم که در آن نوشته" توجه! به معلمان محترم اکیداً توصیه می‌شود از تعیین تکالیف اضافی برای دانش‌آموزان خودداری فرمایند و فقط تکالیف تعیین شده در کتاب را از دانش‌آموز خود خواستار شوند." به پرسشهای کتاب نگاه می‌کنيم.

1.از روی هریک از کلمه های درس که حرف "ش" در آنها به کار رفته است سه بار بنویسید.

2.معلوم کنید که هریک از کلمه هایی که نوشتید چند بخش است و چند صدا دارد.

3.از روی هریک از کلمات درس سه بار بنویسید.

4.از روی درس یکبار بنویسید.

شبهای پر از دیکته و مسئله های ریاضی و حفظیات علوم و تعلیمات دینی و اجتماعی که به این تکالیف اضافه می شد از جلوی ذهنمان می‌آیند و می‌روند و اين همان خاطرات شيرين است كه روزي و شبي با ترس انجام ندادن صحيح آن مي‌گذرانديم.

فصل مشترک کتابهای فارسی در همه پایه ها

به کتابهای ادبیات و فارسی برمی‌گرديم. کلمه و ترکیبهای تازه، پرسش، تکلیف شب اول و دوم و سوم همه فصل مشترک کتابهای دوم تا سوم دبیرستان است. البته در سالهای بالاتر دستور زبان هم به پایان هر درس اضافه شده بود. زمانهای حال آینده گذشته تا ماضی و مضارع استمراری و ماضي بعيد كه بسيار مورد علاقه‌يمان بود.

خوشنویسی هم لابه لای دروس گنجانده شده بود تا دانش‌آموزان تکالیفشان را زیباتر بنویسند.10 بار از روی خط " نعمتت بار خدایا زعدد بیرون است/ شکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار"

خانواده آقای هاشمی

کتاب تعلیمات اجتماعی سوم ابتدایی نوشته غلامعلی حدادعادل در سال 1361. همه دانش آموزان دیروزی و امروزی این خانواده خوشبخت را می شناسند.

علی هاشمی آن زمان کلاس سوم بود و مریم خواهرش کلاس دوم ابتدایی. سنشان را هم تخمین می‌زنيم. علی الان 33 سال دارد و مریم 32 سال. حتما هرکدام دارای همسر و فرزندانی هستند. آقای هاشمی هم حتماً از اداره پست نیشابور بازنشسته شده و به کازرون برگشته است.

ای کاش مي‌شدآقای هاشمی کارمند معمولی اداره پست را پیدا كرده و از او پرسيد که چگونه توانست با  خانواده 4 نفریش از اعضای خانواده‌اش و بدون کارت سفر تقریبا نیمی از ایران را سفر کند. قطعا صحبت‌های آقای هاشمی برای مسئولان گردشگری شنیدنی خواهد بود.

 این کتابهای کاهی که هرکدام من را یاد فصل کوچکی از زندگی‌مان می‌اندازد نمي‌توانم جدا شوم ولي چه كنم كه كتابها امانت و من و تو كتابهايمان را بعد از امتحان پاره كرديم و انداختيم كوچه‌هاي مسير مدرسه‌يمان اشعار بوستان سعدی و پروین اعتصامی و مصطفی رحماندوست. میان گذر پادشاه و فریاد شوق، تصمیم کبری و مرغ و جوجه های حسنک، مهمانهای ناخوانده کوکب خانم و کودک آواره فلسطینی. به شترها خيره مي‌شوم که دو پلک داشتند و چشم باز می‌خوابیدند.

کتابهای درسی دهه 80 کتاب‌هایی با جلد گلاسه و صفحات سفید با رنگ‌های متنوع و نقاشی‌های جدید. کتاب‌های بخوانیم و بنویسیم و ریاضی و علومی که برای حل مسائلشان و نوشتن تکالیفشان دیگر نیازی به دفترهای 100 برگ و 200 برگ نیست.

دیگر بابا در اول کتاب فارسی آب این مایع حیات را نمی آورد. اکرم جای خود را به آزاده داده ولی امین هنوز هم کودک است. انگار امين پاي ثابت است و بند (پ) دارد.

مادر در کنار بابا به صفحه اول درسی آمده و تلویزیون و رادیو به عنوان تکنولوژی‌های جدید به صفحه اول راه پیدا کرده‌اند. راستی دیگر خبری از آن همه خط فاصله و کشیده و دایره و... نیست. کلاس اولی‌ها زودتر از ما حروف را یاد می‌گیرند.

کلمه و ترکیب های تازه جای خود را به" گوش کن و بگو"، "بازی"، " به دوستانت بگو" داده است. مصطفی رحماندوست شاعر همدان و هم‌استاني ما هم كه با آن خاطرات شيريني داشتيم هم شعرهای جدیدی گفته است. "بابا آمد به به به، مامان خندید قه قه قه، با او روشن شد خانه، او شمع و ما پروانه."

تصاویر روستانشینی و مزارع کشاورزی هم جای خود را به خیابانهای شلوغ داده‌اند و حیوانات هم دیگر در جنگل زندگی نمی‌کنند و به باغ وحش نزدیک شهر مهاجرت کرده اند. انگار خشك‌سالي به داخل و محتواي كتب هم سرايت كرده و كشاورزي و روستانشيني همانند قبل نيست.

کوکب خانم هم پیر شده و با دو نوه و عروس و دامادش زندگی می‌کند.

تعلیمات دینی جای خود را به هدیه آسمان داده که البته اسم قشنگ‌تری است. ولي شكل بعضي كتابها با يكديگر متفاوت است.

راستي دیگر اول کتابهای هم سخنی با آموزگار نیامده تا دانش‌آموزان از ترفند معلمان برای تدریس با خبر شوند و آنها هم کتابهای جدا برای تدریسشان دارند.

کبری کوکب خانم خانوده آقای هاشمی چوپان دروغگو  حسنک کجایید

آیا کبری در تصمیم خود در مواظبت بیشتر از کتابهایش عمل کرد، راستی حسنک کجاست؟ نکند راننده و يا دلال و بنگاهي شده است. مرغ و جوجه و گاوهایش کجا هستند. حتما آنها را فروخته و پی لقمه نانی آمده در شهر و شغل كاذبي بدست گرفته است.

جای دندان‌های شیری هما هم دندان اصلی در آمده و باور کن تا الان چندبار آنها را پرکرده و  برای زیبایی فک یک بار هم آنها را ارتدنسی کرده است.

کودک آواره فلسطینی که در نامه خود به کودک ایرانی گفته بود" دشمن کشور ما را گرفته است، ما در بیابانها و زیر چادر زندگی می‌کنیم. تازه اینجا هم دشمن ما را راحت نمی‌گذارد" هنوز هم هست. اما اگر این بار او نامه بنویسد قطعاً از موشکهای هسته‌ای، بمبهای فسفری ، کشتار دسته جمعی خواهد نوشت و بغضی که هنگام وارد شدن دشمن به چادرها فرو خورده می‌شود را ايميل خواهد كرد.

راستی چوپان دروغگو کجاست؟ در کدام یک از این اداره های دولتی و خصوصی مشغول به کار است. آیا هنوز هم او را به خاطر دروغ هایش تقبیح می کنند؟ آيا راستگويي را ياد گرفته يا بدتر شده و اسم راستگو را دارد.

از کارکردهاي آموزش و پرورش اجتماعي‌کردن کودکان و نوجوانان است بطوريکه مفاهيم تربيت اجتماعي از جمله خود کفايتي، ابراز وجود، استقلال، همکاري، نوع دوستي و ده‌ها مولفه تربيتي ديگر که به نوعي شخصيت اجتماعي کودکان را شکل مي‌دهد، در همين دوران آموزشگاهي تحقق مي‌پذيرد.   

از نظر و ديدگاه جامعه شناسان، خانواده، اولين و مهمترين عامل جامعه پذيري فرد محسوب مي‌شود و مدرسه دومين نهادي است که اين مهم را برعهده مي‌گيرد. البته طبق اين ديدگاه مفهوم تربيت اجتماعي از قلمرو نهادهاي رسمي مثل خانواده و مدرسه فراتر مي‌رود و مطبوعات، راديو و تلويزيون و تجارب شخصي را نيز شامل مي‌شود و ميدان گسترده‌تري مي‌يابد.

براي اين که تعليم و تربيت از چارچوب محدود مدرسه خارج شود و کارکرد اجتماعي آن در پهنه توسعه اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه روشن شود، بايد تربيت اجتماعي سرلوحه روش‌هاي آموزش و پرورش قرار گيرد.

در همين رابطه دانش آموزان بايد با محيط خود سازگار گردند و چنين تحولي مستلزم اتخاذ روش‌هاي تربيتي و تغيير در محتويات برنامه‌هاي آموزش و پرورش است.

جامعه شناسان معتقدند، مدرسه به تنهايي يکي از وسايل تربيت فرد است و کار آن بايد با تاثير عوامل اجتماعي و نهادهاي مرتبط با اجتماعي شدن فرد (خانواده، گروه، رسانه ها و...) تکميل شود.

ضمن تعليم کودکان در مدارس بايد اشکال ديگر آموزش مانند مبارزه با بي‌سوادي، ترويج کشاورزي، شرکت در تعاوني‌ها، آشنايي با تکنولوژي و علوم و فنون جديد و... نيز وجود داشته باشند تا از اين طريق، زمينه‌هاي تربيت اجتماعي از تمام جهات گسترش يابد.

با تحقيقات و بررسي‌هاي که جامعه شناسان در خصوص اهداف و کارکردهاي مدرسه و تربيت اجتماعي که توسط اين نهاد صورت گرفته است اين گونه نتيجه گرفته‌اند که تربيت اجتماعي در مدارس بگونهاي که صحيح و برنامه‌ريزي شده و براساس اصول باشد باعث مي‌شود نتايجي چون تقويت وجدان کاري و گسترش و عمق نظم‌پذيري اجتماعي در تمام پهنه‌هاي زندگي، تقويت مهارت‌هاي اجتماعي در قدرت سازگاري با ديگران، تقويت روح همکاري، همدلي، نوع دوستي، گذشت، فداکاري و همزيستي، ايجاد حسن احترام به خود، ديگران و تحمل عقايد ديگران، شناخت اصول، قانونمندي‌ها و تبعيت از آنها در هنگام برخوردهاي فردي و اجتماعي، گسترش همياري درسي و تحصيل از طريق گروه‌هاي دانش‌آموزي، تمرين نقش‌پذيري، مسووليت‌پذيري و تن دادن به کارهاي جمعي و تعاون براي پيشبرد اهداف تربيتي و تمرين مشارکت جمعي، تصميم‌گيري جمعي و مشخصه‌هاي آن به دست آيد.

رضا عسگري معاون آموزش و پرورش كبودراهنگ در مورد مقوله اجتماعي کردن مي‌گويد: در فرهنگ علوم اجتماعي آماده شدن فرد براي به عهده گرفتن نقش در جامعه و آينده را جامعه‌پذيري مي‌گويند و افراد در نهادهاي مختلف جامعه‌پذير مي‌شوند به طوري که اولين نهاد جامعه‌پذير کردن فرد، خانواده و دومين نهاد نيز محيط مدرسه است و بينابين هم محيط جامعه ، گروه دوستان ، همسالان و ... در جامعه‌پذيري فرد نقش دارند.

اين مقام مسئول با بيان اينکه خانواده تا يک مقطع سني خاصي بعنوان مثال تا حدود شش سالگي وظيفه اجتماع‌پذيري فرد را به تنهايي برعهده دارد گفت: از اين مرحله به بعد نهاد ديگري نيز در امر جامعه‌پذير کردن فرد با نام " مدرسه " دخيل مي‌شود.

وي با تاكيد بر نقش مدرسه و خانواده در شكل‌گيري شخصيت كودك مي‌گويد: چنانچه در خانواده گروه رفتارهايي به کودک آموزش داده مي‌شود که با هنجارهاي مدرسه مطابقت ندارد، فرد دچار تعارض در نقش مي‌شود و براي اصلاح آن بايد دو نهاد خانواده و اولياي مدرسه با هم تعامل داشته باشند تا بتوان به هدف جامعه‌پذيري صحيح نائل شويم.

عسگري در ادامه اضافه مي‌كند: اگر بخواهيم از اثر پذيري نهاد مدرسه در جامعه پذيري فرد غافل نشويم مي‌توان گفت معمولا بخش زيادي از شخصيت کودک و نوجوانان در جريان جامعه‌پذيري در محيط‌هاي آموزشي شکل مي‌گيرد.

وي اعتقاد دارد كه در محيط مدرسه زماني به هدف جامعه‌پذيري درست نائل مي‌شويم که هنجارها و ارزشهايي که در محيط مدرسه به فرد آموزش داده شود با نظام هنجارها و ارزشهاي خانواده و در راس آن جامعه سنخيت داشته باشد.

عسگري با تشريح برخي ارزش‌هاي موجود در مدارس و خانواده و تعاريض اين دو مي‌افزايد: در صورت تعارض هنجارها و ارزشهاي محيط مدرسه با خانواده و جامعه، جامعه‌پذيري فرد با مشکل مواجه مي‌شود و در روند شخصيتي وي تاثير گذار خواهد بود بنابراين بايد هنجارهايي در مدرسه آموزش داده نشود که در خانواده اين هنجارها، به اصطلاح نابهنجاري محسوب ميشوند و يا فاقد ارزش هستند و يا اينکه ارزشهايي لحاظ نشود و در باورهاي دانش آموز نگنجد که در محيط اجتماعي فاقد پرستيژ باشند.

وي مي‌گويد: بطور کلي سه نهاد خانواده، مدرسه و جامعه بايستي با هم هماهنگ باشند و هماهنگ بودن آن ها در جامعه‌پذيري فرد به اين معنا نيست که هر کدام سليقه‌هاي آموزشي اجتماعي پذيري را به کار نبرند بلکه به اين معناست که تعارضي در هنجارها و ارزشها براي فرد ايجاد نشود.

وي گفت: دانش‌آموز بيشتر سعي دارد اولياي مدرسه را بعنوان الگوهاي خود مد نظر قرار دهد؛ حتي اگر والدين فرد در گروه اولياي مدارس باشند اين الگوپذيري در بين دانش‌آموزان ديده مي‌شود و فرد تمايل دارد رفتار و نگرش معلم و اولياي مدرسه ( بخصوص در سال هاي آغازين مدرسه ) را سرلوحه کار خود بداند بنابراين بايستي معلمين و مسوولان مدارس نسبت به اين امر مهم توجه کنند و در رفتارهايي که در محيط مدرسه از خود بروز مي‌دهند با دقت بيشتري همراه باشد که تاثير منفي بر رفتار کودک نداشته باشند.

چنانچه رفتارهايي که در محيط آموزشي انجام مي‌شود و فرد آن را بعنوان الگوي خود مد نظر قرار دهد جامعه‌پذيري در فرد ناقص صورت مي‌گيرد و اين‌ همان مسئله‌اي كه قبلاً اشاره شده بود.

وي در پايان خاطر نشان كرد: محيط مدرسه علاوه بر اين که در جامعه‌پذيري صحيح فرد نقش بسزايي دارد، فرصت مناسبي را نيز فراهم مي‌کند که استعدادهاي نهفته فرد در محيطي مستعد شکوفا شود و بايد از آن استفاده كرد.

امسال 937 عنوان کتاب درسی با تیراژ 140 میلیون جلد برای 14 میلیون دانش آموز به چاپ رسید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 14:28  توسط محمد رضا نعيمي  | 

عکس محتوای کتب درسی



































 











+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 12:18  توسط محمد رضا نعيمي  | 

هم استانی :کالای استانی بخر

کانون انجمنهای صنفی کارفرمایی استان همدان

همدان پایتخت تاریخ و تمدن ایران

هم استانی :کالای استانی بخر

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد                        آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

هم استانی های عزیز همان طور که مستحضرید صنعتگران ما طی سالهای متمادی و تلاش های شبانه روزی توانسته اند با زحمات طاقت فرسا به توفیقات ارزشمندی نائل آیند و فرآورده های استاندارد مطلوب ومناسبی در زمینه های گوناگونی تولید نمایند.

متاسفانه تاکنون آنطور که شایسته هست کالای استانی معرفی نشده و از بازار مناسبی برخوردار نیستند و امروزه برای بازاریابی با مشکلات عدیده ای روبه رو هستند و حتی توجه هم استانی های گرامی را به خود جلب ننموده اند و در نهایت موجبات دل سردی مدیران واحدهای صنعتی را فراهم نموده است و بیکاری کارگران واحدها را تهدید می کند.

چرا نباید حساس باشیم که مثلاً به جای بیسکویت یزد که کیفیت معمولی دارد و در ادارات ما استفاده می شود از شیرمال با کیفیت همدان استفاده نمائیم، نام همدان همواره باید تداعی بخش محصولاتش باشد.

مثل اصفهان و گز، قم و سوهان، یزد و باقلوای آن متاسفانه در اکثر رستوران های شهرمان همه ی کالاهای استان های دور دست عرضه می شود جز محصولات بسیار با کیفیت همدان. در صورتی که ما امروز بهترین محصولات غذایی را با قیمت مناسب در استان تولید می کنیم.

 مانند محصولات کارخانجات سحر، خوش نوش، ناردرلبن، حمیل، سپهر، گراندیس و امثالهم که از کیفیت بسیار مطلوبی برخوردارند.

 بسیار بجاست برای حمایت هر چه بیشتر این کارآفرینان سخت کوش و کارگردان پرتلاش و حفظ اشتغال موجود و گسترش فضای تولید و اشتغال و کسب و کار همگان اقدامی شایسته انجام دهند و با عزمی راسخ و همتی والا علاج واقعه را قبل از وقوع سبب شوند و با خرید محصولات استان که اکثراً با بهترین کیفیت هم تولید می شوند اقدامی بایسته صورت گیرد و مدیران تلاشگر و کارگران زحمتکش را که سنگر تولید را برگزیده اند به کارشان دل گرم نمایند و امید به زندگی را در وجودشان هر روز بیشتر نمایند تا به عمران و آ بادی استان ما بیافزائید و هم چنان با علاقمندی  روز افزون  در حفظ  توسعه  اشتغال و فضای کار بکوشند و به جامعه امنیت و به خانواده هایشان  آرامش  ببخشند چرا که تمام  زیبایی ها در واژه کار نهفته است و تمام گرفتاریهای جامعه از بیکاری سر چشمه می گیرد برای تحقق  این هدف مقدس پیشنهاد می شود شعار همه ی هم استانی های عزیز این باشند که ((هم استانی کالای استانی بخر )) و این  شعار  را بعنوان  یک فرهنگ در تمامی ابعاد جامعه گسترش دهیم  به نحوی که در مصرف کالاهای روزمره با آن مقید باشیم.

این فرهنگ را نه تنها در مسیر کالاهای مصرفی بلکه در سایر موارد نیز تسری دهیم ما امروز در زمینه های دیگر هم در سطح کشور و حتی در سطح بین المللی در بعضی رشته ها از جمله در مقوله هنر حرف های قابل طرح داریم که متاسفانه هنرمندان ما در شهر و دیارشان ناشناخته اند و تاکنون نتوانسته ایم از توان آنها به نحو مقتضی بهره مند باشیم.

بویژه مسئولین و ارباب جراید و رسانه ها فرض است که توانمندیهای استان را هر چه بیشتر در تمامی زمینه ها بویژه فضاهای گردشگری، صنایع دستی و محصولات تولیدی استان را بشناسانیم و برای هر چه بیشتر شناسائی کالاهای مصرفی پیشنهاد می شود فروشگاه های زنجیره ای تهیه و توزیع محصولات مصرفی استان را در شهر و روستا با بویژگی های خاص، شکیل و زیبا و تابلوهای مشابه و یکنواخت راه اندازی کنیم تا جذاب و دسترسی برای مصرف کنندگان بطور یکجا سهل و ساده باشد و امکان عرضه محصولات با قیمت های مناسبتر را فراهم نمائیم.

از مسئولین استان بویژه مدیران بانکها همکاری بیشتری انتظار داریم تا نه تنها مشکلات این گونه واحدها برطرف شود بلکه شرایط برای توسعه و ارتقاء واحدهای آنها فراهم گردد.

بدیهی است که این حساسیت را هم بعد از کالاهای استانی به کالاهای ملی داشته باشیم و تا کالاهای وطنی هست نباید از کالاهای مشابه خارجی استفاده نمائیم تا همواره استقلال میهن عزیزمان ایران حفظ شود و پرچم پر افتخار آن بر تارک جهان در اهتزاز باشد.

 

بویژه در سالی که به فرمایش رهبر انقلاب بنام سال حرکت بسوی اصلاح الگوی مصرف نام گذاری شده به این امور بیشتر توجه کنیم.

شایسته است یادی هم از بزرگمرد تاریخ معاصر کشورمان دکتر محمد مصدق داشته باشیم که شعارش این بود (ایرانی جنس ایرانی بخر) نخست وزیری که کت و شلوار کازرونی تولید وطن را می پوشید و در آخر روزهای زندگی که در بستر بیماری بود حاضر نشد برغم فراهم بودن شرایط سفر برای معالجه کشور را ترک کند و می گفت هر امکانی که برای احاد این ملت هست برای من هم همان کفایت میکند. روانش شاد و راهش پر رهروباد. در پایان یکبار دیگر هم استانی های عزیز را به خرید محصولات استان دعوت می کنیم تا برای آینده فرزندانمان کار و برای جامعه مان امنیت و برای استان مان سرسبزی به ارمغان بیاورد.

                              ببخشا کانان که مرد حقند                                    خریدار دکان بی رونقند

 علی (مسعود) میدانجی

رئیس هیات مدیره کانون کارفرمائی استان همدان

             

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 11:56  توسط محمد رضا نعيمي  | 

فقط برنج‌هاي وارداتي كشور آلوده هستند يا...

 

دقيقاً ابتداي سال 87 بود كه به يكباره قيمت برنج چنان افزايش يافت كه باور آن براي بسياري از مردم كه غذاي اصلي آنها را اين محصول تشكيل مي‌داد بسيار سخت بود به طوري كه قيمت بي‌كيفيت‌ترين نوع برنج (كه برنج‌هاي تايلندي بود) به كيلويي نزديك به هزار تومان هم رسيد چه برسد به برنج اعلاي شمالي كه قيمت هر كيلو از آن به 5هزار تومان در آن زمان افزايش يافت. جالب اينجاست كه مردم جامعه ما زماني كه با روند صعودي قيمت كالايي مواجه مي‌شوند اصولاً با هجوم براي تأمين آن كالا موجب افزايش تقاضاي چنين محصولي مي‌شوند و اين عدم تعادل ميان عرضه و تقاضا، خود عامل بسيار مهمي براي روند سير افزايش قيمت‌ها مي‌شود. متأسفانه اين عكس‌العمل در ابتداي سال گذشته و با افزايش قيمت برنج هم از سوي مردم مشاهده شد تا بسياري از فعالان بازار اقدام به وارد كردن برنج از كشورهايي همچون هند و پاكستان نمايند و با وارد كردن بيش از نياز بازار، طبيعتاً قيمت اين محصول كاهش يافت. اما در عين حال، حجم عظيم واردات برنج باعث شد كه انواع برنج‌هاي خارجي با برندهاي مختلف جزء سبد غذايي خانوارهاي ايراني قرار گيرد و ديگر از اين محصول خوش‌طعم و عطر داخلي در سفره‌هاي ايراني خبري نباشد، چرا كه برنج‌هاي خارجي بسيار خوش‌پخت هستند و طول آنها بيش از 9 ميليمتر است كه پس از پخته شدن هم به طول اين نوع برنج‌ها افزوده مي‌شود. درنتيجه به دليل همين ظاهر كشيده، خانواده‌هاي ايراني از اين محصول خارجي به خوبي استقبال كردند و همين استقبال بي‌نظير خانوارهاي ايراني از برنج‌هاي خارجي، باعث شد كه واردكنندگان سرذوق آيند و بازار داخلي را از برنج‌هاي خارجي هرچه بيشتر اشباع كنند تا برنج‌هاي خوش‌طعم و عطر داخلي در انبارها انباشته شوند. طبق آمار اعلام شده گمرك كشور، در پنج ماهه نخست امسال، برنج‌هاي وارداتي 45 درصد نسبت به سال گذشته افزايش يافته زيرا در اين مدت 654 هزار تن برنج به ارزش 542 ميليون دلار وارد كشور شد كه 74/2 درصد از ارزش كل واردات را شامل مي‌شود، درحالي كه اين ميزان در سال گذشته 434 هزار تن به ارزش 174 ميليون دلار بود كه 73/0 درصد از ارزش كل واردات را شامل مي‌شد.

بدين‌ترتيب طبق اعلام گمرك كشور، در اين مدت ميزان واردات برنج به كشور از نظر وزن 26/54 درصد و از نظر ارزش 31/311 درصد افزايش داشته است. اين درحالي است كه به گفته معاون هماهنگي و امور مجلس وزير بازرگاني، نياز سرانه برنج كشور 41 كيلوگرم براي هر نفر است كه در مجموع معادل 3 ميليون تن در سال مي‌شود؛ اين درحالي است كه بسياري از كارشناسان هم معتقدند كه ايران قادر به توليد دو ميليون و 100 هزار تن برنج در سال است. بنابراين نياز به واردات برنج سالانه 900 هزار تن مي‌باشد اما براساس آمارهاي وزارت جهاد كشاورزي و انجمن برنج ايران، توليد برنج در كشور سالانه حدود دوميليون و 300 هزار تن است كه اين ميزان در سال گذشته به يك ميليون و 383 هزار تن برنج به ارزش 790 ميليون دلار رسيد. اين آمارها بيانگر اين است كه ميزان نياز واردات برنج در كشور حداقل 600 و حداكثر 900 هزار تن است اما گويا در يك سال اخير،‌تقريباً بيش از دو برابر نياز، برنج وارد كشور شده است. البته در اين ميان تبليغات صداوسيما هم در افزايش مصرف برنج‌هاي خارجي، نزد خانوارهاي ايراني بي‌تأثير نبوده تا اينكه نمايندگان مردم شهرهاي شمالي در مجلس خواهان توقف تبليغات صداوسيما و افزايش تعرفه واردات اين محصول شدند اما حالا پس از همه اين مسائل ناگهان بعد از چند سال واردات برنج هندي و پاكستاني به كشور به يكباره صحبت از آلوده و تراريخته بودن اين نوع برنج‌ها به ميان مي‌آيد، به طوري كه مديركل استاندارد و تحقيقات صنعتي تهران در گفتگو با خبرگزاري مهر از وجود فلزات سنگين نظير سرب و جيوه و كادميوم بالاتر از حد استاندارد در 23 برند برنج وارداتي دانه بلند خبر مي‌دهد و از سوي ديگر عضو هيئت علمي مؤسسه تحقيقات برنج كشور هشدار به وجود برنج‌هاي مشكوك به تراريخته را در بازار داد و اين همه درحالي صورت گرفته كه بسياري از كارشناسان مي‌گويند كشورهاي اروپايي از ورود هرگونه محصول تراريخته به كشورهايشان جلوگيري به عمل مي‌آورند، چرا كه تاكنون مشخص نشده است كه تغييرات ژنتيكي در محصولات كشاورزي چه عوارضي را به همراه دارد. اين درحالي است كه چند سالي مي‌شود به دليل سودجويي برخي از واردكنندگان، انواع برنج‌هاي تراريخته خارجي با قيمت هركيلو 500 تومان وارد كشور مي‌شود و در بازار با قيمت 2هزار تومان به فروش مي‌رسد و هيچ مسئولي هم تاكنون درخصوص قطعيت سلامت اينگونه محصولات پاسخگو نبوده است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 11:56  توسط محمد رضا نعيمي  | 

در هر جامعه‌ای در حقیقت شهروندان ارشد هستند.

همان‌هایی که راه پر پیچ و خمی را که بعضی از ما در ابتدای آن هستیم، پیموده‌اند و امروز کوله‌بار تجربه آنان در انتظار دستها و نگاه‌های گرمی است تا سخاوتمندانه تقسیم گردد.

سالمندانی که قلب‌های مهربان‌شان هنوز به خوبی می‌تپد ولی خیلی زود می‌شکند و اگر شکست، وای به حال ما!

اگر نگاهی به اطراف‌مان بیاندازیم، شهروندان ارشد را می‌بینیم؛ شهروندانی که برخی از آنها به دلیل عدم وجود شرایط مناسب توسط فرزندان‌شان در خانه سالمندان نگهداری می‌شوند.

خانه‌ای که اگر بهشت نیز باشد قلب هر سالمندی از شنیدن نامش می‌لرزد.

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که سالمندان در جامعه ما چه جایگاهی دارند و به خواسته‌های آنان چقدر رسیدگی می‌شود؟

شعبان رضايي یکی از شهروندان ارشد جامعه عدم وجود مستمری ماهانه برای گذران زندگی را یکی از مشکلات سالمندان دانست و در گفتگو با خبرنگار راهنگ‌سبز گفت: سالها راننده ماشین‌های سنگین بودم و با وجود اینکه مبلغ حق بیمه را پرداخت می‌کردام اما کارفرما در حقم خیانت کرده و به جای پرداخت به موقع حق بیمه تنها 4 سال آن را پرداخت کرد و من امروز تاوان این خطا را پس می‌دهم.

وی همچنین افزود: هیچ مستمری دریافت نمی‌کنم و فرزندانم نیز نمی‌توانند علاوه بر زندگی خود هزینه زندگی من و همسرم را بدهند.

در حقیقت هیچ ارگان دولتی نیز حمایتی از ما نمی‌کند و همه این مسایل در کنار یکدیگر باعث می‌شود تا دوران سالمندی با سختی همراه باشد.

رضا محدثي یکی دیگر از بازنشستگان که ماهانه مستمری دریافت می‌نماید نیز در رابطه با مشکلات پیش روی خود گفت: در ابتدای زندگی می‌توان با دستمزد هر چند اندک ماهانه زندگی را گذراند اما وقت پیری که شد چگونه با مستمری اندک که زندگی دو نفره را نیز به سختی تامین می‌کند می‌توان در مقابل عروس و داماد و نوه  خجالت نکشید؟

ای کاش مسوولین خود را جای ما می‌گذاشتند و به این باور تلخ می‌رسیدند.

نیروی جوانی‌مان رفته، تامین مخارج زندگی سخت شده و هزار درد و بیماری نیز از راه رسیده است؛ همچنین هیچ حمایت کننده‌ای نداریم و دولت از سالمندان و بازنشستگان حمایت لازم را صورت نمی‌دهد.

چندی پیش کارتی به نام  کارت منزلت به ما داده شد اما متاسفانه تاکنون از هیچ امکاناتی توسط این کارت استفاده نکرده‌ایم و فکر نمی‌کنم روزی شاهد کاهش مشکلاتمان باشیم.

در واقع هیچ کس برای سالمندان ارزشی قائل نیست و این را به خوبی می‌توان متوجه شد.

می‌توانید سالمندان کشورهای دیگری را با ما مقایسه کنید تا خودتان متوجه این حقیقت تلخ شوید.

آنان در سن بالای 80 سالگی به خوبی و شادی زندگی می‌کنند اما ما تا روزی 10 نوع دارو نخوریم نمی‌توانیم روی پا بایستیم. وی ادامه داد: مهمترین مشکل سالمندان جامعه ما دغدغه‌های فکری در زمینه‌های مختلف است که اصلی‌ترین آن فرزندانشان می‌باشد.

یکی از سالمندان هنرمند كه خواستار آن بود كه نامش بيان شود گفت: سالهاست فراموش شده‌ایم و هنگامی همه به یادمان می‌افتند که در قطعه هنرمندان دفن گردیم.

وي گفت: متاسفانه هنر صنایع دستی دیگر اهمیت گذشته را ندارد و من بعد از 55 سال کار، اکنون بدون هیچ پشتوانه کناره‌نشین شده‌ام.

اين سالمند همداني در ادامه افزود: در حالی که منابع کشورمان غیر قابل شمارش است اما با درد و رنج زندگی می‌کنیم و اگر چه امروز روز ما است وی افسوس که آمدن و رفتن آن حقیقت تلخ سالمندی را در کشور ما نشان می‌دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 11:52  توسط محمد رضا نعيمي  | 

جبار باغچه‌بان يكى از خادمان پرتلاش فرهنگ ايران و به معنى واقعى كلمه معلم بود‌. ‌ميرزا جبار عسگرزاده معروف به جبار باغچه بان در سال 1264 در شهر ايروان پايتخت كنونى جمهورى ارمنستان به دنيا آمد.جد او رضا از اهالى تبريز بود و پدرش عسكر، در شهر ايروان با شغل معمارى و قنادى روزگار مى گذراند .

تحصيلات باغچه بان با اصول قديمى و در مساجد بود و در 15 سالگى مجبور به ترك تحصيل گرديد و به حرفه پدر روى آورد .در دوران جوانىدر منازل درس مى داد و از خبرنگاران  روزنامه هاى قفقاز و از فكاهه نويسان و شاعران روزنامه فكاهه ملانصرالدين بود . در سال 1922 ميلادى به مديريت مجله فكاهى لك لك در ايروان رسيد . در جريان قحطى و بيمارى و جنگ هاى محلى ، پس از فوت پدر و مادرش ، در سال 1298 به طرف وطن خود راه افتاد و بالاخره پس از گريز از چنگال چند بيمارى مهلك كه در آن زمان شايع شده بود و پس از قطع انگشتان پايش براى رهايى از مرگ حتمى به مرند رسيد .

در مدرسه دولتى احمديه در مرند با ماهى 90 ريال در سمت آموزگارى مشغول به كار شد . به واسطه روش ابتكارى او در تدريس ، در سال 1299 ،به موجب حكم رييس فرهنگ تبريز ، به آن شهر رفته و مشغول به كار شد.

باغچه بان در سال 1303 به دستور فيوضات رئيس فرهنگ وقت ، اولين كودكستان ايرانى در تبريز با نام باغچه اطفال تاسيس كرد و از همان زمان نام فاميل خود را از عسكرزاده به باغچه بان تغيير داد ،با اين منظور كه همان گونه كه معلمين دبستان و دبيرستان ها ، آموزگار و دبير ناميده مى شوند ، مربيان كودكستان ها هم باغچه بان ناميده شوند.

 ‌باغچه بان به طور اتفاقى و بدون يك برنامه از پيش تعيين شده به صحنه آموزش ناشنوايان وارد شد چرا كه در بين دانش آموزان اولين كلاس درس باغچه بان ، سه كرولال هم بودند.او به فكر آموزش آنان افتاد و تعليم آنان را آغاز كرد.

اين سه كودك شش ماه بعد در حضور مردم ،فرهنگيان و حتى اعضاى كنسولگرى ها براى مردم خواندند و روى تخته سياه ديكته نوشتند و به اين ترتيب اوبه فكر ايجاد مدرسه مخصوصى براى كودكان كرولال افتاد و به دنبال اين فكر در سال 1305 خورشيدى در باغچه اطفال كلاسى براى تعليم و تربيت كرولال ها تاسيس نمود. رئيس فرهنگ آن زمان ،پس از مدتى اعانه باغچه اطفال را قطع كرد و باغچه بان در سال 1306 خورشيدى باغچه اطفال را بدون دريافت اعانه اداره كرد .

در سال 1307 خورشيدى ، كه رياست فرهنگ تغيير كرد ، باغچه‌بان به شيراز رفت و كودكستانى در شيراز تاسيس كرد و در اين كودكستان پنج سال خدمت كرد

باغچه بان در سال 1312 خورشيدى به تهران آمد و نام كودكستان را به كودكستان باغچه بان تغيير داد .

در همين سال دبستان كرولال ها را در تهران تاسيس كرد و دستگاهى اختراع كرد كه كرولال ها از طريق دندان وحس استخوانى قادر به شنيدن مى شدند اين دستگاه پس از تكميل شدن به نام تلفن گنگ در اداره ثبت اختراعات به تاريخ 22 بهمن 1312 به شماره 118 به ثبت رسيد .

 ‌در سال 1322 خورشيدى جمعيتى به نام جمعيت حمايت از كودكان كرولال را تاسيس كرد . باغچه بان در سال 1323 خورشيدى براى مجله اى به نام سخن تقاضاى امتياز كرد ، اما چون قبلا  امتياز مجله اى به همين نام صادر شده بود ، امتياز مجله زبان به نام او صادر شد و اولين شماره آن در اول بهمن 1323 خورشيدى انتشار يافت .

جبار باغچه بان بدون تعليمات كلاسيك و نوين با سعى و كوشش به رموز صداهاى زبان دست يافت و روش الفباى دستى رااختراع كرد كه در آن تلفظ هر حرف را با شكل انگشتان و محل گذاشتن دست بر سينه يا نگاهداشتن آن در مقابل دهان نشان مى دهد و به علت تاكيد زياد روى تلفظ و لبخوانى به الفباى گوياى باغچه بان شهرت يافت و با چاپ در كتاب الفباى گويا به سال 1329 شمسى به تكامل رسيد.

باغچه بان آموزگار كودكان كرولال سرانجام درسن 80 سالگى پس از يك بيمارى كوتاه چهار روزه در چهارم آذر سال 1345 شمسى چشم از جهان فرو بست.از او بيش از 30 تاليف در آموزش كودكان ،ناشنوايان ،سالمندان و ادبيات برجاى مانده است.

 وى روش آموزش الفباى دستى را اختراع كرد و هنگام تعليم و تربيت به روش ديگرى دست يافت كه امروزه آن روش به نام روش تركيبى معروف است و با گذشت اين همه سال به عنوان مترقى ترين روش در مدارس سراسر ايران استفاده مى شود.

باغچه بان با نوشتن كتابهاى ديگر همچون بازيچه الفبا 1311،  الفباى خود آموز براى سالمندان 1326 و اسرار تعليم و تربيت يا اصول تعليم الفبا در 1327روش تركيبى را به تكامل رساند ، روشى كه هم اكنون نيز با تغييراتى به عنوان مترقى‌ترين روش آموزشى همچنان در مدارس ايران مورد استفاده قرار مى گيرد.

وى مردى خود ساخته، مبتكر ،خلاق و فعال بود كه با كمترين امكانات و با سعى و كوشش فراوان نقشى فراموش نشدنى در آموزش كودكان ايران به ويژه كودكان كرولال ايفا كرد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 11:52  توسط محمد رضا نعيمي  | 

شاهزاده با اسب سفيدش آمد

شاهزاده با اسب سفيدش آمد تا خوشبخت‌ترين دختر دنيا را انتخاب كند؛‌ شاهزاده‌اي كه اكنون تنها در قصه‌ها مي‌توان پيدايش كرد، چون جوان‌هاي امروز بيشتر از اينكه بخواهند ازدواج كنند ترجيح مي‌دهند كه مجرد بمانند.

سميه كه خود كارمند يك شركت خصوصي است مي‌گويد: شوهر و ازدواج مگر براي اداره زندگي نيست؟

من اين گونه راحتم كه مجرد بمانم.

وي علت اصلي ازدواج را بيشتر بخاطر تامين مايحتاج زندگي دانست و گفت: وقتي خودم شاغلم نيازي به اين نمي‌بينم كه ازدواج كنم.

كاوه يكي از آنهاست كه به قول خودش بچه كف بازار است؛ از آن بچه پولدارهايي كه عشق ماشين‌بازي و رالي او را كشته است: تو اين دوره و زمونه هر كس زن بگيره يه كم شيرين عقله، زن مي‌خوام چه كار؟

دوست او كه اسمش علي است و يك مغازه چيني‌فروشي دارد، وقتي با پارچه سفيدي خاك كريستال‌ها را مي‌گيرد مرتب مي‌گويد: تا 10 سال ديگه زن نمي‌گيرم. دليل او هم فقط يك چيز است: زن‌ جماعت محدوديت مي‌آورند، تازه به كي تو اين دوره مي‌شه اعتماد كرد؟

به نظر او دوران ريش سفيدها گذشته، سنت‌هايي كه قبلاً عرف بود و اكنون چيزي از آن باقي نمانده. جوان‌هاي همسن و سال اين دو نفر زيادند و هم عقيده با آنها كه تقريباً يك موضع واحد در اين مورد دارند.

محسن عاشق خارج است: اگه بخوام ازدواج كنم ديگه بايد فاتحه خارج رفتنو بخونم. رسم و رسوم ازدواج اينقدر زياده كه اگه بخواي زن بگيري، بايد حداقل 10 تا 15 ميليون پياده شي. آخرشم پشت سرت كلي بدو بيراه مي‌گن. دختراي او نور آب نه عروسي آنچناني مي‌خوان نه رسم و رسوم اينطوري دارن. خوبي زن‌هاي خارجي‌ بي‌هزينه بودنشونه.

شايد گفته‌هاي محسن براي هر كسي صدق نكند اما آمار نشان مي‌دهد كه جوان‌هاي امروزي، چه دختر و چه پسر، كمتر به ازدواج رغبت دارند و يا امكان آن را ندارند.

بيكاري 11 درصدي جامعه كه ناشي از موج جوانان فارغ‌التحصيل است كه در دهه هفتاد وارد بازار كار شدند، يكي از دلايلي است كه تأمين هزينه‌هاي آغاز زندگي مشترك را دور از دسترس قرار مي‌دهد. اما در اين حلقه، گاهي كساني هم هستند كه مايل به ازدواجند اما امكان ازدواج برايشان ميسر نيست؛ دختراني كه با وجود تمايل زياد يا مورد خوبي براي ازدواج نيافته‌اند يا به دلايل متعدد قصد ازدواج ندارند. فضه يكي از دختراني است كه 27 سال سن دارد و در خانواده‌اي سنتي كه تمايل زيادي به ازدواج نشان مي‌دهند زندگي مي‌‌كند. او از زمان ورود به دانشگاه و پس از اينكه خيالش از بابت تحصيل راحت شد، قصد ازدواج داشته، اما هنوز مجرد است. به نظر او خواسته‌هاي مردان، هنوز هم با گذر به عصر مدرنيته نامعقول است: آنها هنوز از پيشرفت و قدرتمند شدن زنان مي‌ترسند، اكثر خواستگاراني كه داشته‌ام با كاركردن بيرون از خانه مخالف بودند،‌من يك زن تحصيلكرده‌ام و دوست دارم از تحصيلاتم بهره‌برداري كنم و به همين خاطر دوست ندارم به خاطر ازدواج، از كار كردن باز بمانم، تبعيت از اين خواسته، برايم غيرممكن است. به نظر حديث كه در رشته مربي كودك درس مي‌خواند، اين خواسته، آنچنان هم غيرمعقول نيست. به نظر او حالا ديگر وضعيت تغيير كرده و اكثر زنان و دختران مشتاقند كه به دانشگاه بروند و همين عامل تناسب جنسي دانشگاه‌ها را به هم زده و يكي از دلايل بالارفتن سن ازدواج دختران شده است. چون آنها با تغيير موقعيت اجتماعي و همچنين امكان كار و استقلال مالي، كمتر تمايل به ازدواج در سنين پائين دارند.

به اعتقاد حديث‌، مرداني كه بتوانند اين مسائل را درك كنند انگار خيلي كمياب هستند.

به نظر سهيلا اسدزاده‌كارشناس مسائل اجتماعي، گرايش دختران به تحصيل علاوه بر آنكه توقعات آنان را در بحث ازدواج بالا برده، باعث عقل‌گرايي و وسواس آنها در انتخاب همسر شده است.

به اعتقاد او عقل گرايي دختران، موجب شده كه آنها براساس شناخت و دانسته‌هايشان به انتخاب همسر دست بزنند. اما در اين بين برخي مردان نيز براي اثبات قدرت خود در عرصه اجتماعي، گاهي ترجيح مي‌دهند كه همسرانشان را محدود كنند، در حالي كه به اعتقاد برخي، اين خواسته مردان نامعقول است، چون آنها مي‌خواهند، همسرانشان هماني بشوند كه آنها دوست دارند نه هماني كه هستند و همين امر اول مشكلات است.

در اين بين دغدغه‌هاي جواناني كه براي خريد تجهيزات عقد و عروسي آمده‌اند هم شنيدني است. جواني كه خودش را محمدرضامعرفي مي‌كند،‌ از انتخابش راضي است. او كه به گفته خودش 14 بار خواستگاري رفته، مي‌گويد: ديگه داشتم قيد ازدواج را مي‌زدم، دخترهاي امروزي خيلي پرمدعا شده‌اند، آنها توقعات بيجا دارند، جيب من هم لاغرتر از اين حرف ها بود كه از پس اين همه توقع برآيد.

همسرش كه تازه به عقد او درآمده، آدم خجالتي و كم حرفي است. او خوشبخت شدن را بر پايه سالم بودن مي‌داند نه تجملات.

اگر از يكي از پاساژهاي اطراف بوعلي كه مركز عرضه لباس عروس و سفره عقد است بگذري، عروس و دامادهاي بيشماري را مي‌بيني كه با هزاران اميد و آرزو آمده‌اند تا براي مقدمات آينده‌شان لباس و سفره انتخاب كنند.

در اين بين نبايد حرف‌هاي بازاريان را فراموش كرد كه تاكيد خاصي بر اين داشته‌اند كه ميزان توقعات بالا رفته و ازدواج‌هاي ساده اي را شاهد نيستند.

جواد كه فروشنده و كرايه‌دهنده لباس عروس است مي‌گويد: خيلي وقت‌ها مي‌شود كه همين انتخاب‌ها و سليقه‌هاي مختلف، باعث كدورت دو جانبه مي‌شود.

به نظر جواد يا اصلاً نبايد ازدواج كرد يا بايد با چشم باز اين كار را كرد: گاهي دو طرف به دلايل مختلف از جمله تحصيلات، كار و بقيه موارد دچار اختلافات شديدي مي‌شوند و همين عامل، پايه‌هاي زندگيشان را سست مي‌كند. من مشتري داشته‌ام كه بعد از يك روز از آشنا شدنشان، به دليل اختلاف همه چيز به هم ريخته و اصلاً وصلتي سر نگرفته، چون اين آشنايي خيلي سطحي و گذرا بوده.

شورش شاه محمدي كه دانشجوست و اهل بوكان است مي‌گويد: نياز ما اين است كه شرايط مهيا شود و تا وقتي شرايط مهيا نباشد نمي‌توان انتظار داشت جوانان ازدواج كنند.

وي مي‌گويد: وقتي من ماشين و شغل و سرمايه مناسب براي شروع زندگي ندارم فكر مي‌كنم اشتباه بزرگي مي‌كنم كه با يك فرد ديگر ازدواج كرده و هر دو به بدبختي دچار شويم.

شورش با لهجه‌ي زيباي آذري خود در خصوص سنت حسنه ازدواج مي‌گويد: مگر بزرگان و امامان ما توصيه به ازدواج نداشته اند؟ پس چرا سخنان قبل و توصيه‌هاي قبل و بعد اين بزرگان را توجه نمي‌كنيد كه توصيه داشته‌اند وقتي خودت در مشكل هستي كس ديگر را به آن دچار نكن.

شاه‌محمدي با اشاره به اينكه خود را براي گرفتن مدرك دكترا آماده مي‌كند افزود: در اين دوره و زمانه بايد هم پول داشت و هم تحصيلات وگرنه نمي‌توان به آرزوهاي خود رسيد.

در اين بين گفته‌هاي پيرمردي با عينك ته استكاني كه يكي از ريش‌سفيدان بازار است هم خالي از لطف نيست: خدا هدايتشان كند. در اين زمانه، جوان‌ها دست از ازدواج شسته‌اند، پسر آخر خود من مي‌گويد كه نمي‌خواهد ازدواج كند. نمي‌دانم، بگويم قديم‌ها بهتر بود كه خانواده‌ها براي پسر و دخترهاشون همسر انتخاب مي‌كردند يا حالا كه جوان ها از خير ازدواج به دليل مشكلات بي شمار مي‌گذرند.

عينكش را بر مي‌دارد و آه مي‌كشد و خيره مي‌شود به جواناني كه اين روزها اطراف بوعلي را بهترين محل براي رفع بيكاريشان انتخاب كرده‌اند... .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 11:51  توسط محمد رضا نعيمي  | 

تفاوت سینمای جنگ با دفاع مقدس

تفاوت سینمای جنگ با دفاع مقدس

اگر جنگ ما نيز از زمره جنگ‏هايى بود كه در اين قرون اخير در كره زمين رخ داده است، بنده خود از نخستين كسانى بودم كه از نظر گاهى مخالف با جنگ فيلم مى‏ساختم. شهيد سيد مرتضى آوينى

 سينماي دفاع مقدس را نبايد با سينماي جنگ يكسان دانست؛ سينماي جنگ ملزومات، ساختارها و غالب‌هاي خاص خودش را دارد كه سينماي شكل گرفته با عنوان سينماي دفاع مقدس هيچ يك از آنان را نمي‌پذيرد. سينماي دفاع مقدس را مي‌توان مطمئنا منحصر به جنگ تحميلي ايران و عراق دانست؛ چرا که سينماي شكل گرفته پيرامون مساله دفاع مقدس برگرفته از همين واقعيت جنگ تحميلي است. نماد سینمای ملی و فیلمسازی ایرانی و وجود نماد و نشانه‌های هویتی ملی مذهبی در ژانر دفاع مقدس بسيار واضح‌تر و نمايان‌تر از ديگر ژانرهاي كار شده در سينماي ايران می‌باشد؛ همچنين نقطه آغاز شکل‌گیری و شروع خلاقیت نسل جدید و جوان فیلمساز بعد از انقلاب اسلامی و نقطه اشتراک نظام جمهوری اسلامی و فیلمسازان قبل از انقلاب برای پرداختن به موضوع دفاع مقدس به عنوان فیلم سینمایی در همين ژانر و آثار سينمايي دفاع مقدس ديده مي‌شود. مساله جنگ و دفاع مقدس به دليل تحميلي بودن آن و مطرح شدن مساله دفاع و حفظ ناموس و مملكت باعث شده بود تا تمامي فيلمسازان و هنرمندان به هر شكلي با اين مساله درگير شوند، چرا كه ديگر جنگ با تمام وجوه زندگي مردم جامعه پيوند خورده بود. از زن و بچه گرفته تا پير و جوان همگي خواسته و ناخواسته درگير مساله جنگ بودند و به نحوی با زندگي روزمره آنان پيوند خورده بود و فيلمسازان و هنرمندان اگر دغدغه آرمانهاي دفاع مقدس را هم نداشتند به دليل مواجه بودن با اين مساله به اين موضوع پرداختند. آغاز و شکل‌گیری مباحث هنر دینی و سینمای بومی با چشم‌انداز جهانی نيز در اين ژانر كليد خورد و دفاع مقدس مساله‌اي براي طرح و آغاز اين جريان شده بود، در واقع موضوع دفاع مقدس به دليل ايراني و كاملا بومي بودن آن اذهان را به سمت هنر بومي و هنر ديني سوق داد. سردمدار این جریان و رهبری فکری و عملی آن نیز با اندیشه‌ها و آثار هنرمند شهید سید مرتضی آوینی در سینمای ایران شکل گرفت و در حقیقت با شروع به کار مجموعه ارزشمند روایت فتح، سینمای دفاع مقدس ایران هویت مستقل خود را شناخت. اما در مورد سینمای جنگ باید گفت که اساس شکل‌گیری ژانر جنگ بر دو پایه است:

 اول ، نگاه به ژانر جنگ از روی اكشن و قدرت تعلیم دیدگی و بازوان سترگ سربازان و تكاوران و نمایش صحنه‌های حماسی دوم، مذموم بودن کشتن نفوس انسان‌ها به طور مشخص در جنگ جهانی اول فیلم‌هایی از دسته اول را شاهد بودیم و در جنگ جهانی دوم فیلم‌هایی که در مورد متفقین ساخته شدند بیشتر از نوع اول و فیلمهایی که در مورد متحدین و نازی‌ها تولید شدند بر پایه دوم استوار بودند.در واقع  ژانر جنگ، همواره یکی از ژانرهای جذاب و مهم سینما به شمار می‌رود. که با شروع جنگ جهانی این ژانر فعالیت خود را با جدیت بیشتری ادامه داد و تا کنون  آثار زیادی در این زمینه ساخته شده است. در فیلم جنگی، سربازان جنگ یك كشور، قهرمان جلوه می‌نمایند و در فیلم دیگر، سربازان یا چریك‌های كشور مقابل افرادی مظلوم و قهرمان به تصویر كشیده می‌شوند و در هر صورت، همه گونه های جنگی سینما به حالات، حركات، كنش‌ها و واكنش های جبهه متجاوزین یا جبهه مورد تجاوز قرار گرفته، می‌پردازند.

 اما سینمای مربوط به جنگ تحمیلی ایران را هم میتوان از جنبه فیلمهایی که در آن ساخته شده و مطابق با یک زمانبندی تاریخی است، به دو دسته کلی تقسیم‌بندی کرد ؛ دسته اول بیشتر در همان ژانر سینمای جنگ و دسته دوم بیشتر در ژانر جدید سینمای دفاع مقدس قرار می‌گرفتند. در کل سینمای جنگ ایران با شروع جنگ تحمیلی فعالیت خود را آغاز کرد و توانست به سرعت در بین مردم به محبوبیت برسد. در ضمن اکثر فیلم‌هایی که در اوایل جنگ تحمیلی ساخته می‌شد با هدف تقویت روحیه عمومی مردم شکل می‌گرفت؛ به گونه‌ای که موضوع اکثر آنها شبیه به هم بود؛ آن گونه که گروهی ارتشی به خاک دشمن نفوذ کرده و پس از نابود کردن تجهیزات آنها با کمترین تلفات به کشور باز می‌گشتند. البته این عمل در آن برحه زمانی بسیار قابل تحسین بود؛ چون همانگونه که گفته شد، ساخت اینگونه فیلم‌ها برای بالابردن روحیه مردم بسیار لازم بوده است.  فیلم‌هایی مثل پایگاه جهنمی‌، عقاب‌ها، برزخی‌ها، گذرگاه و .... از این نوع فیلم‌ها بودند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 11:50  توسط محمد رضا نعيمي  | 

پذیرش دانشجو براساس نیاز بازار کار نیست

پذیرش دانشجو براساس نیاز بازار کار نیست

«علاقه یا آینده شغلی؟ این دو کلمه هشت سال پیش که می‌خواستم انتخاب رشته کنم، به شدت زجرم دادند. در نهایت با وجود مخالفت خانواده علاقه‌ام را برآینده شغلی ترجیح دادم و حالا با فوق لیسانس فلسفه در به در دنبال کار می‌گردم، اما خبری از کارنیست! کارهست اما کارهای سطحی با درآمدهای بسیار پایین و شرایط نامناسب که من نمی‌توانم آنها را بپذیرم. در کل از انتخابم پشیمان نیستم چون فلسفه را خیلی دوست دارم اما بعضی وقت‌ها که بیکاری بدجوری آزارم می‌دهد، آرزو می‌کنم کاش رشته دیگری را انتخاب کرده بودم!» این‌ها را مرضيه بختياري 27 ساله با چهره‌ای گرفته در حال پایین آمدن از پله‌های مقابل دانشگاه می‌گوید.

آینده شغلی از چنان اهمیتی برخوردار است که بسیاری را وادار می‌سازد برخلاف بختياري كه دانشجوي اسدآبادي است علاقه شخصی خود خط قرمز کشیده و به دنبال رشته‌هایی بروند که پس از فارغ‌التحصیلی امکان اشتغال را برای آنها فراهم سازد. اما شرایط بازار کار چنان است که حتی به رشته‌هایی که زمانی احساس نیاز شدیدی داشت، دیگر گرایش چندانی ندارد. در این شرایط، تکلیف دانشجویان در انتخاب رشته چیست؟ آیا باید به دنبال علاقه خود بروند که ممکن است فرصت اشتغال چندانی را در آینده برای آنها فراهم نسازد یا تنها براساس آینده شغلی به انتخاب رشته بپردازند؟

رشته پر پول و درآمد می‌خواهم

سال تحصیلی دانشگاه‌ها آغاز شد.

دانشگاه‌هاي همدان روزهای خلوت و گرم تابستان را پشت سرگذاشته و اکنون دانشجویان قدیمی و جدیدترها درحال رفت و آمد در آن هستند. سميه عباسي مراد حاصل، 20 ساله و اهل کرمانشاه، امسال در رشته روانشناسي دانشگاه پيام نور پذیرفته شده است.

وی در حالی که در راهروهای دانشگاه به این سو و آن سو می‌رود درباره انتخاب رشته می‌گوید: «من شناختی از بازار کار رشته‌ام ندارم. به مشاور گفتم رشته‌ای می‌خواهم که پول و درآمد داشته باشد و او این رشته را به من معرفی کرد.» دوست سميه در رشته معماري دانشگاه تبريز قبول شده است. شهلا اكبري از بازار کار خوب رشته‌اش می‌گوید و اینکه درحال حاضر شاغل است، امیدوارش می‌کنند.

برخلاف او اما در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشجویان امید چندانی به بازار کار ندارند.

برخی نیز کاملاً از آینده شغلی خود ناامیدند. عليرضا حاتمي، 19 ساله و اهل سرپل ذهاب، از بازار بسیار بد رشته‌هاي انساني بخصوص رشته خود كه فلسفه است حرف می‌زند و می‌گوید: «من امیدی به آینده شغلی‌ام ندارم. فقط می دانم که چهار سال در دانشگاه بودن بهتر از چهارسال علافی در کوچه و خیابان است».

فاطمه جعفري، 27 ساله و اهل تهران، دانشجوی فوق لیسانس ادبیات فارسی است. وی اشباع‌شدن رشته‌اش و ندادن حکم بازنشسته‌ها و جایگزین نشدن نیرو به جای آنها را از دلایل مهم بازار کار بی‌رونق ادبیات فارسی می‌داند. در دانشکده اقتصاد، دانشجویان به آینده شغلی خود امیدوارتر هستند.

حسين نقي‌زاده دانشجوی ترم دوم عمران است. برای وی ملاک انتخاب رشته بازار کار بوده است. این دانشجو معتقد است که در همه رشته‌ها بدون نیاز سنجی، دانشجو پذیرفته می‌شود.

حسين كه خود بسيار گله‌مند به نظر مي‌رسيد می‌گوید: «در رشته ما ورودی زیاد است. پیام نور، سراسری، غیرانتفاعی و ... . آدم شک می‌کند که چطور می‌شود برای این همه نیرو اشتغال ایجاد کرد!»

مهدي طهماسبي، ترم هفتم مهندسی کامپیوتر، در ایستگاه اتوبوس نزدیک دانشگاه ایستاده است.

وی آینده شغلی رشته‌های فنی را بسیار بهتر از رشته‌های علوم انسانی می‌داند و می‌گوید: «آخر رشته‌های انسانی به چه درد می‌خوردند!

كمي خودتان قضاوت كنيد رشته‌هاي انساني فقط براي خود شخص اهميت دارد، مگر اين گونه نيست.

اين دانشجوي غير بومي همدان مي‌كويد: اين رشته‌ها فقط برای بالا بردن اطلاعات شخصی خوبند!».

مهدي در ادامه می‌افزاید: «من مطمئنم که بعد از فارغ‌التحصیلی کاری بدست خواهم آورد اما اینکه در آمدش خوب باشد یا نه را نمی‌دانم.»

بیزاری از تحصیل زیر فشار بیکاری

از صحبت دانشجویان ترم‌های پایین‌تر می‌توان فهمید که ملاک آنها برای انتخاب رشته بیشتر علاقه بوده است و بازار کار در اولویت بعدی قرار دارد. در واقع تعداد کمی از دانشجویان از همان ابتدا به فکر بازار کار رشته خود هستند. رفته رفته وقتی آنها به ترم‌های بالاتر راه می‌یابند، آینده شغلی برای آنها از اهمیت بیشتری برخوردار می‌شود. اوج این اهمیت زمان فارغ‌التحصیلی است که عده‌ای را از انتخاب رشته دانشگاهی‌شان پشیمان می‌کند و عده‌ای را خرسند می‌سازد.

مهري قرباني 28 ساله و فارغ التحصیل رشته ریاضی است.

به گفته وی، بیکاری آن قدر به او فشار آورده که دیگر از هرچه تحصیل و دانشگاه است بیزار شده است. این فارغ‌التحصیل ریاضی درآمد اندکی از طریق آموزش ریاضی به شاگرد خصوصی به دست می‌آورد. مهري می‌گوید: «اگر به خیاطی رفته یا آرایشگری بلد بودم حالا کلی درآمد داشتم».

كبري رحيم زاده، لیسانس علوم اجتماعي و جامعه شناسی دارد.

چند روز بیشتر به جشن عروسی‌اش نمانده و وی به دنبال کامل کردن جهیزیه‌اش از این مغازه به آن مغازه می‌رود.

كبري به محض فارغ‌التحصیل شدن در آموزش و پرورش مشغول به کار شده است. وی می‌گوید: «من در پیدا کردن کار فقط شانس آوردم. یک آشنای قدیمی زمینه‌ساز اشتغال من شد در واقع پارتی داشتم». این فارغ‌التحصیل، شاغل شدن در ایران را فقط براساس رابطه می‌داند و می‌افزاید: «مثلث پ، پول، پارتی و شاید هم تا حدودی پررویی را در پیدا کردن کار از یاد نبریم.»

بعضی برای پیدا کردن موقعیت‌های شغلی بیشتر و بهتر ترجیح می‌دهند که به ادامه تحصیل بپردازند. معصومه اناري از این دسته است.

وی که لیسانس گرافيك دارد و اکنون دانشجوی فوق لیسانس گرافيك است، عقیده دارد که حتی با فوق لیسانس هم تضمینی برای پیدا کردن کار ندارد.

معصومه می‌گوید: «این همه وقت و هزینه صرف کردن برای به دست آوردن مدرکی که بازار کار به آن نیازی ندارد وضعیت بسیاری از جوانان جامعه ما است.»

اين دانشجوي اراكي می‌افزاید: «به نظر من با مدیریت علمی می‌توان از این همه وقت و هزینه برای اشتغال سودمند بهره گرفت نه اینکه بی‌حساب و کتاب هرروز ظرفیت دانشگاه‌ها را بالا برد. اوضاع واقعاً بحرانی است. مسئولان، این همه جوان تحصیل کرده بیکار را دریابند!»

صنعت و دانشگاه باهم غریبه‌اند

پیوند دانشگاه و صنعت بحثی تکراری است که هرساله سمینارها و همایش‌های مختلفی را به خود اختصاص می‌دهد. در این میان همیشه تاکید می‌شود که توسعه همه جانبه کشور نیازمند ارتباط نزدیک و متقابل این دو بخش اساسی است اما تاکنون نتیجه عملی این بحث‌ها این بوده که دانشگاه مانند سابق راه خود را برود و صنعت هم که سالیان دراز است از همکاری دانشگاه با خود ناامیده شده تکروی کند. اما قربانی اصلی این عدم تعامل و بی‌برنامگی میان این دو بخش، علاوه براقتصاد، انبوه دانشجویانی است که نه در دانشگاه تخصص و تجربه لازم و کافی را کسب می‌کنند و نه در صنعت جایی برای آنها در نظر گرفته شده تا پس از فارغ‌التحصیلی مشغول به کار شوند.

هر روز ظرفیت پذیرش دانشجو بالا می‌رود و هرساله به تعداد فارغ التحصیلان افزوده می‌شود بی‌آنکه به نیاز اساسی اشتغال برای آنها اندیشیده شود، انگار کار کرد اصلی دانشگاه شده تولید فارغ التحصیلان بیکار! آیا نمی‌توان ازاین همه نیروی با استعداد، هزینه و وقت، استفاده بهتری کرد و حداقل برای بخش بیشتری از آنها اشتغال آفرید؟ در واقع با وجود وضعیت اسفبار اقتصاد کشور راهکارهای علمی کم نیستند اما اینکه چرا نه تنها از این راهکارها استفاده نمی‌شود بلکه هرروز به عمق فاجعه و فاصله میان دانشگاه و صنعت افزوده می‌شود، مسئله اساسی دیگری است که تا مورد بررسی دقیق قرار نگیرد نمی‌توان گامی در جهت بهتر شدن اوضاع دانشگاه و صنعت و کاهش مشکلات انبوه فارغ‌التحصیلان بیکار برداشت و البته قدمی هم اقتصاد کشور از مسیر ناکجا آبادی که در حال طی کردن است به راهی درست هدایت کرد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 11:49  توسط محمد رضا نعيمي  | 

كتب درسي از نظر محتوا، روش، زبان، ساختار و شكل ظاهري

كتب درسي از نظر محتوا، روش، زبان، ساختار و شكل ظاهري تغييرات زيادي را در چند سال اخير نداشته است ولي اين تغييرات گاهاً به شكلي عجيب صورت گرفته و آن زمان است كه خبرنگار اين هفته‌نامه را وادار به تهيه اين گزارش مي‌كند.

بديهي است كه براي گزارش از محتواي كتب درسي مي‌بايست يك سري امتياز بندي صورت پذيرد كه ميزان امتياز هر يك از موارد با در نظر گرفتن زمينه‌هاي عاطفي، شناختي و مهارتي مخاطبان و با توجه به ميزان آگاهي‌ها و آمادگي ذهني فراگيران و ويژگيهاي شخصيتي و رواني و علائق آنان تعيين مي‌شود.

مهم‌ترين شاخصهاي ارزيابي و نقد كتب درسي در جنبه‌هايي است كه اين موارد را فرهاد ابوالفتحي مدرس دانشگاه در گفتگو با راهنگ سبز بيان داشته‌اند.

1. محتوايي: اين شاخص را مي‌توان در اين زمينه‌ها جستجو كرد: جامعيت مطالب با توجه به اهداف و سرفصلهاي دروس؛ روزآمدي داده‌ها و جديد بودن اطلاعات علمي؛ طرح سؤالهاي جديد و گشودن افقهاي تازه، مرتبط بودن مطالب كتاب با ساير دروس وابسته؛ ظرفيت مطالب كتاب در ايجاد ارتباط با موضوعات ميان رشته‌اي، در برانگيختن حس كنجكاوي و كاوشگري و تربيت تفكر انتقادي در فراگيران و نيز در برقراري ارتباط با يادگيرنده و اثرگذاري بر او؛ و سرانجام وجود تناسب ميان اطلاعات اصلي و جنبي.

2. روشني: موارد اين شاخص عبارت است از: روشمند بودن و داشتن وحدت روش در فصول مختلف؛ متناسب بودن روش تحقيق مؤلف با موضوع كتاب؛ ميزان رعايت اصول و بهره‌گيري از آموزه‌هاي علوم روان‌شناسي، فناوري آموزشي، برنامه‌ريزي درسي در تأليف كتاب؛ ميزان رعايت بي‌طرفي علمي در داوري؛ ميزان برخورداري از ابزارهاي لازم براي تفهيم مطالب؛ استفاده كافي از منابع موجود در تأليف كتاب؛ ميزان معتبر بودن منابع و ميزان رعايت امانت در استناد به منابع؛ و معرفي منابع كمكي اعم از چاپي و الكترونيكي مي‌باشند.

3. زباني: در اين شاخص مي‌توان به اين موارد اشاره داشت: ميزان رعايت ويژگيهاي زبان علمي؛ روان و رسا بودن متن؛ كيفيت معادل‌سازي اصطلاحات تخصصي؛ چگونگي ساختار دستوري متن؛ يك‌دست بودن رسم‌الخط و رعايت قواعد نگارشي.

4. ساختاري: شاخص ساختاري عبارت است از: طبقه‌بندي فصول؛ نظم منطقي و انسجام مطالب؛ طرح مباحث مقدماتي؛ بيان اهداف؛ داشتن نتيجه‌گيري در هر فصل و جمع‌بندي نهايي، خلاصه مطالب، تمرين و آزمون، پيشگفتار، مقدمه، داشتن راهنماي مطالعه؛ فهرست مطالب، فهرست راهنما، فهرست جداول و نمودارها، كتاب‌شناسي، فرهنگ اصطلاحات و واژگان دشوار و فرهنگ معادلها.

5. شكل ظاهري: اين شاخص مي‌تواند اين موارد باشد: قطع كتاب، حجم كتاب، نوع جلد، نوع كاغذ، كيفيت حروف نگاري، صفحه‌آرايي، صحافي و طرح جلد.

تغییر فونت و تصویر سازی کتابهای بخوانیم اول تا پنجم ابتدایی را امسال شاهد بوديم و طبق اخبار منتشر شده نسخه فشرده همه کتب درسی در سایت اداره کل چاپ و توزیع کتابهای درسی وزارت آموزش و پرورش به نشانی www.chap.sch.ir موجود است ولي اينكه اين تغييرات فونت بر چه اساسي بوده است سيار جالب است بدانيد كه هنوز هم براي عده زيادي سوال بوده است.

کودکان امروزي شاید همانند کودکی من و تو کوکب خانم و مهمان نوازیش را نشناسند، شاید دغدغه‌شان تصمیم مهم کبری نباشد و شايد حسنک و چوپان دروغگو که سهل است گاهاً يادآور دوران خوش شما شاید آنها اصلاً ندانند كه چنين درس‌هايي هم روزي براي ما خاطراتي بس شيرين را به همراه داشته است و با آن خاطرات هنوز هم ياد دوران كودكيمان هستيم.

آري برای من و تو که به هزاره دوم تعلق داریم یادآور خاطرات کودکی‌مان هرازگاهی خالی از لطف نباشد.

 پس آنچه در این گزارش می‌آید روایتی است از من و شما و خاطرات روزهای نابرگشتنی که دغدغه تاریخی ذهن من و همنسلان من است.

همان لحظه اول کبری می‌آید جلوی چشمانم و دور می شود و انگار همين ديروز بود كه تصميم كبري را خوانديم واملاي آن هم فردايش نوشتيم.

راستي چرا نپرسیدم بالاخره راز تصمیم بزرگش چه بود؟

با كمي تامل در كتاب فارسي انگار كه کبری از آن دور قهقهه می‌زند.

می‌گویيم: دلمان برای شما و همه آن درسهای شیرین و به یاد ماندنی دوران دبستان  تنگ شده است، شايد خورشيدي مي‌خواهيم براي بازگشت به آن دوران ولي حيف كه خورشيدي در كار نيست.

وقتي براي تهيه اين گزارش به سفارش سردبير به كتابخانه آموزش و پرورش و چند دوست مراجعه كرديم داخل يكي از قفسه‌ها ديديم كه کبری همان ته میان قفسه ها ایستاده و قهقهه می زند و چوپان دروغگو داد و هوارش گوش فلک را کر کرده و حسنک مشغول رسیدگی به غذای حیوانات است.

توان اين را نداريم كه گنجینه‌ای از خاطرات خاک خورده 153 سال تعلیم و تربیت به شیوه نوین که میان روزمرگیها گم شده را گزارشي دهيم ولي اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی، آري انگار كتاب جالبي است. اخلاق ناصری! کجا و من کجا. تاریخ انتشار کتاب به سال 1156 هجری شمسی بر می گردد. عارضی مسئول آرشیو می گوید: این کتاب را در مکتبخانه های قدیمی درس می‌داده‌اند و دانش آموزان باید آن را از بر می‌کردند. بسيار برايمان جالب بود و ديدني كه اين چنين كتابي را حفظ مي‌كردند.

فکرش را هم نمی توانم بکنم که کودکان ده دوازده ساله آن روزگار چطور از پس حفظ کردن چنین مطالب سنگینی بر می‌آمدند. یاد حرف قدیمی‌ها می‌افتم که همیشه می‌گویند " دیپلمه‌های آن روزگار از دکترهای امروز هم بيشترند!" شايد تنها نام كتاب‌هاي 100 سال پيش را بشنوي كمي كنجكاو شوي و همانند ماجراي ادامه يافتن ديگر كتب سراغ كتابخانه‌ها را بگيريد." اصول هندسه جناب حاج نجم الدوله میرزا عبدالغفار ". این میرزا عبدالغفار معلم کل علوم ریاضی مدرسه دارالفنون بوده است و کتاب در سال 1278 هجری شمسی منتشر شده است. وقتی کتابی 110 ساله تنها ببيني مات و مبهوت خواهي شد 110 سال عمر. می پرسيم در این 110 سال چند نسل آمده‌اند و این کتاب‌ها را خوانده‌اند و دکتر و مهندس شده‌اند و دارالفنونی که امروز در گوشه‌ای از تهران آرام و بی‌صدا در حال تخریب است و دم بر نمی‌زند.

عبدالغفار اینگونه در ابتدای کتاب از شاگرد باهوش خود تقدیر کرده است: " اشکال این کتاب را یکی از شاگردان باواسطه حقیر که فعلاً معلم ثانوی است، کشیده که او جوانی است باهوش و پراستعداد و دست قابلی در نقاشی و نقشه کشی دارد و زبان فرانسه را هم خوب ترجمه می‌کند."

نوع معرفی نویسنده در کتابهای درسی آن دوران همه به همین شکل است، گویا منزلت و جایگاه معلمی در آن دوران بالاتر از الان است. مثلا در معرفی نویسنده کتاب حساب ابتدایی با اسلوب جدید آمده "میرزا غلامحسین رهنما معلم ریاضیات عالیه و جغرافیا در مدرسه دارلفنون و مدرسه درالمعلمین و مدرسه علوم سیاسی."

مرور کتابهای حجیمی که هر کدام از عمقی سنگین و دشوار برخوردارند تو را به جدال با پرسشی که پاسخی از پیش معلوم شده دارد می‌کشاند. و آن این که روح پدران ما چگونه می‌توانستند این همه هندسه و ریاضیات، این همه ادبیات فارسی، این همه شیمی و فیزیک، تاریخ و جغرافیا، علوم طبیعی و زیستی را در عرض چند ماه تحصیلی ببلعند و آن را هضم کنند؟ يا آنان نابغه بودند و يا ....

گرچه ما با دیدن این حجم از دانش و سواد در یک کتابی مانند سعدی و اجبار نظام آموزشی آن زمان برای حفظ کردن این همه مطلب به این نتیجه رسیدیم که سواد ما امروزی ها در مقابل دانش‌آموزان آن دوران قطره‌ای در مقابل دریا است.

اولین کتاب درسی رنگی موجود در آرشیو کتابهای درسی متعلق به 122 سال پیش است که تاریخ 1266 هجری شمسی را پای خود دارد. اگر چه حکم رنگی بودن این کتاب را که "نباتات" نام دارد تنها چند برگ نقاشی رنگی، آن هم در بعضی از صفحات کتاب که با ظرافت خاصی کشیده شده‌اند، صادر می‌کند. سراغ اولین کتابهای درسی بعد از انقلاب یعنی سال 1358 که بروی بوی تازه کاغذ که فقط در همان روزهای اول مدرسه به مشاممان می خورد و بعد از چند ماه ورق خوردن از بین می‌رفت دوباره تمام وجودت را فرا خواهد گرفت. و تو اصلاً نمی‌فهمی چطور شد این همه دلتنگ آن روزگار خوش کودکی شدی و کلاس اول و مدرسه و صدای بچه‌ها که حرف به حرف کلمات زندگی را از معلمان خود می‌آموختند...

- بابا آب داد.

- بابا نان داد.

- سارا انار دارد.

- آن مرد آمد.

و انعکاس آن همه صدای پاک و بی غل و غش در چارچوب مغزت تکرار و تکرار می شود. به راستي بغضی سر راه گلویمان سبز شده است كه توان فرار نداريم. خودمان را می بینيم که تصمیم بزرگ کبری چه چیزهايي را  آموخت. خودمان را به ياد مي‌آوريم كه هزار بار با خودمان عهد كرديم هرگز مثل چوپان دروغگو دروغ نگوئيم ....

كتابهايي که با ما حرف می‌زنند و حکایتها و معادلات و تجربیات آدمها و مثلها و مسائل و محتویاتشان ما را به خود می‌خوانند. و ما ماند‌ه‌ایم که به حرف کدام یک گوش کنیم. از کتاب فارسی اول ابتدایی شروع می‌کنیم. جلد کاهی کتاب را که ورق می زنیم صدای حکیم توس از هزارتوی تاریخ رژه می‌رود: " توانا بود هرکه دانا بود "  و بعد از آن سخنی با آموزگاران و دانش آموزان عزیز. سخنی که فصل مشترک همه کتابهای دهه های 50 و 60 و 70 بود.

و اینک آزادیم!

"و اینک آزادیم. سلام برآزادی."

اولین کتاب فارسی اول ابتدایی بعد از انقلاب اسلامی را باز می کنيم. نویسنده درباره متون درسی قبل از انقلاب آورده است که: " کتابهای درسی شما را طوری می نوشتند که بعد از سالیان دراز، بتدریج نسبت به فرهنگ اصیل خود بیگانه شوید. لابد برنامه های استعماری اردوها را فراموش نکرده اید! و مطالب کتاب های درسی را بیاد دارید. تلویزیونهای رنگی را در کلاسهای بی بخاری با پنجره شکسته از یاد نبرده اید."

اگرچه روح حماسی سالهای ابتدایی انقلاب در همه کتابها جاری است اما نباید از لحن صمیمانه نویسندگان هم دور شد که نوشته اند: " امسال وقت کم بود و نرسیدیم در همه کتابها این کار را انجام دهیم (منظور ویرایش کتاب است) امیدوارم سال دیگر بتوانیم همه کتابها را درخور فکر و روح بلند شما بنویسیم" .

حالا رسیدم به تمرین خطها و داستانهای چند تصویری سگ و گربه، گربه و کلاف و تشت لباس، خط فاصله، کشیده، دایره و ... یاد سرمشقهای چند صفحه ای می افتم که تمام روزهای اول مدرسه مان با ذوق و شوق می نوشتیم تا بتوانیم هرچه زودتر به درس آب بابا برسیم و آن را یاد بگیریم.

بابا آمد  بابا آب دارد

بالاخره بابا آمد. بابا با آب آمد. به راستی چرا اول مادر نیامد؟ این سئوال ناگهان بعد از آن همه سال به ذهنم می آید. نکند این مسئله فکری من برخاسته از نگاه مردسالار آن روزها باشد؟

آن روزها زندگی روستایی برشهرنشینی ارجحیت داشته است . آن مرد اسب دارد. آن مرد داس دارد. آن مرد سبد دارد. آن مرد با اسب  در باران آمد.

حالا دیگر آن مرد اسب ندارد. آن مرد ماکسیما و زانتيا دارد. آن مرد با لب تابش آمد. آن مرد عابر بانك دارد. آن مرد بدون اینکه باران پالتوی گرم و ضد آبش را حتی لمس کند، آمد براستي آن زمان چه شيرين بود.

غذای لذیذ

امین و اکرم غذای لذیذشان آبگوشت بود و این دو فرزند خوب در پختن غذا به مادربزرگ‌شان کمک می‌کردند. دوستان مجید هم از خوردن آبگوشت لذت می برد.

اما امروز غذای لذیذ آرش و آوا پیتزا است و این دو فرزند خوب حتی در گرم‌کردن غذا با ماکروفر به مادرشان کمک نمی‌کنند. دوستان شاهين هم از خوردن پیتزای پپرونی لذت می برد.

 یاد روزی می‌افتيم که با بغضی در گلو این درس را با صدای بلند برای معلممان خوانديم که " روزی که به مدرسه آمدیم خواندن و نوشتن نمی‌دانستیم. از همان روزهای اول معلم مهربان ما را راهنمایی کرد. او خواندن و نوشتن را به ما یاد داد. ما از معلم خود سپاسگزاریم که به ما خواندن و نوشتن و کارهای خوب را یاد داد."

تورم در محتواي کتابهای درسي هم بيداد مي‌كند؟

کتاب ریاضی را برمی‌داريم. محتوای اصلی کتابهای ریاضی در سالهای اخیر چندان تغییر نکرده است ولی اعداد و ارقام نسبت به تورم تمام این سالها رشد جالب را به خود اختصاص داده‌اند. نرگس 630 ریال پول داشت؛ 250 ریال را برای کمک به جبهه داد و 180 ریال جوراب و پرگار خرید. روی هم چند ریال پول داده است و چند ریال از پولش باقی مانده است؟

حالا نرگس 30 هزار تومان یا شاید بیشتر در کیف خود دارد و تمام آن را بازی‌های رایانه‌ای می‌خرد و باز هم پول کم می‌آورد و....

حل مسئله، فصل مشترک همه کتابهای ریاضی از اول تا پایان دبیرستان بود. مسائلی که باید به ترتیب آنها را می‌نوشتیم و بعد هم  آنها را حل می‌کردیم. مسئله با یک رنگ و حل آن با رنگ دیگر. خیلی تمیز و مرتب بدون یک خط خوردگی ولي حالا...

اگرچه مولفان کتابهای درسی در ابتدای کتاب از معلمان خواسته بودند که از دادن تکلیف اضافی خودداری کنند ولی معلمان همچنان به دادن تکالیف مورد دلخواهشان ادامه می‌دادند و امروز هم شايد اصلاً تكليف شبانه معنا نداشته باشد چون ارائه كلاس‌هاي خصوصي براي درمان اين تكليف است.

کتابهای اوایل دهه هفتاد را که ورق می‌زنيم، کادر آبی را می‌بینم که در آن نوشته" توجه! به معلمان محترم اکیداً توصیه می‌شود از تعیین تکالیف اضافی برای دانش‌آموزان خودداری فرمایند و فقط تکالیف تعیین شده در کتاب را از دانش‌آموز خود خواستار شوند." به پرسشهای کتاب نگاه می‌کنيم.

1.از روی هریک از کلمه های درس که حرف "ش" در آنها به کار رفته است سه بار بنویسید.

2.معلوم کنید که هریک از کلمه هایی که نوشتید چند بخش است و چند صدا دارد.

3.از روی هریک از کلمات درس سه بار بنویسید.

4.از روی درس یکبار بنویسید.

شبهای پر از دیکته و مسئله های ریاضی و حفظیات علوم و تعلیمات دینی و اجتماعی که به این تکالیف اضافه می شد از جلوی ذهنمان می‌آیند و می‌روند و اين همان خاطرات شيرين است كه روزي و شبي با ترس انجام ندادن صحيح آن مي‌گذرانديم.

فصل مشترک کتابهای فارسی در همه پایه ها

به کتابهای ادبیات و فارسی برمی‌گرديم. کلمه و ترکیبهای تازه، پرسش، تکلیف شب اول و دوم و سوم همه فصل مشترک کتابهای دوم تا سوم دبیرستان است. البته در سالهای بالاتر دستور زبان هم به پایان هر درس اضافه شده بود. زمانهای حال آینده گذشته تا ماضی و مضارع استمراری و ماضي بعيد كه بسيار مورد علاقه‌يمان بود.

خوشنویسی هم لابه لای دروس گنجانده شده بود تا دانش‌آموزان تکالیفشان را زیباتر بنویسند.10 بار از روی خط " نعمتت بار خدایا زعدد بیرون است/ شکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار"

خانواده آقای هاشمی

کتاب تعلیمات اجتماعی سوم ابتدایی نوشته غلامعلی حدادعادل در سال 1361. همه دانش آموزان دیروزی و امروزی این خانواده خوشبخت را می شناسند.

علی هاشمی آن زمان کلاس سوم بود و مریم خواهرش کلاس دوم ابتدایی. سنشان را هم تخمین می‌زنيم. علی الان 33 سال دارد و مریم 32 سال. حتما هرکدام دارای همسر و فرزندانی هستند. آقای هاشمی هم حتماً از اداره پست نیشابور بازنشسته شده و به کازرون برگشته است.

ای کاش مي‌شدآقای هاشمی کارمند معمولی اداره پست را پیدا كرده و از او پرسيد که چگونه توانست با  خانواده 4 نفریش از اعضای خانواده‌اش و بدون کارت سفر تقریبا نیمی از ایران را سفر کند. قطعا صحبت‌های آقای هاشمی برای مسئولان گردشگری شنیدنی خواهد بود.

 این کتابهای کاهی که هرکدام من را یاد فصل کوچکی از زندگی‌مان می‌اندازد نمي‌توانم جدا شوم ولي چه كنم كه كتابها امانت و من و تو كتابهايمان را بعد از امتحان پاره كرديم و انداختيم كوچه‌هاي مسير مدرسه‌يمان اشعار بوستان سعدی و پروین اعتصامی و مصطفی رحماندوست. میان گذر پادشاه و فریاد شوق، تصمیم کبری و مرغ و جوجه های حسنک، مهمانهای ناخوانده کوکب خانم و کودک آواره فلسطینی. به شترها خيره مي‌شوم که دو پلک داشتند و چشم باز می‌خوابیدند.

کتابهای درسی دهه 80 کتاب‌هایی با جلد گلاسه و صفحات سفید با رنگ‌های متنوع و نقاشی‌های جدید. کتاب‌های بخوانیم و بنویسیم و ریاضی و علومی که برای حل مسائلشان و نوشتن تکالیفشان دیگر نیازی به دفترهای 100 برگ و 200 برگ نیست.

دیگر بابا در اول کتاب فارسی آب این مایع حیات را نمی آورد. اکرم جای خود را به آزاده داده ولی امین هنوز هم کودک است. انگار امين پاي ثابت است و بند (پ) دارد.

مادر در کنار بابا به صفحه اول درسی آمده و تلویزیون و رادیو به عنوان تکنولوژی‌های جدید به صفحه اول راه پیدا کرده‌اند. راستی دیگر خبری از آن همه خط فاصله و کشیده و دایره و... نیست. کلاس اولی‌ها زودتر از ما حروف را یاد می‌گیرند.

کلمه و ترکیب های تازه جای خود را به" گوش کن و بگو"، "بازی"، " به دوستانت بگو" داده است. مصطفی رحماندوست شاعر همدان و هم‌استاني ما هم كه با آن خاطرات شيريني داشتيم هم شعرهای جدیدی گفته است. "بابا آمد به به به، مامان خندید قه قه قه، با او روشن شد خانه، او شمع و ما پروانه."

تصاویر روستانشینی و مزارع کشاورزی هم جای خود را به خیابانهای شلوغ داده‌اند و حیوانات هم دیگر در جنگل زندگی نمی‌کنند و به باغ وحش نزدیک شهر مهاجرت کرده اند. انگار خشك‌سالي به داخل و محتواي كتب هم سرايت كرده و كشاورزي و روستانشيني همانند قبل نيست.

کوکب خانم هم پیر شده و با دو نوه و عروس و دامادش زندگی می‌کند.

تعلیمات دینی جای خود را به هدیه آسمان داده که البته اسم قشنگ‌تری است. ولي شكل بعضي كتابها با يكديگر متفاوت است.

راستي دیگر اول کتابهای هم سخنی با آموزگار نیامده تا دانش‌آموزان از ترفند معلمان برای تدریس با خبر شوند و آنها هم کتابهای جدا برای تدریسشان دارند.

کبری کوکب خانم خانوده آقای هاشمی چوپان دروغگو  حسنک کجایید

آیا کبری در تصمیم خود در مواظبت بیشتر از کتابهایش عمل کرد، راستی حسنک کجاست؟ نکند راننده و يا دلال و بنگاهي شده است. مرغ و جوجه و گاوهایش کجا هستند. حتما آنها را فروخته و پی لقمه نانی آمده در شهر و شغل كاذبي بدست گرفته است.

جای دندان‌های شیری هما هم دندان اصلی در آمده و باور کن تا الان چندبار آنها را پرکرده و  برای زیبایی فک یک بار هم آنها را ارتدنسی کرده است.

کودک آواره فلسطینی که در نامه خود به کودک ایرانی گفته بود" دشمن کشور ما را گرفته است، ما در بیابانها و زیر چادر زندگی می‌کنیم. تازه اینجا هم دشمن ما را راحت نمی‌گذارد" هنوز هم هست. اما اگر این بار او نامه بنویسد قطعاً از موشکهای هسته‌ای، بمبهای فسفری ، کشتار دسته جمعی خواهد نوشت و بغضی که هنگام وارد شدن دشمن به چادرها فرو خورده می‌شود را ايميل خواهد كرد.

راستی چوپان دروغگو کجاست؟ در کدام یک از این اداره های دولتی و خصوصی مشغول به کار است. آیا هنوز هم او را به خاطر دروغ هایش تقبیح می کنند؟ آيا راستگويي را ياد گرفته يا بدتر شده و اسم راستگو را دارد.

از کارکردهاي آموزش و پرورش اجتماعي‌کردن کودکان و نوجوانان است بطوريکه مفاهيم تربيت اجتماعي از جمله خود کفايتي، ابراز وجود، استقلال، همکاري، نوع دوستي و ده‌ها مولفه تربيتي ديگر که به نوعي شخصيت اجتماعي کودکان را شکل مي‌دهد، در همين دوران آموزشگاهي تحقق مي‌پذيرد.   

از نظر و ديدگاه جامعه شناسان، خانواده، اولين و مهمترين عامل جامعه پذيري فرد محسوب مي‌شود و مدرسه دومين نهادي است که اين مهم را برعهده مي‌گيرد. البته طبق اين ديدگاه مفهوم تربيت اجتماعي از قلمرو نهادهاي رسمي مثل خانواده و مدرسه فراتر مي‌رود و مطبوعات، راديو و تلويزيون و تجارب شخصي را نيز شامل مي‌شود و ميدان گسترده‌تري مي‌يابد.

براي اين که تعليم و تربيت از چارچوب محدود مدرسه خارج شود و کارکرد اجتماعي آن در پهنه توسعه اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه روشن شود، بايد تربيت اجتماعي سرلوحه روش‌هاي آموزش و پرورش قرار گيرد.

در همين رابطه دانش آموزان بايد با محيط خود سازگار گردند و چنين تحولي مستلزم اتخاذ روش‌هاي تربيتي و تغيير در محتويات برنامه‌هاي آموزش و پرورش است.

جامعه شناسان معتقدند، مدرسه به تنهايي يکي از وسايل تربيت فرد است و کار آن بايد با تاثير عوامل اجتماعي و نهادهاي مرتبط با اجتماعي شدن فرد (خانواده، گروه، رسانه ها و...) تکميل شود.

ضمن تعليم کودکان در مدارس بايد اشکال ديگر آموزش مانند مبارزه با بي‌سوادي، ترويج کشاورزي، شرکت در تعاوني‌ها، آشنايي با تکنولوژي و علوم و فنون جديد و... نيز وجود داشته باشند تا از اين طريق، زمينه‌هاي تربيت اجتماعي از تمام جهات گسترش يابد.

با تحقيقات و بررسي‌هاي که جامعه شناسان در خصوص اهداف و کارکردهاي مدرسه و تربيت اجتماعي که توسط اين نهاد صورت گرفته است اين گونه نتيجه گرفته‌اند که تربيت اجتماعي در مدارس بگونهاي که صحيح و برنامه‌ريزي شده و براساس اصول باشد باعث مي‌شود نتايجي چون تقويت وجدان کاري و گسترش و عمق نظم‌پذيري اجتماعي در تمام پهنه‌هاي زندگي، تقويت مهارت‌هاي اجتماعي در قدرت سازگاري با ديگران، تقويت روح همکاري، همدلي، نوع دوستي، گذشت، فداکاري و همزيستي، ايجاد حسن احترام به خود، ديگران و تحمل عقايد ديگران، شناخت اصول، قانونمندي‌ها و تبعيت از آنها در هنگام برخوردهاي فردي و اجتماعي، گسترش همياري درسي و تحصيل از طريق گروه‌هاي دانش‌آموزي، تمرين نقش‌پذيري، مسووليت‌پذيري و تن دادن به کارهاي جمعي و تعاون براي پيشبرد اهداف تربيتي و تمرين مشارکت جمعي، تصميم‌گيري جمعي و مشخصه‌هاي آن به دست آيد.

رضا عسگري معاون آموزش و پرورش كبودراهنگ در مورد مقوله اجتماعي کردن مي‌گويد: در فرهنگ علوم اجتماعي آماده شدن فرد براي به عهده گرفتن نقش در جامعه و آينده را جامعه‌پذيري مي‌گويند و افراد در نهادهاي مختلف جامعه‌پذير مي‌شوند به طوري که اولين نهاد جامعه‌پذير کردن فرد، خانواده و دومين نهاد نيز محيط مدرسه است و بينابين هم محيط جامعه ، گروه دوستان ، همسالان و ... در جامعه‌پذيري فرد نقش دارند.

اين مقام مسئول با بيان اينکه خانواده تا يک مقطع سني خاصي بعنوان مثال تا حدود شش سالگي وظيفه اجتماع‌پذيري فرد را به تنهايي برعهده دارد گفت: از اين مرحله به بعد نهاد ديگري نيز در امر جامعه‌پذير کردن فرد با نام " مدرسه " دخيل مي‌شود.

وي با تاكيد بر نقش مدرسه و خانواده در شكل‌گيري شخصيت كودك مي‌گويد: چنانچه در خانواده گروه رفتارهايي به کودک آموزش داده مي‌شود که با هنجارهاي مدرسه مطابقت ندارد، فرد دچار تعارض در نقش مي‌شود و براي اصلاح آن بايد دو نهاد خانواده و اولياي مدرسه با هم تعامل داشته باشند تا بتوان به هدف جامعه‌پذيري صحيح نائل شويم.

عسگري در ادامه اضافه مي‌كند: اگر بخواهيم از اثر پذيري نهاد مدرسه در جامعه پذيري فرد غافل نشويم مي‌توان گفت معمولا بخش زيادي از شخصيت کودک و نوجوانان در جريان جامعه‌پذيري در محيط‌هاي آموزشي شکل مي‌گيرد.

وي اعتقاد دارد كه در محيط مدرسه زماني به هدف جامعه‌پذيري درست نائل مي‌شويم که هنجارها و ارزشهايي که در محيط مدرسه به فرد آموزش داده شود با نظام هنجارها و ارزشهاي خانواده و در راس آن جامعه سنخيت داشته باشد.

عسگري با تشريح برخي ارزش‌هاي موجود در مدارس و خانواده و تعاريض اين دو مي‌افزايد: در صورت تعارض هنجارها و ارزشهاي محيط مدرسه با خانواده و جامعه، جامعه‌پذيري فرد با مشکل مواجه مي‌شود و در روند شخصيتي وي تاثير گذار خواهد بود بنابراين بايد هنجارهايي در مدرسه آموزش داده نشود که در خانواده اين هنجارها، به اصطلاح نابهنجاري محسوب ميشوند و يا فاقد ارزش هستند و يا اينکه ارزشهايي لحاظ نشود و در باورهاي دانش آموز نگنجد که در محيط اجتماعي فاقد پرستيژ باشند.

وي مي‌گويد: بطور کلي سه نهاد خانواده، مدرسه و جامعه بايستي با هم هماهنگ باشند و هماهنگ بودن آن ها در جامعه‌پذيري فرد به اين معنا نيست که هر کدام سليقه‌هاي آموزشي اجتماعي پذيري را به کار نبرند بلکه به اين معناست که تعارضي در هنجارها و ارزشها براي فرد ايجاد نشود.

وي گفت: دانش‌آموز بيشتر سعي دارد اولياي مدرسه را بعنوان الگوهاي خود مد نظر قرار دهد؛ حتي اگر والدين فرد در گروه اولياي مدارس باشند اين الگوپذيري در بين دانش‌آموزان ديده مي‌شود و فرد تمايل دارد رفتار و نگرش معلم و اولياي مدرسه ( بخصوص در سال هاي آغازين مدرسه ) را سرلوحه کار خود بداند بنابراين بايستي معلمين و مسوولان مدارس نسبت به اين امر مهم توجه کنند و در رفتارهايي که در محيط مدرسه از خود بروز مي‌دهند با دقت بيشتري همراه باشد که تاثير منفي بر رفتار کودک نداشته باشند.

چنانچه رفتارهايي که در محيط آموزشي انجام مي‌شود و فرد آن را بعنوان الگوي خود مد نظر قرار دهد جامعه‌پذيري در فرد ناقص صورت مي‌گيرد و اين‌ همان مسئله‌اي كه قبلاً اشاره شده بود.

وي در پايان خاطر نشان كرد: محيط مدرسه علاوه بر اين که در جامعه‌پذيري صحيح فرد نقش بسزايي دارد، فرصت مناسبي را نيز فراهم مي‌کند که استعدادهاي نهفته فرد در محيطي مستعد شکوفا شود و بايد از آن استفاده كرد.

امسال 937 عنوان کتاب درسی با تیراژ 140 میلیون جلد برای 14 میلیون دانش آموز به چاپ رسید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 11:48  توسط محمد رضا نعيمي  |